نویسندگان: آسترید شورویل، عضو میهمان در برنامه اروپا، روسیه و اوراسیا
دورین هورشین، همکار، پروژه مسائل هستهای
جوان آنلاین: در ۲۰ فوریه ۲۰۲۵، اندکی پیش از انتخابات زودهنگام آلمان، فردریش مرتس، رئیس حزب محافظهکار اتحادیه دموکرات مسیحی و صدراعظم احتمالی بعدی آلمان، بیانیه برجستهای در مورد آینده بازدارندگی هستهای اروپا ارائه کرد: «ما باید با بریتانیا و فرانسه - دو قدرت هستهای اروپایی - در مورد اینکه آیا اشتراک هستهای یا حداقل امنیت هستهای بریتانیا و فرانسه میتواند شامل حال ما نیز شود گفتوگو کنیم.»
آلمان از زمان جنگ سرد یکی از شرکتکنندگان کلیدی در ترتیبات اشتراکگذاری هستهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بوده است. این اقدام با میزبانی از سلاحهای هستهای ایالات متحده و نگهداری از هواپیماهای با قابلیت دوگانه که میتوانند در صورت لزوم آنها را تحویل دهند، صورت گرفته و نقش یادشده در طولانی این مدت، نماد همبستگی فراآتلانتیک بوده است، اما در بحبوحه عدم اطمینان فزاینده در مورد تعهدات ایالات متحده به تضمینهای امنیتی ناتو به موضوع بحثهای سیاسی جدید تبدیل شده است.
سؤال اول: عدم اطمینان در مورد تعهد ایالات متحده چگونه بحث بازدارندگی هستهای اروپا را شکل میدهد؟
پس از اظهارات مرتس در مصاحبهای در روز شنبه، اول مارس ۲۰۲۵، امانوئل ماکرون رئیسجمهور فرانسه گفت که آماده است، بحث را در مورد بازدارندگی اروپا آغاز کند و یادآور شد همیشه برای منافع حیاتی فرانسه در دکترین هستهای این کشور یک بعد اروپایی وجود داشته است. با این وجود او تصریح کرد که چنین بحث حساسی باید با دقت در چارچوب کنونی که ممکن است تعهد سیاسی ایالات متحده زیر سؤال رود، تنظیم شود. اظهارات ماکرون و مرتس در یک لحظه مهم ابراز شد، زیرا مواضع دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده در قبال ناتو و رویکرد او در قبال جنگ روسیه در اوکراین، آینده همکاری دفاعی فراآتلانتیک را مورد تردید قرار داده است. زمانی که ترامپ در سال ۲۰۲۴ گفت: «آنها [روسیه]را تشویق میکنم تا هر کاری را که میخواهند انجام دهند»، به این نکته اشاره کرد که احتمالاً واشینگتن ممکن است به تعهد خود برای دفاع از همه اعضای ناتو در صورت حمله که چالشی مستقیم برای این اتحاد در دفاع جمعی است، پایبند نباشد؛ مقامات دولت جدید ایالات متحده بر این نگرانیها افزودهاند. در حالی که آلمان مدتها به بازدارندگی هستهای گسترش یافته (Extended Deterrence) ایالات متحده متکی بوده، عدم اطمینان فزاینده در مورد تعهدات واشینگتن بحثهایی را برانگیخته است و این پرسش مطرح است که آیا فرانسه و بریتانیا میتوانند جایگزین مناسبی ارائه دهند یا خیر. با این حال، موانع راهبردی، اعتقادی و لجستیکی مهم، چنین تغییری را دشوار میکند.
