
نویسنده: حسین قدیانی
دولت يازدهم که آخرين روزهاي خود را سپري ميکند، اگرچه گيروگور زياد دارد ليکن جز اين نيست که در حوزه اقتصاد، از همه حوزهها ضعيفتر ظاهر شده، اما همين اول بسماللهي جا دارد بگويم که ما هرگز مدعي نبودهايم که از صفر تا صد معضلات اقتصادي، تقصير دولت فعلي است! بلاشک معايب و البته محاسن دولتهاي قبل، بهخصوص دولت نهم و دهم، براي دولت فعلي، چيزهايي به يادگار گذاشته، اما عمده نقد ما به اين دولت در حوزه اقتصاد، متمرکز روي رها کردن ظرفيتهاي داخلي و معطل نگه داشتن نگاه کشور به صدقه خيالي دشمن بوده است! و ديگر اينکه دولت فعلي، اصرار دارد معضلي که هست را بگويد نيست! و گل و بلبل و نشاطي که نيست را بگويد هست! چند روز پيش، در سرمقاله فلان روزنامه زنجيرهاي ميخواندم که در باب مهمترين علت رکود نوشته بود: «اشتباه بزرگ روحاني آنجا بود که يک ميل بزرگ و يک اميد بزرگتر را آنچنان گره به نتايج برجام زد که ناخواسته همگان متوقع و منتظر معجزه در فرداي برجام بودند! اما موش
زاييدن کوه برجام، همانا و متأثر از ضدحال بزرگ به اقتصاد معطل نتايج توافق، رکود بزرگتر همانا! اساساً رکود، آنجايي اپيدمي و عمومي و همهگير ميشود که به اميد يک غذاي چرب و شيرين، آشپز محترم بيايد و مدام اشتهاي جمع را تحريک کند و در نهايت، به قول آقاي سيف، معلوم شود که عايدي مردم از برجام «تقريباً هيچ» بوده! و اين يعني، اشتهاي اقتصاد، بيخود و بيجهت داشته تحريک ميشده! در آستانه برجام، فروشنده نميفروخت و خريدار نميخريد و کارخانهدار به جاي چشم دوختن به کارخانه خود، مدام اخبار را بالا و پايين ميکرد و خلاصه، هم معطل و علاف رؤيت معجزه بودند به اميد سود بيشتر، که در نهايت، معلوم شد هيچ معجزهاي هم در کار نيست! اين شد که «رکود» تبديل شد به «معضل اول اقتصاد کشور!» تا همه آن اميال و آرزوها و اشتهاها، به راحتي ترکيدن يک حباب، بترکد و خلاص!» طرفه حکايت اينجاست که اين فقط آقاي روحاني نبود که با وعده و وعيدهاي خود، مدام اين بادکنک را باد کند! روزنامههاي زنجيرهاي هم کم تيتر درشت نزدند که «صبح بدون تحريم!» و «خداحافظ تحريم!» اگر در مقوله اقتصاد، ديوار کشيدن دور مرزهاي کشور و نگاه صرف به داخل، نه کاري عقلاني و نه اساساً کاري شدني است، از آن بدتر اين است که تو برداري همه اقتصاد کشور را لنگ در هوا نگه داري، به اميد لطف و کرم کاخ سفيد! در اين صورت، معلوم است که متأثر از بدعهدي کاملاً قابل پيشبيني دشمن واضع تحريم، چه ضدحال بزرگي و چه رکود بزرگتري، دامنگير اقتصاد مملکت ميشود! من اما در اين يادداشت، بيش از اين قصد باز کردن روضه تحريم و توافق را ندارم، بلکه ميخواهم رونمايي کنم از مهمترين نقد ما به دولت فعلي، آنجا که آقاي روحاني مدعي است جز در بخش مسکن، اقتصاد ما رکود ندارد! بيماري را در نظر بگيريد که همه پزشکان، متفقالقول بر بيماري مثلاً سرطان او صحه گذاشتهاند؛ او اما معتقد است جز به يک حساسيت فصلي دچار نيامده! وقتي آقاي روحاني، اصل و اساس مهمترين معضل اقتصادي مملکت را منکر است، کاملاً حق دارد اگر تلويحاً بگويد 40 سال و 100 سال هم، از من يکي حل مشکلات را نخواهيد! اين عين سخن رئيس فعلي قوه مجريه است: «100 سال هم براي حل مشکلات کشور کافي نيست!»
رئيسجمهور اگر شما باشي که رکود را منکر شوي و بيکاري را هم شعار بخواني، 100 سال که هيچ، من قول ميدهم هزار سال ديگر هم وضع ما همين است! جناب آقاي روحاني! چهار سال پيش، حضرتعالي به ما وعده دادي که ظرف 100 روز، تحول اقتصادي ايجاد ميکني! بعد گفتي من نگفتم و روزنامهها را متهم کردي به دروغ بزرگ! بعد گفتي آدم مگر عقل نداشته باشد که همچين وعدهاي بدهد! بعد گفتي 40 سال و 100 سال هم مشکلات حل نميشود! بعد دوباره گفتي برنامه 100 روزه دارم! واقعاً آني درنگ کنيد! خروجي اين حرفها يعني چه؟! و عاقبت، تکليف ما در مواجهه با اين همه حرف متضاد چيست؟! خنده؟! گريه؟! سکوت؟! يا عزم براي تغيير حضرتعالي؟! ما گيرم منتقد شما هستيم! جريان اصلاحات چه که آخر هم مصلحت نديد شما را به تنهايي وارد کارزار انتخابات کند؟! باورم نيست که اسحاق جهانگيري از حق شهروندي خود استفاده کرده باشد! او سوءاستفاده کرد از ضعف مديريت شما! و عدم تسلط شما بر آمار و امور! منتهاي مراتب، معاون اول شما، هرگز نميتواند آلترناتيو وضع موجود باشد، چراکه معاون اول شماست! و منصوب شماست! اين وضع را، اما يکي بايد تغيير دهد که نه شما را قبول داشته باشد، نه معاون اولتان را و نه اساساً مديريت 4 درصدي دولت اعتدال را!
