جوان آنلاین: تهدید به کارگیری سلاحهای هستهای به ویژه بعد از جنگ اوکراین افزایش یافته و برخی از رهبران کشورهای دارای این سلاحها تمایل خود را برای به کارگیری آن نشان دادهاند. به تازگی امانوئل ماکرون رئیسجمهور فرانسه در واکنش به رویگردانی ترامپ از تضمین امنیت اروپا در جنگ اوکراین، با اشاره به تهدید روسیه علیه امنیت اروپا گفت: «ارتش ما کارآمدترین ارتش در اروپا بوده و ما سلاحهای هستهای داریم که از ما محافظت میکند. تصمیم گرفتهام بحثی راهبردی درباره دفاع از متحدانمان در قاره اروپا با استفاده از تسلیحات هستهای فرانسه آغاز کنم.» در واکنش به این موضع، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای گفت که تا چند سال پیش چنین بحثهایی در مورد سلاحهستهای تابو بود، اما حالا خیلی راحت چنین بحثهایی در برخی کشورها در حال انجام است و این چیزی نیست جز یک فرسایش مداوم هنجارها.»
مفهوم تابوی هستهای را اولین بار نینا تاننوالد، محقق حوزه تسلیحات هستهای مطرح کرد. او ویژگیهایی مانند مطلق و بدیهیبودن را برای آن بیان کرد. در چند سال اخیر شرایط نابسامانی که ناشی از جنگ اوکراین ایجاد شده که تأثیر به سزایی در کمرنگشدن این تابو دارد. حتی نظرسنجیهای افکار عمومی در امریکا، چین، انگلیس، فرانسه و رژیم صهیونیستی نشان داده که اکثریت یا تقریباً اکثریت مردم درباره استفاده از تسلیحات هستهای از طرف دولت، چنانچه این کار باعث افزایش کارایی نظامی یا نجات جان سربازان شود، حمایت میکنند. در ابتدای این جنگ، جامعه اطلاعاتی امریکا تخمین زد که خطر استفاده از سلاح هستهای در اوکراین میتواند تا ۵۰ درصد افزایش یابد. دبیر اجرایی معاهده منع جامع آزمایشهای هستهای (CTBT)، همان زمان اعلام کرد که در صورت نبود ممنوعیت الزامآور قانونی برای آزمایش هستهای، این امر به خطر آشکار تبدیل خواهد شد. با اینکه اغلب کشورها با امضای این معاهده خود را ملزم به اجرای هنجارهای مربوط به آزمایش هستهای کردهاند، اما این معاهده هنوز لازمالاجرا نشده است، چراکه برخی از بازیگران دارای توان هستهای همچون امریکا، رژیمصهیونیستی، هند و... هنوز این معاهده را به دلیل نگرانی از راستیآزمایی و عدم رعایت هنجارها از سوی سایر امضاکنندگان رعایت نکردهاند. فرسایش هنجارهای هستهای و شکستهشدن تابوی استفاده از سلاح موضوع مهمی در بین قدرتهای بزرگ است که در مورد آن ذکر چند نکته حائز اهمیت است:
نخست، قدرتهای بزرگ در گذشته اهمیت بیشتری به واکنش مخاطبان بینالمللی به استفاده از سلاح هستهای میدادند. برای مثال رهبران ایالات متحده بارها در جنگ سرد نگران واکنش خارجیها به استفاده از سلاحهستهای بودند و این عامل مهمی بود که واشینگتن را از عبور از آستانه هستهای پس از سال ۱۹۴۵ باز داشت. پیشفرض سیاستگذاران این بود که استفاده از سلاح هستهای با مخالفت دیگران روبهرو شود. ریچارد نیکسون رئیسجمهور اسبق امریکا در مورد احتمال استفاده از سلاح هستهای در ویتنام گفته بود که انجام این کار منجر به هیاهوی داخلی و بینالمللی شده و به سیاست خارجی ما در همه جبههها آسیب میرساند، اما در سالهای اخیر، شاهد رفتارهای هستهای خطرناک قدرتهای بزرگ هستیم. برای مثال ترامپ، کره شمالی را علناً به استفاده از سلاح هستهای تهدید کرد و به طور خصوصی درباره عبور از آستانه هستهای با مشاورانش گفتوگو کرد. در حال حاضر، ساعت روز رستاخیز بولتن دانشمندان اتمی تنها ۹۰ ثانیه به نیمهشب که نزدیکترین ساعت به آخرالزمان در ۷۵ سال گذشته است.
نکته دوم، شکاف بین هنجارها و منافع در سیاست خارجی قدرتهای بزرگ است. قدرتهای بزرگ همواره مدعی جفظ و تقویت قوانین بینالمللی و همچنین حفظ صلح و امنیت به همراه هنجارها، ارزشها و هنجارها هستند. حتی بسیاری از این قدرتها مانند کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و اتحادیه اروپا خود را یک قدرت هنجاری میدانند. با این حال نکته قابل توجه این است که از همان ابتدای شکلگیری مجموعههایی از قبیل اتحادیه اروپا، تشخیص بین منافع و هنجارهای استراتژیک در این مجموعه به سختی ممکن بوده و فرض یک حوزه هنجاری بدون منافع، به خودی خود بیمعنی بوده است. مثال بارز این موضوع، منع اشاعه به عنوان یک هنجار بینالمللی مبتنی بر قواعد و قوانین بینالمللی است که کشورهای اروپایی آن را به عنوان ابزاری علیه سایر کشورها استفاده کردهاند. به عبارت دیگر به نظر میرسد وقایعی همچون جنگ اوکراین و تهدیدهایی که قدرتهای بزرگ همچون فرانسه و ایالات متحده در این جنگ علیه خود احساس کردهاند، گفتمان هنجاری در به کارگیری سلاح هستهای را به سیاستهای مبتنی بر منافع راهبردی فروکاسته است. در نهایت محوریت منافع به جای هنجارها میتواند خود را در احتمال فروپاشی رژیمهای عدم اشاعه نشان دهد.
دورین هورشیگ و هدر ویلیامز در مقاله «نظم هستهای در حال فروپاشی، چگونه هنجارها را در برابر آزمایش، ساختن و استفاده از سلاح نهایی ذخیره کنیم» که در سپتامبر ۲۰۲۴ در فارنافرز منتشر شد، معتقدند که هنجارهای هستهای قوانین مسیر حرکت هستند و از سوی نهادهایی مانند معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای و معاهده منع جامع آزمایشهای هستهای ۱۹۹۷ به اجرا درمیآیند. این نهادها به مثابه هنجارهای هستهای میتوانند از طریق مکانیسمهای محدودکننده از استفاده دولتها از سلاحهستهای جلوگیری کرده و بر رد گسترده اخلاقی و سیاسی سلاحهای هستهای متمرکزند. هر چند هنجارهای ضد کاربرد، تکثیر و آزمایش هستهای تثبیت شدهاند، اما سالهاست که قدرتهای دارای این تسلیحات آنها را به چالش میکشند. نکته مهم در اینجا به هم پیوستگی هنجارهاست. اگر یک هنجار مانند هنجار ضدآزمایش هستهای نقض شود، هنجارهای دیگر مانند عدم استفاده و عدم اشاعه نیز در خطر نقض قرار خواهند گرفت. در این شرایط، جهان به مکان بسیار خطرناکتری تبدیل میشود و به کارگیری این سلاحها میتواند نتایج ویرانگر انسانی و زیست محیطی داشته باشد.