پرسش دوم: متن سیاسی اظهارات مرتس در مورد محافظت هستهای فرانسه- بریتانیا در شرایط ژئوپلتیک فعلی چیست؟
در این زمینه، نخست باید اظهارات فردریش مرتس درک تا اهمیت و هدف آنها ارزیابی شود. او این اظهارات را در طول یک مصاحبه پخش زنده و نه به عنوان بخشی از یک بیانیه سیاستی که به دقت تهیه شده بود، بیان کرد. به جای تغییر سیاست رسمی، سند رسمی یا بیانیه کمپین آماده شده، اظهارات او پاسخی خودجوش در یک سالن شهر بود، مانند محیطی که مصاحبهکننده مستقیماً از او در مورد اشتراکگذاری هستهای بریتانیا و فرانسه سؤال میکرد. این تمایز بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد که بیانیه مرتس ممکن است تلاشی عمدی برای تحت فشار قرار دادن دولت ایالات متحده برای شفافسازی تعهد خود به بازدارندگی هستهای گسترده ناتو نباشد. در عوض، نظرات او ممکن است منعکسکننده تفکر اولیه در مورد جایگزینهای بالقوه البته در صورت نیاز باشد. اظهارات مرتس درباره فرض جدایی ایالات متحده از امنیت اروپا مطرح شد. در آغاز دولت دوم ترامپ، بحثهای اروپایی تحت سلطه فرضیات و ترس از رهاشدن بود. اکنون به نظر میرسد که این ترس به واقعیت تبدیل شده و این سؤال مطرح است که ایالاتمتحده تا چه اندازه از آن خارج خواهد شد. با در نظرگرفتن این پیش زمینه، مرتس بر ضرورت متکیشدن بیشتر اروپا به خود تأکید کرد و هشدار داد که دونالد ترامپ دیگر بدون قید و شرط به تعهدات دفاعی متقابل ناتو احترام نخواهد گذاشت و تأکید کرد حالا اروپا باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا حداقل بتواند به تنهایی از قاره اروپا دفاع کند. بحثهای دیپلماتیک جدی در مورد بازدارندگی اروپا برای آلمان هنوز آغاز نشده است، زیرا مرتس مشغول تشکیل یک دولت ائتلافی است. در حالی که مرتس در ماههای آینده در سمت صدراعظم فعالیت خود را آغاز میکند، این نیز بیش از پیش روشن میشود که آیا اظهارات او نشانگر تغییری جدی در رویکرد آلمان درباره بازدارندگی هستهای گسترش یافته است یا صرفاً لفاظیهای سیاسی در یک محیط مبارزات انتخاباتی داغ محسوب میشود.
پرسش سوم: اهداف ایالات متحده در مورد سیاست بازدارندگی گسترده هستهای خود در اروپا چیست؟
تعهد ایالات متحده به بازدارندگی هستهای گسترده در اروپا ریشه در تعهد دفاع دسته جمعی ناتو، ذیل ماده ۵ دارد که با تضمینهای سیاسی مقامات امریکایی مبنی بر اینکه تسلیحات هستهای جزء اصلی بازدارندگی باقی میماند، تقویت شده است، به طوری که خود ناتو نیروهای هستهای متحد را بالاترین تضمین امنیت اتحاد توصیف میکند. با این حال، این تضمینها به جای اینکه از لحاظ قانونی الزام آور باشند، سیاسی هستند. در حال حاضر، هیچ تصمیمی در واشینگتن اتخاذ نشده که نقش خود را در ارائه بازدارندگی هستهای گسترده به متحدان ناتو از جمله آلمان، جایی که چندین کلاهک جنگی مستقر شده، تجدیدنظر کند. طی چند هفته گذشته، مقامات دولت ترامپ چندین جنبه از تعهد ایالات متحده به اروپا را مورد تردید قرار دادهاند که این نشان میدهد اروپا باید برای دفاع خود بیشتر تلاش کند و احتمالاً نیروهای امریکایی از این قاره خارج خواهند شد. با این وجود، آنها درباره ادامه بازدارندگی گسترده ایالات متحده از جمله استقرار چند صد سلاح هستهای ایالات متحده مستقر در اروپا از دهه ۱۹۵۰، تردیدی به خود راه ندادهاند. در ماههای منتهی به انتخابات ایالات متحده، کارشناسان