سرویس اقتصادی جوان آنلاین - مهسا گربندی: حمید فرضی متولد سال ۱۳۷۰ و مدیر سایت «نقاشیم» است. او از هشت سالگی تلاش کرده تا به اندازه خودش درآمدزایی کند و بار زندگیاش را روی دوش پدر و مادرش نیاندازد. حالا این مرد جوان توانسته که تبدیل به یک کارآفرین موفق شود و با افتخار از گذشته و راهی که رفته است بگوید.
آنطور که آقای فرضی توضیح میدهد ذوق نقاشی و تولید انیمیشن از کودکی در او وجود داشته، او بدون اینکه پولی برای کلاسهای آموزشی خرج کند توانست نرمافزارهای انیمیشنسازی را با آزمون و خطا، پرس و جو یا تحقیق درباره آنها فرابگیرد. امروز او نقاشی کودکان را تبدیل به عروسک و اسباب بازی و محصولات دیگری میکند و به عبارتی رویای کودکان را تبدیل به واقعیت میکند و به خانهشان میفرستد.
لحظه به لحظه صحبتهای این کارآفرین موفق، پشتکار و داشتن روحیهای قوی او را نشان میدهد و قیاس گذشته او با عموم کودکان هشت ساله که درگیر روزمرگی شدهاند و برای داشتن تبلت و پلیاستیشن به خانوادههایشان غر میزنند، این موضوع را به تصویر میکشد که خواستن توانستن است و سن و سال نمیشناسد.
در ادامه گفتوگوی خبرنگار «جوان آنلاین» با حمید فرضی را میخوانید:
جوان آنلاین: درباره خودتان و اینکه فعالیتتان را از کجا آغاز کردید توضیح دهید.
پدرم کارمند بود و زندگی متوسط رو به پایینی داشتیم. از سن ۸ سالگی یادم است، به دلیل ذوقی که داشتم انیمیشنسازی فریم به فریم دستی و بعد از آن نرم افزارهای انیمیشن سازی را با تلاش بسیار یاد گرفتم. همان روزها، برادرم کار تدوین فیلم انجام میداد و وقتی من کار انیمیشنسازی را شروع کردم پیشنهاد داد که هنگام تدوین فیلمهای تولدی که سفارش میگیرد انیمیشن مخصوص به آن فیلم تولد را بسازم و مبلغی را بابت این کار از مشتری بگیرم. من هم از این پیشنهاد استقبال کردم و به این ترتیب در هشت سالگی پروژههای زیادی را همراه برادرم انجام میدادم و درآمد داشتم.
در سالهای بعد برنامهنویسی را هم با سی دیهای آموزشی که پدرم به خانه آورده بود یاد گرفتم و به صورت حرفهای آن را دنبال کردم. در واقع هر چقدر پیش میرفتم، میخواستم بیشتر یاد بگیرم و قصدم این نبود که در زمینه آموزش متوقف نشوم. در آن زمان تنها خواستهی پی در پی من از پدر، همراهی من تا فروشگاه سی دیهای آموزشی بود. خاطرم هست یک بار در نه سالگی پس از تلاش بسیار و به دلیل عجز در فهم طرز کار و نحوه برنامه نویسی موتورهای جستجو یک روز تمام گریه کردم. بعد از آن با سن کم خود به سراغ شرکتها میرفتم و برای کسب رزومه آنجا کار میکردم. البته دغدغه من این بود که چه چیزی در شرکتها یاد خواهم گرفت؟ و اگر فکر میکردم بار آموزشی من در این شرکت زیاد میشود در آن مشغول به کار میشدم، به همین دلیل نخستین شرکتی که در آن مشغول به کار شدم همان شرکت تولید کنندهی سی دیهای آموزشی مورد علاقه من بود؛ از خودشان یاد گرفتم و همکار خودشان شدم.
جوان آنلاین: لطفا درباره کارآفرینیتان توضیح دهید.
سال ۱۳۸۷ بود که به یک چالش جدی برخوردم. آن سال بود که از خودم پرسیدم قرار است در نهایت چه کار کنم؟ قرار است در یک شرکت کار کنم و در نهایت هم بازنشست شوم؟ البته موضوع دیگری هم وجود داشت؛ اینکه بروز ماندن در حرفه برنامه نویسی کار دشواری است و با بهوجود آمدن تکنولوژیهای جدید بسیاری از برنامهنویسان قدیمی از رده خارج میشوند و این مسئله ترسی را در دل من ایجاد کرده بود.
