سرويس سياسی جوان آنلاين: در طول شش سالی که از عمر دولت تدبیر و امید گذشته، کم اتفاق نیفتاده است که مقامات ارشد دولت به یک کشور سفر یا با مسئولان ارشد یک کشور دیدار کنند و وابستگان به این حزب سیاسی آن سفر را رنگ و بوی جناحی نداده و آن را به عنوان ضرورتی تصنعی به نام «لزوم امتیازدهی به غرب برای پایانبخشی به مشکلات داخلی» مطرح نکرده باشند، نمونه آن دیدار مقامات دولت دوازدهم با مقامات فرانسوی در سال جاری بود که انبوهی از اخبار و تحلیلها در باب «ضرورت آغاز مذاکرات موشکی و منطقه ای» آن هم در قالب اضافه شدن یک متمم به متن توافق هستهای بود که وابستگان به این جناح سیاسی فشار فراوان رسانهای و روانی را به نظام از مجرای افکار عمومی وارد کردند تا پیشنهادات یکجانبه فرانسویها در ایران مورد تأیید قرار بگیرد.
بزرگنمایی یک دیدار برای امتیازدهی
روزنامه ژاپنی جِپَن تایمز نیز هفته اخیر به نقل از برخی منابع نزدیک به دولت ژاپن اعلام کرد، دیدار «شینزو آبه»، نخست وزیر این کشور با «حسن روحانی» رئیسجمهور ایران در توکیو برای روز ۲۰دسامبر (۲۹آذر) قطعی شده است و در ادامه اشاره میکند که حسن روحانی بعد از شرکت در کنفرانسی در کوالالامپور پایتخت مالزی غروب ۱۹دسامبر (۲۸آذر) وارد توکیو میشود تا در نخستین سفر خود به ژاپن با توقفی سه روزه در این شهر با نخست وزیر این کشور درباره مسائل امنیت منطقهای و بینالمللی و نیز موضوعات دوجانبه گفتگو کند. بر پایه همین گزارش و آنچه لابیهای رسانهای وابسته به غرب در داخل و رسانههای فارسی زبان داخلی عنوان میکنند در جریان این سفر احتمالاً ژاپن از سوی امریکا مأمور دادن وعده به ایران است تا مانع از خروج ایران از برجام شده و محدودیتهای دیگری را هم به کشور تحمیل کند، کما اینکه طی روزهای اخیر روزنامههای زنجیرهای در اخبار و گزارشهایشان چنین رویدادی را بسیار بزرگنمایی کرده و به صورت تلویحی و تصریحی عنوان میکنند در صورت امتیازدهی طرف ایرانی شرایط اقتصادی کشور رو به بهبود خواهد گذاشت.
بدون تردید فضاسازیهای مرسوم جریان غربگرای داخلی حول سفر رئیسجمهور کشورمان به ژاپن نیز بعد از فاقد نتیجه بودن آن (به معنای تحقق خواستههای جریان مورد اشاره از این سفر) فروکش خواهد کرد و بار دیگر اثبات خواهد شد که نظام اسلامی در شرایط افزایش مشکلات مشکوک اقتصادی و معیشتی داخلی حاضر نخواهد شد تا یک بار دیگر درباره عناصر اقتدار خود با غربیها وارد مذاکرات یک طرفه شود، یعنی اساساً افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر نظام اسلامی برخلاف سال ۹۲ این نتیجه را به همراه نخواهد داشت که با فشار افکار عمومی، نظام حاضر به امتیازدهی به دلیل فشارهای جریان نشانهدار داخلی نخواهد شد.
فضاسازی برای احیای امید از دست رفته غرب!
فضاسازیهای گسترده طیف غربزده داخلی در حالی است که فشارهای تحریمی غرب که بعد از خروج دولت ترامپ از برجام و از اردیبهشت ماه سال گذشته رو به افزایش گذاشته بود طی حداقل چهار ماه اخیر رو به کاهش گذاشته و در این میان رسانهها، تئوریسینها و اندیشکدههای غربی با ذکر دلایلی تأکید میکنند که فشارهای بینالمللی علیه ایران منجر به تسلیم شدن طرف ایرانی نشده و آینده این گونه فشارها برای امتیاز گرفتن از جمهوری اسلامی ایران سیاه و ناامیدکننده است. در چنین شرایطی که غرب با دهها دلیل و برهان از امتیازگیری از طرف ایرانی ناامید شده است طیفی در داخل کشور در تلاش هستند تا سفر حسن روحانی به ژاپن را بزرگنمایی کنند و یک بار دیگر غرب را در جهت افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی ایران ترغیب کنند و از مسیر ناامیدی در ریل امیدواری قرار دهند.
