سرویس ایران جوان آنلاین: «مشهد مقدس» شهری که همیشه برسر زبانها بوده و تمام مسائلش زیر ذرهبین قرار دارد. این شهر به سبب وجود بارگاه ملکوتی حضور حضرت امام رضا (ع) سالانه پذیرای حدود ۱۰ برابر جمعیت خود، زائر از اقصی نقاط ایران و جهان، است. به همین خاطر مدیریت مشهد ۳ میلیون نفری یکی از پیچیدهترین کارها به شمار میآید که حالا بر عهده محمدرضا کلایی جوانترین شهردار ایران قرار گرفته است. به همین بهانه در گفتوگویی با ایشان به بررسی نیازها و برنامههای مدیران شهری برای هدایت و پیشبرد اهداف مشهد پرداختیم:
آقای کلایی! شما در هنگام ورود به ساختمان شهرداری مشهد از هوشمندسازی این شهر گفته بودید. منظورتان از شهر هوشمند چیست؟
یک شهر مرده، شهری است که شهروندانش با هم ارتباط چندانی ندارند و مبادلاتش به شدت کم است و در این شهر خاطرهای تولید نمیشود. به همین خاطر و در نقطه مقابل ما در نظر داریم مشهد یک شهر زنده باشد. یعنی شهروندان، تاریخ و اقداماتی که در آن صورت میگیرد و خاطراتی که تولید میشود، مدام ادامه داشته و پویا باشند و به نظر بنده این کار امکانپذیر نیست مگر با فعالسازی سرمایههای شهری. بر همین اساس شهر هوشمند در دو بعد مورد ارزیابی قرار میگیرد. اول اینکه باید فضای شهری را به فضای فرصتها برای شهروندان تبدیل کنیم و انتظار داریم مشهد، شهر فرصتها شود تا افراد هر استعدادی که دارند را به شکوفایی نزدیک کنند. البته برای تبدیل یک شهر به شهر فرصتها، ابزارهای فناوری اطلاعات مؤثری مورد نیاز است.
اما نکته دوم سرویس دهی مدیران شهری به مردم است که با بهرهمندی از ابزارهای هوشمند، فارغ از اثرات جانبی مانند کاهش ترافیک و پایین آمدن هزینهها، مقابله با فساد هم یکی از جدیترین مسائل به شمار میآید که جزو دغدغههای ما بوده و با هوشمندسازی اتفاق میافتد.
نگاه شما به حاشیه شهر متفاوت است و معتقدید، چون آنها هم از خدمات شهری بهرهمند هستند نباید به آنها حاشیه نشین گفت. برای رفع حاشیههای شهر مشهد چه برنامهای دارید؟
ما معتقدیم باید شهری با چند مرکز و به صورت پراکنده که دارای امکانات متعددی هستند داشته باشیم. یعنی میزان برخورداری مناطق مختلف از امکانات شهری باید به هم نزدیک و حتیالامکان یکسان باشد. به همین خاطر این موضوع را عنوان میکنم که متن و حاشیه قابل تفکیک ازهم نیست.
متأسفانه چند اتفاق سعی کرده که این متن و حاشیه را ایجاد کند. یک مسئله ابزارها و وسایل حمل و نقلی است. مثلاً یک شریان کمربندی که اتصال دوطرف را کاملاً از هم قطع و جدا میکند و افرادی که در آن سوی کمربندی هستند احساس میکنند به حاشیه رانده شدهاند.
موضوع دیگر، مسئله مالکیتی است که در مناطق کم برخوردارتر عموماً نقاطی وجود دارد که مالکیتهای بزرگ مثل آستان قدس و اوقاف و... در آنها حضور دارند. این سازمان و نهادها دارای اراضی بزرگی در این مناطق هستند که بلااستفاده رها شده و امکان توزیع خدمات را پایین آورده. نکته بعدی هم مهاجرتهایی است که مشهد را تحت تأثیر قرار میدهد. باید بپذیریم اقتصاد مشهد یک اقتصاد قوی و جذاب است و تقریباً در منطقه شرق کشور هر جایی که با بحرانی مواجه میشود، چه به خاطر خشکسالی و چه رکود اقتصادی باشد، ناخودآگاه مشهد جاذب جمعیت آن نقاط میشود و در این میان اولین جاهایی که به سبب ارزانی و امکان استقرار مدنظر قرار میگیرد، مناطق پیرامونی شهر است. همین موضوع تشدید کننده حاشیهنشینی در مشهد مقدس شده است.
حالا ما سعی میکنیم بین نقاط مختلف اتصال برقرار کنیم و کاربریهایی که از جنس رفت و آمد افراد به آن نقاط شهر است را افزایش دهیم. مثل مجموعه ورزشی بزرگی که در یک منطقه پیرامونی شهر میسازیم تا رفت و آمدها بیشتر شده و متن و حاشیه از بین برود. وقتی حاشیهنشینها هم از خدمات شهری بهرهمند و رفت و آمدها به آن مناطق زیاد شود دیگر چیزی بهنام حاشیه در شهر وجود نخواهد داشت.