طی یک دورهای وارد سمینارهای مدیریت پروژه و بحث کارآفرینی شدم. در این سمینارها آموزندهترین بخشها، بخش خاطراتی است که کارآفرینان از خود تعریف میکنند و این بخش برای من خیلی جذاب بود. تا قبل از اینکه در سمینارها شرکت کنم، کارآفرینان از نظر من خیلی آدمهای عجیب و غریبی بودند و ذهنیتم این بود که آنها خانوادههای پولداری داشتهاند یا اتفاق خاصی در زندگیشان افتاده که توانستهاند کسب و کار پولسازی برای خودشان داشته باشند. اما درصد بالایی از این کارآفرینان که بسیاری از آنها صاحب برندهای معروفی هستند نیز یا از قشر فقیر جامعه بودند یا حتی زیر خط فقر زندگی میکردند!
طی این دورهها بود که به فکر کارآفرینی افتادم و کم کم به ایدههای خلاقانه اهمیت دادم. ابتدا ناشیانه تلاش کردم نخستین کسب و کار خودم را ایجاد کنم و با چالشهای بسیاری مواجه شدم که مهارت گذر از آنها را نداشتم، تا جایی که با بدهی بسیار ورشکسته و افسرده شدم و به سختی از محل انجام پروژههای برنامه نویسی بدهی خود را تسویه کردم. سالهای بعد هم تلاشهایی در زمینه تجارت الکترونیک داشتم و در نهایت با استفاده از تجارب قبلی «نقاشیم» را در سال گذشته راهاندازی کردم و در آن موفق بودم.
راستش ایده «نقاشیم» در ۸ سال قبل به ذهن من رسیده بود. از همان موقع بود که میخواستم نقاشی کودکان را تبدیل به عروسک کنم. تا اینکه سه سال پیش در اخبار سراسری دیدم این کار توسط یک شرکت آمریکایی آغاز شده است؛ و بالاخره سال گذشته شرایط فراهم شد و تصمیم گرفتم که این کسب و کار را راه اندازی کنم.
جوان آنلاین: نقاشیم چه کمکی به کودکان میکند؟
در نقاشیم کودک هویت خودش را پیدا میکند و خلاقیتش توسط خانواده به صورت کاملا ملموس تشویق میشود. این کودک با دیدن عروسکی که خودش نقاشی آن را کشیده حس قویتری پیدا میکند و میداند که خالق آن عروسک خودش است. حس اعتماد به نفس از اصلیترین احساساتی است که در کودکان با دیدن عروسکها و محصولات متفاوت و منحصر به فردشان شکل میگیرد.

ما رقیب خیلی جدی برای محصولات و کاراکترهای خارجی هستیم. با تولید عروسک، لوازم التحریر و تولیداتی شخصی سازی شده که برای خود کودک جذاب است کاری کردیم که کمتر به سمت محصولات خارجی برود.
جوان آنلاین: با چند نیرو شروع به کار کردید و در حال حاضر چند نفر نیروی کار دارید؟
ابتدای کار خودم و همسرم تنها نیروهای «نقاشیم» بودیم و نمیخواستیم هزینه زیادی برای آن بپردازیم و سرمایه اولیه ما ۱۴ میلیون تومان بود که پس اندازمان محسوب میشد. اما وقتی دیدیم از همان شروع کار، بازار و خانوادهها واکنش بسیار خوب و بیش از پیش بینی به «نقاشیم» نشان دادند، کار را گسترش دادیم. یعنی به فاصله چند ماه بعد تیمی تشکیل دادیم و تولیدکنندگانی به ما اضافه شدند که اکثرشان خانمهای سرپرست خانوار هستند. همچنین به مرور جذب سرمایه انجام دادیم و شرکای جدیدی به مجموعه اضافه شدند. در حال حاضر ۱۲ نفر عضو تیم مدیریتی و فروش «نقاشیم» هستند و ۴۰ نفر بهعنوان تولیدکننده با ما کار میکنند.
جوان آنلاین: شرایط اقتصادی در چندماه اخیر را چطور مدیریت کردید؟
شرایط اقتصادی اخیر در تمام بخشهای کار ما تاثیر گذاشت، اما در هر مرحله آن به دنبال راه حل بودیم و بهعبارتی «عدو سبب خیر شد». مثلا در بستهبندی سفارشات به دلیل گرانی کاغذ و مقوا بهسراغ بستهبندیهای پارچهای رفتیم که نهتنها این بستهبندیها شکیلتر شد بلکه توانستیم هزینهها را مدیریت کنیم.
در این مدت خارج از ایران نیز فروش داشتیم و توانستیم سفارشاتی را به کشورهای ترکیه، آلمان، هلند و آمریکا ارسال کنیم؛ و این ظرفیت صادراتمان را اثبات کرد و نشان داد میتوانیم به صورت جدی تری به آن فکر کنیم.
