جوان آنلاین: مردی که پس از بازگشت از تعطیلات نوروز در جریان مشاجره با همسرش وی را به قتل رساندهبود، جزئیات بیشتری از حادثه را شرح داد.
عصر روز سهشنبه پنجم فروردین ماه، قاضی محسن اختیاری، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری جنتآباد از مرگ مشکوک زن جوانی با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شدند.
تازه عروس
تیم جنایی داخل یکی از آپارتمانهای ساختمان مسکونی با جسد زن ۴۵ سالهای به نام مهتاب روبهرو شدند که به طرز مشکوکی به کام مرگ رفتهبود. بررسیها حکایت از آن داشت ساعتی قبل شوهر این زن هراسان با اورژانس تماس میگیرد و ادعا میکند حال همسرش بد شده و درخواست کمک میکند. تیم پزشکی اورژانس وقتی به محل حادثه میرسد، متوجه میشود زن جوان به احتمال زیاد بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن فوت کردهاست و به همین خاطر حادثه را به پلیس خبر میدهد.
تیم جنایی در نخستین گام از شوهر زن فوتشده تحقیق کردند و وی در ادعایی گفت: «ساعتی قبل برای انجام کاری از خانه بیرون رفتم، اما همسرم داخل خانه مشغول تمیز کردن وسایل بود. وقتی به خانه برگشتم، دیدم همسرم از روی چهار پایه به پایین سقوط کرده و بیهوش شدهاست که با اورژانس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم. وقتی اورژانس رسید و معاینه کرد، فهمیدم همسرم فوت کردهاست.»
بازداشت
در حالی که مرد جوان ادعا میکرد همسرش بر اثر حادثهای فوت کردهاست، مأموران متوجه خراشهایی روی دست و صورت وی شدند که حکایت از آن داشت این خراشیدگیها در اثر درگیری بهوجود آمدهاست. همچنین مشخص شد همسایهها هم لحظاتی قبل از حادثه صدای درگیری و مشاجره آنها را شنیدهاند. با به دست آمدن این اطلاعات مأموران مرد جوان را به عنوان مظنون بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم در بازجوییها با تناقضگویی قصد فریب مأموران را داشت، اما در نهایت به قتل همسرش اعتراف کرد. وی صبح دیروز برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و ماجرای قتل همسرش را توضیح داد. متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
گفتوگو با متهم
گریه پس از قتل
قاتل مرد ۴۴ سالهای به نام فرزاد است که ادعا میکند قصد قتل همسرش را نداشته است و پس از حادثه هم بالای سر همسرش گریه کردهاست.
فرزاد فرزند هم دارید؟
نه ما تازه ازدواج کردهایم. ۹ ماه قبل پس از چند سال آشنایی با هم، جشن ازدواجمان را برگزار کردیم.
با همسرت اختلاف داشتی؟
ما اصلاً اختلافی نداشتیم و رابطه خوبی با هم داشتیم و عاشق هم بودیم.
چطور با هم آشنا شدید؟
حدود چهار سال قبل در کلاسهای روانشناسی ثبتنام کردم و در آنجا با مهتاب آشنا شدم. ما ابتدا با هم ارتباط تلفنی داشتیم و بعد از آشنایی هم به هم علاقه پیدا کردیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. سپس عقد کردیم و ۹ ماه قبل هم ازدواج و زندگی مشترکمان را آغاز کردیم، اما خیلی طول نکشید و الان من به جرم قتل همسرم بازداشتم.
مشکل مالی داشتید؟
نه. همسرم کارمند بانک بود و حقوقش هم خوب بود. خودم قبلاً مشاور املاک کار میکردم، اما مدتی قبل پولهایم را در بانک سپردهگذاری طولانیمدت کردم و هر ماه سود آن را میگیرم و مشکل مالی نداشتیم.
چرا این اتفاق رخ داد؟
باور کنید به خاطر هیچ. ما برای تعطیلات نوروز به ویلای پدرزنم در شمال کشور رفتیم و روز پنجم به تهران برگشتیم تا همسرم به محل کارش برود. او به محل کارش رفت و بعد از ظهر که به خانه برگشت، شروع به مرتب کردن کمدها کرد. لحظاتی بعد شروع به غر زدن کرد و گفت چرا جاکفشی که قرار بود قبل از عید بخرم نخریدهام. سر همین موضوع با هم درگیر شدیم و او هم شروع به داد و فریاد کرد و به صورتم چنگ انداخت. خیلی عصبانی شدم و با دستم جلو دهانش را گرفتم و متوجه نبودم چند دقیقهای طول کشید که فهمیدم همسرم نفس نمیکشد.
بعد چه شد؟
وقتی روی زمین افتاد، نبضش را گرفتم، اما فهمیدم نفس نمیکشد. خیلی ترسیدم و برای لحظاتی به خیابان رفتم و دوباره به خانه برگشتم و دقایقی بالای سر همسرم گریه کردم. سپس احتمال دادم زنده بماند و با اورژانس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم، اما وقتی پزشک اورژانس معاینه کرد، گفت همسرم فوت کردهاست.
چرا صحنهسازی کردی؟
من قصد قتل همسرم را نداشتم، اما وقتی فهمیدم فوت کرده، ترسیدم.
حرف آخر؟
خیلی پشیمان هستم.