کد خبر: 1289547
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۴۰۴ - ۰۲:۲۰
دیدم یه جا نوشته بود هر وقت مامانم سفره شامو زودتر مینداخت و کت آقاجون رو از کمد در می‌آورد

جوان آنلاین: حمید کثیری در کانال شخصی خود در پیام‌رسان ایتا نوشت: دیدم یه جا نوشته بود هر وقت مامانم سفره شامو زودتر مینداخت و کت آقاجون رو از کمد در می‌آورد، می‌فهمیدیم قراره یه جایی بریم. همون سر شب با کلی ذوق و شوق آماده میشدیم واسه یه شب‌نشینی. آقاجون می‌گفت: «صله ارحام دل آدمو شاد نگه میداره» هیچ کس هم نمی‌گفت: «نمیام!»
از این ادا اصولا که: «من نمیام، شما خودتون برین»، «امتحان دارم، کنکور دارم» یا «جوانم، دلم میخواد تو خودم باشم!» اصلاً نداشتیم! همه با هم می‌رفتیم. تلفن هم نبود که قبلش هماهنگ کنیم ولی میزبان و بچه‌هاش کلی ذوق می‌کردن وقتی یهو سر می‌رسیدیم. به سر کوچه‌شون که می‌رسیدیم از مامان و آقاجون جلو میزدیم. بدو بدو خودمونو می‌رسوندیم دم در. با یه چشم از لای در حیاط که اغلب خوب بسته نمیشد یا از سوراخ کلید تو خونه‌شون سرک می‌کشیدیم. اگه یه چراغ روشن بود یعنی نیستن رفتن یه جا دیگه... حسابی تو ذوقمون می‌خورد. دل و قلبمون می‌گرفت. اما اگه همه چراغا روشن بود... بگو و بخندمون تا آخر شب جور بود!
ولی این روزا چی؟ آخر شب که بغض می‌کنی، دردات که تلنبار میشه، میری سراغ لیست مخاطبات... یکی «حالت روح»، یکی «لست ریسنتلی»، یکی «لانگ تایم اگو» و یکی «دلیت اکانت!».
آدم نمیفهمه کی هست کی نیست؟! اصلاً نمی‌فهمه چراغ کدوم خونه خاموشه، کدوم روشن؟ که بی‌مقدمه تایپ کنه: «تشنه به صحبت طولانیم...» و سریع ریپلای بشه: «بگو من کی کجا باشم؟» داریم از تنهایی و بی‌همزبونی «دق» می‌کنیم... بعد اسمش رو گذاشتن عصر ارتباطات! دلتنگی یعنی بدونی آنلاینن ولی نباشن.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار