جوان آنلاین: راه رفتن روی اعصاب مخاطب، این روزها به عادت گزارشگران فوتبال تبدیل شده است. گزارشگرانی که برخلاف انتظار، مدتهاست که به جای حرفهایگری، حمایتگری پیشه کردهاند و گویی تنها به جذب مخاطب بیشتر و مورد توجه قرار گرفتن تکهکلامهایی که در طول گزارش بازیها و مسابقات مختلف استفاده میکنند، فکر میکنند، حتی اگر این مورد توجه گرفتن به شکل مسخره کردن باشد!
بدون شک گزارشگران میتوانند نقش مؤثری در فرهنگسازی و بالا بردن اطلاعات مخاطبان خود داشته باشند، اما مدتهاست که تریبون به دست افرادی افتاده که تصور میشود هیچگونه اشرافی به مسابقات ورزشی، بهخصوص فوتبال ندارند و صرف به حافظه سپردن چند اسم، گزارش بازیها را میگیرند که در خلال مسابقات به جای پرداختن به مسائل فنی، از زمین و زمان حرف میزنند جز فوتبال، طوری که گاهی اگر پای گیرندههای تلویزیونی ننشسته و تنها شنونده آن باشیم، نمیتوانیم تشخیص دهیم آنکه مدام جملات مختلف را پشت سر هم ردیف میکند گزارشگر فوتبال است یا اخبارگویی که بنا بر اقتضای حوزه کاری که دارد باید در خصوص موارد مختلفی صحبت کند؛ از آب و هوا گرفته تا حوادث و ترافیک شهری!
استفاده شخصی از جایگاه
تلاش برای جذب مخاطب بیشتر هیچ ایرادی ندارد. در واقع مشکل این است که آقایان به هر قیمتی به دنبال رسیدن به این هدف هستند، اما نه صرفاً جهت جذب مخاطب برای برنامه یا شبکهای که در آن مشغول به کارند، در اصل برای بالا بردن بازدید عمومی شبکههای مجازی خودشان است که به هر دری میزنند و این تأسفبار است که عدهای رسانه ملی را دستمایه رسیدن به اهداف شخصی خود قرار دهند، آنهم وقتی وظیفهای که بر دوش آنها گذاشته شده چیز دیگری است.
حرفهایگری یا حمایتگری؟
بیتردید در شبکههای استانی میتوان ردپای مشخصی از تعصبات منطقهای و تیمی را در بیان گزارشگران مشاهده کرد، اما این نحوه گزارش کردن از شبکههای غیراستانی که به تمام شهرها و استانهای کشور اختصاص دارد به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. بدون شک هر شخصی به شهر و دیار خود عرق و احساسات بیشتری دارد و وقتی تیم شهرش مقابل دیگر تیمها به میدان میرود از صمیم قلب موفقیت تیم خودی را میخواهد، اما این مسئله نباید بهگونهای باشد که حرفهایگری جای خود را به حمایتگری بدهد. در این صورت رسانه ملی به میدان جنگی بین طرفداران فوتبال تبدیل میشود. مخاطب هرگز نباید تصور کند اطلاعاتی که به او داده میشود گزینشی یا مغرضانه است، چراکه شکل گرفتن این دیدگاه، اعتماد به رسانه را کاهش میدهد. بیشک ارائه دورههای آموزشی برای گزارشگران جهت ارتقای مهارتهای گفتاری، تحلیلهای بیطرفانه و منطقی، همچنین تعیین استانداردهای کیفی و اخلاقی و تشویق آنها به تمرکز روی تحلیل فنی بازیها و ارائه نقدهای سازنده جای طرفداریهایی که جای آن روی سکوهاست، نه تریبون صداوسیما میتواند تا حد زیادی از رویهای که طی سالهای اخیر باب شده، ممانعت کند.
عدم نظارت
همانطور که بازیکنان در طول بازی تحت تأثیر هواداران قرار میگیرند یا نحوه بازی و حساسیت آن روی هیجانات سکوها تأثیر میگذارد، فشار روانی ناشی از گزارشهای غیراصولی که به جای مسائل فنی به مسائل تعصبی میپردازد، زمینه را برای رقابتی ناسالم مهیا میکند و حتی میتواند تماشاگران را تشویق به تنش کند. حال آنکه یک گزارش اصولی، منطقی و کیفی به جای تحریک مخاطب میتواند اطلاعات او را بالا ببرد و حتی باعث ایجاد تفکر بیشتر شود. مسئلهای که متأسفانه سالهاست گزارشگران مسابقات ورزشی، بهخصوص گزارشگران فوتبال کوچکترین اهمیتی به آن نمیدهند، شاید، چون هیچ متر و معیاری برای گزارشهای آنها وجود ندارد!
شرایط خاص
البته گاهی با شرایط خاصی مواجه هستیم که باعث میشود احساسات گزارشگر بر قدرت تحلیل او تأثیر مستقیم بگذارد، شرایطی، چون بازی ایران و استرالیا در مسیر جام جهانی ۹۸ فرانسه. هرچند که حتی در چنین شرایطی هم انتظار میرود گزارشگران اصول حرفهای را رعایت کنند، اما این شرایط خاص بر تمام بازیها حکمفرما نیست که گزارشگران نتوانند کنترلی بر احساسات خود داشته باشند و به گزارش حرفهای، کیفی و فنی مسابقات بپردازند، مگر آنکه هدف آنها از ارائه گزارشهایی متفاوت، چیز دیگری باشد، چیزی، چون به شهرت رسیدن در فضای مجازی و سر زبانها افتادن!