جوان آنلاین: چه حمایتهای دولتی از شما انجام شده است؟ مثلا در بحث تامین مواد اولیه که با مشکل مواجه شدید کمکی انجام شد؟
به نظر من در بسیاری از زمینهها اگر قوانین به صورتی تدوین شوند که دولتها در مسیر حذف رانت و ایجاد تعادل، از دخالت مستقیم در امور فرهنگی و اقتصادی دوری کنند خیلی بهتر است. البته ما خیلی اهل غر زدن نیستیم، اما اگر ما یک اقتصاد غیررانتی و کاملا رقابتی داشتیم اتفاقات بهتری میافتاد و مثلا شاهد این نبودیم که بدون هیچ عامل اقتصادی مشخصی قیمت کاغذ ۱۰ برابر افزایش یابد. اینها کارهایی است که رانت ایجاد میکند و باید از آن جلوگیری کرد.
جوان آنلاین: به نظرتان مهمترین عواملی که میتواند موجب موفقیت یا شکست یک کسب و کار شود، چیست؟اغلب افراد به چشم کسب درآمد سریع به راه اندازی یک استارتاپ نگاه میکنند و برای به سرانجام رسیدن آن صبر ندارند. اما اصلا به این شکل نیست. یک استارتاپ معمولا تا چندین سال به سوددهی نمیرسد و آغاز فروش نیز گاها یکی دو سال زمان و تلاش و مدیریت مالی میخواهد.
به نظر من شکست در هیچی کسب و کاری رخ نمیدهد مگر در ذهن خسته مدیران آن مجموعه. در واقع اصل قضیه نوع نگاه به هر اتفاق است. ما در هر مسئله و هر چالشی که به وجود میآید میتوانیم آن چالش را به عنوان راهکاری ببینیم که اتفاق مثبتی ایجاد میکند و میتوانیم به صورت یک بلایی ببینیم که قرار است ما را نابود خواهد کرد؛ و فکر نمیکنم دیدن آن چالش به صورت بلایی لاینحل هیچوقت شرایط را بهتر کند، بنابراین نگرش درست و سازنده ما باعث میشود که ما بتوانیم موارد مختلف را حل کنیم و پیشرفت کنیم.
جوان آنلاین: عدهای معتقدند بدون سرمایهای اولیه یا حمایتهای مادی خانوادگی نمیتوان موفق بود، چقدر با این انگاره موافقید؟
هیچ نسخهای را نمیشود برای دو نفر تجویز کرد. گاهی یک نفر با سرمایه مالی جزیی و با اتکا به علم و پشتکارش میتواند راهکار ایجاد گام به گام کسب و کارش را پیدا کند. گاهی هم یک نفر با سرمایه مالی کلان نمیتواند کسب و کاری را توسعه دهد. اما معتقدم که جذب سرمایه کار عجیبی نیست. حقیقت این است که سرمایه در عین اهمیت تنها بخشی از ساخت یک بیزینس واقعی است. تیمِ با پشتکار و یادگیرنده در کنار یک طرح خوب و مستند مسیر جذب سرمایه را بسیار هموار میکند. گاهی هم با گرفتن یک وام، یا پسانداز کم میتوان سرمایه اولیه مورد نیاز را فراهم کرد، اما نکته بسیار بسیار مهمتر این است که بنیانگذاران استارتاپ نگرش سازنده و همسو با اهدافشان داشته باشند.
جوان آنلاین: توصیه شما به کسانی که قصد کارآفرینی دارند چیست؟
به نظر من بسیار حیاتی است که هر انسانی ابتدا تکلیفش را با خودش روشن کند. با خودش خلوت کند و خودش را بررسی کند و دوباره بشناسد. اولویت ها، علایق، خصوصیات و فلسفه شخصی اش را عمیقا درک کند. چون پیش از آن مانند کشتی شکستهای سرگردان در اقیانوس، امواج برایش تصمیم خواهند گرفت، که به ندرت تصمیم رضایت بخشی خواهد بود. اما وقتی خودش را عمیقاً شناخت میتواند ورای عرف اجتماعی و محدودیتها و چهارچوبهای مرسوم فکر کند و سبکی از زندگی را برای خودش خلق کند که از مسیر و مبدا و مقصدش لذت ببرد. حالا چه نتیجه این تصمیم زیبا و لذتبخش در بعد کاری خویشفرمایی باشد، چه کارمندی و چه کارآفرینی؛ بنابراین توصیه من به کسانی که فکر کارآفرینی را در سر و عشق مواجهه با چالشهای بی پایانش را در قلب دارند این است که خودشان را جدی بگیرند، همیشه نگرششان را با هدفشان تنظیم کنند، همیشه در حال یاد گیری باشند، از زیرساختهای اکوسیستم استارتاپی و هر کمکی که میتوانند استفاده کنند و بیباکانه به دل این دنیای مهیج بزنند و برای عبور از موانع یا راهی پیدا کنند و یا راهی بسازند. خلاصه مطلب یک درصد غُر و ۹۹ درصد، راهکار و تلاش و دوام آوردن.