امریکایی در هر دو طرف طیف سیاسی از پیگیری بازدارندگی گسترده به عنوان ستونی در موضع استراتژیک ایالات متحده دفاع کردهاند. حتی کارشناسانی که خواستار اولویتبندی مأموریت نیروهای امریکایی در خارج از کشور هستند نیز خواستار تقویت مأموریت هستهای در اروپا با هدف جلوگیری از حملات احتمالی همزمان در اروپا و آسیا شدهاند. با وجود این، اروپاییها از این نگرانند که تعهد سیاسی زیربنای چتر هستهای ایالات متحده دیگر قابل اعتماد نباشد و چنین نگرانیهایی از تأکید دولت ترامپ بر کاهش دخالت نظامی ایالات متحده در خارج ناشی شده که باعث ایجاد تردید در مورد دوام طولانی مدت تضمینهای امنیتی ناتو شده است، در حالی که ایالات متحده همچنان بر تعهد خود به بازدارندگی هستهای گسترده در بیانیههای عمومی تأکید میکند، عدم شفافیت در مورد عزم سیاسی این کشور باعث شده تا اعضای ناتو بهویژه کشورهای اروپایی، اعتبار سیاسی بازدارندگی آینده را زیر سؤال ببرند. بنابراین، نیات ایالات متحده در مورد سیاست بازدارندگی گسترده هستهای خود در اروپا مبهمتر میشود. سؤال اصلی این است که آیا ایالات متحده تحت هر شرایطی به تعهدات خود در زمینه امنیت هستهای خود ادامه میدهد یا اینکه پویاییهای سیاسی در حال تحول ممکن است به نقش محدودتری برای ایالات متحده در آینده منجر شود؟
پرسش چهارم: آیا حفاظت هستهای فرانسه و انگلیس میتواند به عنوان یک راهحل مناسب در صورت خروج ایالات متحده از قاره اروپا عمل کند؟
در شرایط فعلی، نیروهای هستهای فرانسه و بریتانیا مکمل بازدارندگی گسترده ایالات متحده هستند، اما در صورت خروج ناگهانی نیروهای هستهای ایالات متحده، راهحل مناسبی وجود ندارد. فرانسه و بریتانیا به روشی که ایالات متحده در ناتو انجام میدهد، ضمانت بازدارندگی گستردهای ارائه نمیکنند. مشارکت دو کشور دارای سلاح هستهای اروپایی در موقعیت کلی هستهای اتحاد آتلانتیک از زمان نشست اتاوا در سال ۱۹۷۴ به رسمیت شناخته شده است. با این وجود، ساختارهای زرادخانه و دکترینهای هستهای فرانسه و بریتانیا این احتمال را به حداقل میرساند که آنها بتوانند برای بازدارندگی گسترده ایالات متحده در صورت عقبنشینی کامل، جانشینی تدارک ببینند. اندازه زرادخانههای فرانسه و بریتانیا کاملاً برای پاسخ به حملهای بر اساس منافع حیاتی آنها طراحی شده است. فرانسه با کمتر از ۳۰۰ کلاهک هستهای و بریتانیا با کمتر از ۲۵۰ کلاهک، زرادخانههای بسیار کوچکتری نسبت به ایالات متحده دارند که در مجموع دارای هزار و ۷۰۰ کلاهک است. نکته دیگر اینکه، سلاحهای هستهای که در حال حاضر از سوی ایالات متحده در اروپا ذخیره میشود، برخلاف سیستمهای دریایی یا زمینی قابلیتهای هوابرد دارند. از میان دو قدرت هستهای اروپایی، تنها فرانسه دارای قطعه هستهای هوابرد است و جایگزینی بازدارندگی گسترده ایالات متحده در حال حاضر نیازمند تلاشهای شدید متحدان اروپایی است که این چشمانداز را بعید جلوه میدهد. در نهایت و مهمتر از همه دو قدرت هستهای اروپایی دکترین هستهای ندارند که با ایده گسترش بازدارندگی هستهای خود از طریق استقرار تسلیحات خود در کشورهای دیگر سازگار باشد. بریتانیا به صراحت تصریح میکند که بازدارندگی هستهایاش از قبل به دفاع از ناتو اختصاص یافته است. از سوی دیگر، فرانسه در گروه برنامهریزی هستهای ناتو شرکت نمیکند و دکترین هستهای دارد که بر استقلال تصمیمگیری هستهای خود پافشاری میکند.