ناامیدی محض
ناامیدی محض از به کارگیری اهرم فشار بر ایران برای نشاندن مسئولان کشورمان پای مذاکرات جدید را میتوان در مصادیق فراوانی جستوجو کرد، به عنوان نمونه اخیراً موسسه ایران پُل کانادا و مرکز مطالعات امنیتی و بینالمللی دانشگاه سیاست عمومی مریلند با انجام بیش از ۳ هزار مصاحبه تلفنی با پاسخدهندگان ایرانی تماس گرفتند. طبق نتایج این نظرسنجی ۶۶ درصد از پاسخدهندگان ایرانی معتقدند امریکا کشور خطرناکی است که به دنبال آسیب زدن به ایران است.
نشریه امریکایی نشنال اینترست نیز در مقالهای مینویسد: «بیش از ۵ /۱ سال از آغاز کمپین حداکثر فشار دولت ترامپ علیه ایران گذشته است و واشنگتن هنوز هم نتوانسته این کشور را تحت فرمان خود درآورد یا قرارداد بهتری با تهران ببندد. ترامپ باید این واقعیت را قبول کند که با تحریمهای بیشتر، منزوی کردن یا راههای نظامی مشکلات با ایران قابل حل نیست. زمان آن رسیده که این استراتژی شکستخورده حداکثر فشار را کنار بگذارد و رو به یک دیپلماسی واقعبینانه بیاورد.»
ناکارآمدی سیاست بازدارندگی امریکا در مقابل ایران
در نمونهای دیگر میتوان به اظهارات کنت مکنزی رئیس «سنتکام» که مسئولیت فرماندهی تمامی نیروهای امریکایی در منطقه غرب آسیا را بر عهده دارد اشاره کرد. وی در یک گفتگو تصریح میکند که واشنگتن با وجود اعزام هزاران نیرو و حجم انبوهی جنگافزار به منطقه در ایجاد بازدارندگی در برابر ایران ناکام بوده است. در خصوص چرایی این ناکامی باید به این نکته اشاره کرد که به رغم همه این افزایش نیرو و امکانات، جمهوری اسلامی ایران سیاستهای دفاعی و منطقهای خود را در طول سه دهه اخیر همواره ادامه داده است. امروزه توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران به حدی از پیشرفت رسیده که با تکیه بر لبه فناوری میتواند محصولاتی را طراحی و بهرهبرداری نماید که با محصولات پیشرفته شرقی و غربی برابری میکند. مجله امریکایی نیوزویک نیز در گزارشی در همین باره مینویسد: «اگر اعتراضات اخیر حکومت ایران را به تسلیم وادار سازد، داعش دوباره ظهور خواهد کرد. افزایش قیمت بنزین و به دنبال آن شروع اعتراضات در ایران در فضای تحریمهای شدید اقتصادی، بسیاری از معارضان مانند داعش و گروههای تجزیهطلب را به وسوسه تغییر نظام در ایران انداخته است.» این رسانه در ادامه مینویسد: «هر گونه تزلزل جدی در بنیان حکومت ایران، کشوری که بیشتر از سه کشور جنگزده همسایهاش جمعیت دارد، تبعات جدی و ویرانگری مانند ظهور دوباره داعش در پی خواهد داشت. به نظر میرسد ایران تاکنون موفق شده است که تهدید داعش را کنترل کند، اما وخامت اوضاع اقتصادی در سایه منازعات سیاسی میتواند زنگ خطر ظهور داعش در این کشور را به صدا درآورد.»
امیدواری غربزدهها در عین ناامیدی غربیها
جالب این است در شرایطی که مقامات و اندیشکدههای غربی از قدرت اثرگذاری تحریمها و فشارهای بینالمللی علیه ایران ناامید هستند، شخصیتها و رهبران جریان غربزده داخلی همچنان امیدوار هستند تا بتوانند بستر مذاکرات یکجانبه دیگری همانند برجام را نیز فراهم کنند، بر همین اساس است که منوچین وزیر خزانهداری امریکا برای کمک به این جریان در داخل در جدیدترین موضعگیری با تأکید بر اینکه ایران شروط ضروری را اجرا کند، تحریمها پایان مییابند، بیان میکند: «استقرار ۱۴هزار نظامی امریکایی در عربستان سعودی، صرفاً یک طرح دفاعی است... هر وقت ایران شروط لازم را انجام دهد، ایالات متحده به همه تحریمهای خود پایان خواهد داد... دلیل استفاده از تحریمها این است که آنها جایگزین مهمی برای درگیریهای نظامی هستند.»