همچنین کیفیت زندگی در نقاط شمال شهر مشهد که کم برخوردارتر است را از طریق احداث یک کمربند سبز شمالی توسعه خواهیم داد و مورد بعدی بحث کسب و کار است که باید زمینهها را برای توانمندسازی افراد مهیا کنیم.
شما جزو معدود اشخاصی هستید که تا به امروز سکان مدیریت شهری مشهد را بر دست گرفته و توانسته تقریباً با تمام سازمانها و نهادها تعامل خوبی داشته باشد. چطور این تعاملات و همکاریها را در این سطح به وجود آوردهاید؟
به اذعان افراد و مدیرانی که سالهاست در مشهد حضور دارند، هیچ زمانی تا این سطح از هماهنگی در بین دستگاهها وجود نداشته است.
بنده معتقدم یکی از مهمترین وظایف شهرداریها در شهرهای بزرگ و کلان شهرها این است که همه ذینفعان را بر سر هدف یا اهداف مشخصی همسو و انرژیها را در یک نقطه و مسیر متمرکز کند.
به نظرم تنها دغدغهای که وجود داشته، این همسو کردن انرژیها بوده که اتفاق افتاده و خوشبختانه استاندار، فردی توسعهگراست و کاملاً در کارها هماهنگ بوده و پشتیبانی میکند. با آستان قدس رضوی، امام جمعه محترم، سپاه و دیگر نهادها نیز در چند هدف اصلی که ضرورت جدی شهر به شمار میآیند نقطه اشتراک داشته و مقام معظم رهبری هم در صحبتهای اخیرشان تأکید جدی داشتند که بر روی مسائل اصلی مردم تمرکز کنید. یکی از شانسهای خراسانرضوی و مشهد مقدس این است که تقریباً تمام ذینفعان برروی مسائل اصلی که طبیعتاً اشتغال و اقتصاد و حفظ هویت شهر است به نقطه اشتراک رسیدهاند. حتی در مباحث دیگر مثل ترافیک شهر مشهد، فرمانده نیروی انتظامی کاملاً با مسئولان شهری هماهنگ عمل میکند و همین رفتارها در آمار و ارقام بار ترافیکی کاملاً مشهود است که اثرات مثبتی داشته.
وقتی شهر را میتوان با تعامل اداره کرد، دلیلی ندارد با سوءتفاهم یا ناهماهنگی پیش برویم.
یکی از مشکلات مشهد وجود پادگانها بود. در این رابطه چه کارهایی انجام دادهاید؟
موضوع پادگانها، موضوع بسیار مهمی برای مشهد است. به این دلیل که در مناطق مرکزی شهر بیش از ظرفیت یک شهر عادی، افرادی را داریم که نیازمند خدمات عمومی هستند و به همین جهت باید سرانه خدمات عمومی مانند فعالیتهای تفریحی و فضای سبز و امثال اینها را افزایش دهیم.
به نظرم پادگان ارتش مشهد فارغ از قدمت یکصد سالهاش که ارزش میراثی به آن داده یک میراث معنوی هم برای شهر به شمار میآید که زمینههای زیادی برای خدمات رسانی دارد. بعد از پارک ملت که حدود ۷۲ هکتار است فکر میکنم پادگان مشهد نیز با توجه به درختانی که دارد، بتواند به یک پارک بسیار خوب و سولههایش که بیش از ۵۰ سال قدمت دارند هم به عنوان موزههایی برای شهر تبدیل شوند؛ و موضوع کمربند جنوبی و مشکلاتتان در رابطه با احداث آن؟
یک مسئله کلان در این نقطه از شهر وجود دارد و آن هم ارتفاعات جنوب شهر است. یکی از مگا پروژههای ما همین است که طی شش ماه گذشته تعداد ۲ میلیون درخت در آن کاشتهایم و فکر میکنیم باید ۱۹ هزار هکتاری که در اراضی جنوب وجود دارد را به تنفس گاه شهر مشهد تبدیل کنیم و به صورت جدی احیا شود. البته در خصوص موضوعات محیطزیستی دو نگاه در شهر مشهد وجود دارد. اول اینکه، چون مشهد در یک اقلیم نیمه خشک قرار دارد، پس عملاً نباید فضای سبز آن را توسعه داد که در مصرف آب صرفهجویی شود. نگاه دوم که اعتقاد ما هم بر آن است اینکه مشهد در اقلیم نیمه خشک خودش پایدار نمیماند، مگر اینکه فضای سبز شهری توسعه داده شود تا حداقل این اقلیم را پایدار کرده و از پیشروی آن به سمت اقلیم خشک جلوگیری کند. ما میخواهیم فضای سبز را توسعه دهیم. اما در کنار آن از طریق تصفیه خانههای محلی و شبکه آب غیر شرب، از آبهای خاکستری مثل فاضلاب که یک منبع لایزال است و پیوسته تولید میشود، استفاده خواهیم کرد. کاری که رطوبت شهر مشهد و اقلیم آن را پایدارسازی میکند. به همین خاطر به خودمان و همکارانمان تا پایان سال ۹۹ فرصت دادهایم که شبکه آب غیر شرب مشهد را کاملاً تشکیل داده و ۱۳ تصفیه خانه محلی آماده شود. همچنین با توجه به مطالعاتی که بر روی گونههای گیاهی در جنوب صورت گرفته و موضوع تأمین آب آنها توسط تصفیه خانههای محلی صورت خواهد گرفت، میتوانیم جنگلهای انبوهی در جنوب شهر مشهد داشته باشیم. حالا موضوع کمربندی، مسیری است که از میانه این فضا میگذرد و باید اصلاحات زیستمحیطی در آن اتفاق بیفتد.
شما نظر ویژهای به حمل و نقل عمومی و به خصوص مترو دارید. با توجه به هزینه بالای احداث مترو که هم اکنون متری ۷۵۰ میلیون تومان است، آیا میتوانید پروژهها را به سرانجام برسانید؟
فارغ از اینکه ما مسول اداره کردن امور شهر هستیم، وظایفی بین نسلی و تعهدی هم به نسل آینده داریم.
سال گذشته هر کیلومتر مترو در شهر مشهد ۲۴۰ میلیارد تومان هزینه داشت و الان ۷۵۰ میلیارد تومان شده یعنی بیش از ۳ برابر. در کنار اینها مشکلات تأمین مالی و تحریم و... هم اضافه میشود. اما در دوره اخیر حتی یک روز هم کار مترو تعطیل نشده، چون معتقدیم این یک تعهد به آیندگان است. با توجه به اتصال خطوط و خط ۳ که پیرامون حرم را پوشش میدهد و تا پایان سال ۱۳۹۹ نیز باید به بهرهبرداری برسد، تمام توانمان را در جهت ایجاد یک حمل و نقل پاک متمرکز کردهایم. همچنین برای رینگهای کمربندی و تقاطعهای غیر همسطح مرکز شهر هم برنامههایی داریم که نزدیک ۲ هزار میلیارد تومان تعریف پروژه شده و فکر میکنم.
الان بحثی در مورد مشارکت خارجیها و بهخصوص اعراب در پروژههای مشهد مطرح است و به تبع آن فروش شهر به اعراب. اگر توضیحی در این مورد بفرمایید، متشکر میشوم.
این یک موضوع حل شده است برای کشوری که جمعیت جوان دارد باید مکمل آن سرمایه هم داشته باشد تا بتواند با رشد اقتصادی زیر ساختها را برای رفاه مردم مهیا کند. این سرمایه میتواند ابعاد مختلفی داشته باشد. میتواند سرمایه مالی یا دانشی یا فکری و محیطی و فنی باشد و همه اینها باید در کنار سرمایه انسانی قرار بگیرند. حتماً در اصل جذب سرمایه هیچ بحثی نیست با این اوصاف باید بگویم بحث فروش وجود ندارد. تمام مسئله این است که هر مبادله اقتصادی باید «غبطه و مصلحت» طرفین رعایت شود. غبطه و مصلحت ما به عنوان سرمایهپذیر از این جهت مهم است که نماینده مردم هستیم و باید امکانات آنها را به بهترین شکل به کار بگیریم و غبطه و مصلحت طرف مقابل از این جهت مهم است که هر سرمایهگذاری که وارد شهر میشود باید حتماً منافع تعریف شده خودش را در امنیت کامل ببیند تا سفیر و مبلغی بشود برای جذب سایر سرمایهگذاریها.
هم اکنون بیش از یک دهه است که شهر مشهد در حوزه سرمایهپذیری کاملاً مسلط شده و تمام مسائل حقوقی در آن رعایت میشود و بحمدالله در این موضوع مسئلهای وجود ندارد. اما آن چیزی که در سرمایهگذاریها بسیارمهم است این است که اقتضائات عمومی جامعه در آن در نظر گرفته شود و عملاً بازی یک بازی برد برد باشد.
بحث کارخانه نوآوریهای مشهد چیست؟
یکی از مزیتهای نسبی شهر مشهد نیروی جوان و خلاق آن است که میتواند در مدیریت شهری کمک حال بوده با راهاندازی کسب و کارهای جدید، مشکلات و معضلاتی که با آن دست به گریبان هستیم را حل کند. کارخانه نوآوری نیز به منظور استفاده از صاحبان اندیشه و خرد و ایدههای خلاق ایجاد شده و در مرحله اول یک مرکز نوآوری بود و سعی شد استارتآپها را حول آن متمرکز کنیم. در مرحله بعدی با توافقی که با معاون محترم علمی رئیسجمهور انجام شد، تصمیم بر آن شد که آن را یک مرحله ارتقا داده و کارخانه نوآوری ایجاد کنیم. بنابر این یکی از مراکز صنعتی شهر مشهد یعنی کارخانه کوکاکولا را به این کار اختصاص دادیم که نزدیک دانشگاه فردوسی مشهد است.