البته لازم به ذکر است که امانوئل ماکرون از شرکای اروپایی برای شرکت در گفتوگوی راهبردی با فرانسه در مورد «نقش بازدارندگی هستهای فرانسه در امنیت جمعی» در سال ۲۰۲۰، در یک سخنرانی که استراتژی هستهای فرانسه را تشریح میکرد، دعوت کرد. اکنون متحدان اروپایی میتوانند از این پیشنهاد استفاده و بحثهایی را درباره نقش فرانسه و بریتانیا به عنوان دو قدرت هستهای اروپایی آغاز کنند. این روند باید با دقت طراحی شود تا این بحثها به فوریترین نیاز در قاره اروپا، یعنی تقویت مشارکتهای متعارف در وضعیت دفاعی کلی مرتبط باشد. همچنین ضروری است تا از نشان دادن هرگونه علامت که نماد خودداری از بازدارندگی گسترده است، اجتناب شود، چراکه دشمنان ناتو میتوانند برای ایجاد تفرقه بین متحدان از آن سوء استفاده کنند.
پرسش پنجم: تغییر در وضعیت هستهای اروپا چگونه بر معماری منع اشاعه تأثیر میگذارد؟
تأثیر تغییر در موضع هستهای اروپا بر معماری منع اشاعه به ماهیت تغییر بستگی دارد. معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) که کشورهای جدید را از تولید سلاحهای هستهای منع میکند و پایه نظم هستهای جهانی است، به صراحت به اشتراکگذاری هستهای ناتو اشاره نمیکند، اما این رویه همچنان محل بحث است. اعضای ناتو تأکید دارند که اشتراکگذاری هستهای ناقض NPT نیست، زیرا این سلاحها در زمان صلح تحت کنترل ایالات متحده باقی میمانند. آنها همچنین ادعا میکنند که این رویه قبل از لازمالاجرا شدن معاهده در سال ۱۹۷۰ ایجاد شد و به صراحت در طول مذاکرات مورد توجه قرار گرفت و به رسمیت شناخته شد.
در یک سناریوی افراطی مانند استقرار تسلیحات هستهای فرانسه یا بریتانیا در آلمان، محدودیتهای NPT افزایش مییابد، در حالی که آلمان کنترل مستقیم کلاهکها را ندارد، منتقدان معتقدند که چنین اقدامی ناقض معاهده است. در واقع اگر این پیکربندی جدید، مستلزم افزایش اندازه زرادخانههای هستهای آنها باشد، این ترتیبات جدید است که در NPT پیشبینی نشده و حتی میتواند با تعهدات فرانسه و بریتانیا در مورد خلع سلاح مغایر باشد. روسیه اخیراً این مرزها را با استقرار تسلیحات هستهای در بلاروس آزمایش کرد و بحثهایی را در مورد پیامدهای این معاهده برانگیخت. تغییرات کمتر، مانند استقرار هواپیماهای اتمی فرانسوی در آلمان یا سایر متحدان اروپایی، ممکن است مستقیماً رژیم منع اشاعه را به چالش نکشند، اما احتمالاً انتقاداتی را به دنبال خواهد داشت، به ویژه در میان کشورهای غیرهستهای در جنوب جهانی؛ جایی که استانداردهای دوگانه در رویکرد غرب به مسائل هستهای رایج است. علاوه بر این در شرایطی که روسیه آشکارا قوانین بینالملل را زیر پا میگذارد و چین از بازدارندگی گسترده هستهای ایالاتمتحده در اقیانوس هند و اقیانوس آرام انتقاد میکند، هر تغییری در موضع هستهای اروپا میتواند خطرات استراتژیک را در یک محیط ژئوپلتیکی که از قبل پرتنش است، افزایش دهد.
در پی چنین حرکتی، سایر قدرتهای منطقهای ممکن است آن را توجیهی برای تقویت ترتیبات بازدارندگی گسترده خود یا حتی پیگیری زرادخانههای هستهای مستقل بدانند. ولودیمیر زلنسکی رئیسجمهور اوکراین آشکارا پیشنهاد کرده که اگر عضویت در ناتو دور از دسترس باقی بماند، اوکراین میتواند به دنبال سلاح هستهای باشد. مقامات عربستانسعودی، کرهجنوبی و ژاپن اظهارات مشروط مشابهی در مورد اشاعه احتمالی هستهای مطرح کردهاند. جلوگیری از دستیابی متحدان به تسلیحات هستهای نیز مدتهاست که هدف سیاست بازدارندگی گسترده ایالات متحده بوده است.