از جاده اقتصاد، گريزي بزنيم به جاده جنگ! 35 سال پيش در چنين روزهايي، قاسم سليماني و ديگر رزمندگان، به خط زده بودند تا با توکل بر خدا، خرمشهر را آزاد کنند! از ارديبهشت 61 تا ارديبهشت 96 و در همه اين 35 سال، ما اما در حوزه نظامي، آنقدر پيشرفت کردهايم که اصلاً و اساساً به دشمن اجازه ورود به خاکمان را ندهيم! خوب است مديران اقتصاد 4 درصدي، به جاي طعنهزدن به رزمندگاني که ناظر بر حفظ امنيت، مشغول غريبانهترين جنگ با وحشيترين حراميان هستند، اين پرسش را با خود مطرح کنند که متأثر از کدام تفکر، اين همه در حوزه نظامي موفق بودهايم؟! و متأثر از کدام تفکر، اين همه در حوزه اقتصاد، ناموفق؟! آيا اگر در مقوله اقتصاد هم، امور به جاي نجوميبگيرهاي 4 درصدي، دست «مديران جهادي» بود، اين بود وضع؟! اينکه آقاي روحاني مدعي هستند «رکود نداريم»، همانقدر خندهدار است که قاسم سليماني مدعي شود «داعش نيست!» حاجقاسم اما بدين منوال حرف نميزند! خودش را هم «ذخيره و امانتدار» نميداند! الغرض! براي ياري رساندن به امن و امان ميهن عزيز، سردار و سرهنگ و سرباز و امير، به خوبي دارند وظيفه خود را انجام ميدهند، اما کيست اقتصاد را ياري کند؟!
قدر مسلم، آقاي روحاني و مکملش، ياريدهندههاي خوبي براي اقتصاد نيستند، چراکه چهار سال تمام، فقط حرف زدند و حرف و حرف و حرف! بگذريم که اساساً معتقدند رکود نداريم! اگر قاسم سليماني و نيروهايش، امنيت را صددرصدي اجرا ميکنند و اگر رزمنده مدافع حرم، سختي جنگ در بلاد غربت را بر تن خود هموار ميکند که همه با هر گرايشي، روز انتخابات در نهايت امنيت، رأي خود را درون صندوق بيندازند، چرا اقتصاد، تنها بايد به 4 درصد سود برساند؟! آن هم کدام 4 درصد؟! 4 درصدي که از همه بيشتر ميخورد و از همه بيشتر مينالد! از همه بيشتر حقوق ميگيرد و از همه بيشتر اپوزيسيون است! از همه بيشتر مسافرت ميرود و از همه بيشتر شاکي است! از همه بيشتر خرج ميکند و از همه بيشتر متوقع است! برجام نباشد؛ با «تحريم» کاسبي ميکند! برجام باشد؛ با «توافق» کاسبي ميکند! و بعد، شگفتا! با وجود اين همه کاسبي دونبش، زبانش هم عليه حافظان امنيت کشور، دراز است! اقتصاد، با زبان دراز مديران 4 درصدي، درست نميشود! همت بالا ميخواهد! مقابله با رکود، از نبرد تن و تانک در عمليات «اليبيتالمقدس» سختتر نيست! ولي باوري هست مرا!
اگر قرار بود «10 ارديبهشت 61» به جاي جگرگوشههاي اين ملت، همين 4 درصديها به خط بزنند، خرمشهر هنوز هم آزاد نشده بود! ولي خب! هر روز داشتيم شبيه اين حرافيها را ميشنيديم که «من خرمشهر را 100 روزه آزاد ميکنم! من کي گفتم خرمشهر را 100 روزه آزاد ميکنم! مگر آدم، اون را نداشته باشد! حرف من اين بود که بعد از 100 روز، ميگويم کي خرمشهر را آزاد ميکنم! 40 سال و 100 سال هم خرمشهر آزاد نميشود! براي آزادي خرمشهر، برنامه 100 روزه دارم! جز 10 کيلومتر از خاک شلمچه، اصلا هيچ کجاي کشور، دست دشمن نيست!» آقاي روحاني! خوب شد شما سرهنگ نيستي والا همچنان که در وادي اقتصاد، رکود را منکر شدي، در ميدان جنگ هم لابد لعين تکفيري را منکر ميشدي! رکود اما از داعش هم وحشيتر است! نيستي شما در بين مردم که ببيني! ادعاي «رکود نداريم» محصول پريدن 24 ساعته شما با 4 درصديهاست! و البته واضح است مديري که با وجود اين همه بيکار، از دولت شما ماهي 150 ميليون تومان حقوق ميگيرد، رکود ندارد! آقاي روحاني! دنياي 4 درصديها با دنياي اين مردم فرق ميکند! نيستي شما در بين مردم که ببيني!