پرسش ششم: چگونه کشورهای اروپایی مانند آلمان میتوانند ذینفعان مربوطه را در بحث در مورد بازدارندگی هستهای مشارکت دهند؟
آلمان و سایر کشورهای اروپایی برای تقویت بحثهای معنادار در مورد بازدارندگی هستهای میتوانند رویکردی پیشرو و محتاطانه شامل گفتوگو با سهامداران کلیدی فراآتلانتیک را دنبال کنند. قبل از هر چیز، تعامل آلمان با ایالات متحده در چارچوب ناتو برای درخواست اطلاعات بیشتر در مورد استراتژی واشینگتن در مورد بازدارندگی گسترده ضروری است. آلمان میتواند گفتوگوهایی را در مورد اینکه واشینگتن چگونه تعهد بازدارندگی گسترده خود را در میانمدت تا بلندمدت میبیند و چگونه میتواند با استراتژی بازدارندگی گستردهتر ایالات متحده هماهنگ شود، آغاز کند. آلمان همچنین میتواند به انتظارات ایالات متحده در رابطه با مشارکت اروپا در تقویت موضع متعارف ناتو که برای اطمینان از واکنش انعطافپذیر و اطمینان از حفظ آستانه هستهای تا حد امکان بالا مهم است، پیشنهاد دهد. یک رویکرد یکپارچهتر میتواند تضمین کند که هرگونه تعدیل در موقعیت هستهای اروپا بخشی از یک چارچوب استراتژیک گستردهتر است تا پاسخهای واکنشی به پویاییهای متحول اتحاد. علاوه بر این، آلمان و سایر کشورها در اروپا میتوانند گفتوگوهای دوجانبه با فرانسه و بریتانیا در رابطه با مشارکتهای هستهای خود را آغاز کنند و براساس پیشنهاد رئیسجمهور فرانسه در سال ۲۰۲۰ برای برقراری ارتباط بیشتر بین اروپاییها در مورد بازدارندگی هستهای صحبت کنند. این گفتوگو میتواند به روشن شدن نقشهایی که فرانسه و بریتانیا در حوزه هستهای ایفا میکنند و اینکه چگونه قابلیتهای بازدارندگی آنها مکمل یا حمایت از موضع بازدارندگی و دفاعی اروپاست، کمک کند. آلمان با شفافتر کردن این مشارکتها این امکان را دارد که به تقویت همبستگی در اروپا و تقویت احساس مسئولیت مشترک در میان اعضای ناتو کمک کند. هدف، ایجاد انسجام بیشتر و صدای قویتر اروپا در مورد مسائل بازدارندگی هستهای در داخل اتحاد خواهد بود.
در نهایت، برای آلمان و همه کشورهای اروپایی بسیار مهم است که آگاهی عمومی را در مورد اهمیت بازدارندگی هستهای در دفاع اروپا افزایش دهند. در حالی که حمایت از مأموریت هستهای ناتو از زمان حمله روسیه به اوکراین افزایش یافته است، همچنان شکافهای جغرافیایی فاحش بین آلمان شرقی و غربی باقیمانده است. با این حال، بهبودهای پایدار در سیاست دفاعی نیازمند حمایت عمومی گسترده و پایدار است. تعامل بیشتر میتواند شامل بحثهای عمومی، کمپینهای آموزشی و شفافیت بیشتر در مورد نقش سلاحهای هستهای در حفظ صلح و ثبات در این قاره باشد. آلمان با ایجاد یک جامعه آگاه، میتواند اطمینان حاصل کند که شهروندانش لزوم بازدارندگی هستهای را نه تنها به عنوان یک موضوع دفاع ملی، بلکه به عنوان بخشی حیاتی از چارچوب امنیت جمعی اروپا درک میکنند. این آگاهی برای ایجاد اراده سیاسی و حمایت عمومی از یک استراتژی هستهای قوی و منسجم که هم معتبر و هم در محافظت از اروپا در برابر تهدیدات بالقوه مؤثر باشد، حیاتی است.
منبع: مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی