کد خبر: 1289432
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۰
ابوالفضل صفری

جهان اسلام همواره در معرض زیاده‌خواهی‌های قدرت‌های استعماری بوده است. غرب آسیا، به عنوان منطقه‌ای با منابع غنی و جایگاهی استراتژیک، همواره آماج سلطه‌طلبی استعمارگران قرار داشته است. استعمار، از قرون گذشته تاکنون، با توسل به ابزار‌های مختلف، سعی در تجزیه، تضعیف و به حاشیه راندن ملت‌های مسلمان داشته است. 
یکی از کارآمدترین ابزار‌های استعمار، ایجاد تفرقه و گسست در امت اسلامی بوده است، چراکه هرگونه وحدت در جهان اسلام، مانعی اساسی در برابر چپاولگری آنان محسوب می‌شود. در این راستا استعمارگران برای تثبیت سلطه خود از سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» بهره برده‌اند. ایجاد رژیم‌های دست‌نشانده، تضعیف حاکمیت‌های مستقل و بهره‌گیری از نیرو‌های نیابتی از جمله راهکار‌هایی بوده که غرب برای تداوم سلطه خود در منطقه غرب آسیا و مناطق مجاور به کار گرفته است. استعمارگران نه‌تنها منابع اقتصادی ملت‌های مسلمان را غارت کرده‌اند، بلکه با تحمیل الگو‌های فکری و فرهنگی خود، در پی از بین بردن هویت اسلامی جوامع نیز بوده‌اند. نمونه بارز این مسئله، اشغال فلسطین به دست صهیونیست‌هاست که تحت حمایت کامل قدرت‌های استعماری غرب صورت گرفت و همچنان ادامه دارد. 
رژیم صهیونیستی، نیروی نیابتی استعمار در منطقه، با پشتیبانی مستقیم قدرت‌های غربی شکل گرفت و مأموریت آن، ایجاد پایگاهی دائمی برای تثبیت سلطه استعماری غرب بر غرب آسیا و شمال آفریقا و سرکوب و کنترل ملت‌های مسلمان است. حمایت بی‌دریغ قدرت‌های استعماری از اسرائیل، نه‌تنها در اشغال سرزمین فلسطین بلکه در سرکوب مقاومت در اشکال مختلف آن، کاملاً مشهود است. از سوی دیگر، غرب همواره کوشیده است با ایجاد اختلافات فرقه‌ای، قومی و سیاسی میان کشور‌های اسلامی، از شکل‌گیری یک جبهه متحد اسلامی جلوگیری کند و سلطه‌طلبی‌های خود را با تحمیل نظم‌های منطقه‌ای موردنظرش به امت اسلامی، تداوم بخشد. در مقابل این سلطه‌طلبی‌های استعمار بود که مقاومت اسلامی شکل گرفت. مقاومت، نه‌تنها به‌عنوان ابزاری برای دفاع از هویت اسلامی، بلکه به‌عنوان راهبردی اساسی برای مقابله با استعمار عمل کرده است. از انقلاب اسلامی ایران که الگوی مقاومت در برابر استعمار و استکبار شد، تا جنبش‌های مقاومت در فلسطین، لبنان، یمن و سایر نقاط جهان اسلام، نمونه‌های بارز ایستادگی در برابر قدرت‌های سلطه‌گر هستند. در دهه ۲۰۰۰، استعمار غرب با استفاده از ماشین نظامی خود در غرب آسیا یعنی رژیم صهیونیستی از یک‌سو و از سوی دیگر حضور مستقیم نیرو‌های نظامی اشغالگر امریکا در عراق و افغانستان، درصدد تغییر نظم منطقه غرب آسیا و جغرافیای کشور‌های اسلامی برآمد. در این راستا بعد از اشغال افغانستان و عراق، کشور‌های لبنان، سوریه، ایران، لیبی، سودان و سومالی آماج طرح‌های تجزیه‌طلبانه غرب قرار گرفتند. غرب برای تحمیل نظم مطلوبش به جغرافیای جهان اسلام، بایستی مرز‌ها را تغییر می‌داد و تغییر مرز‌ها نیز جز با کشتار و پاک‌سازی قومیتی امکان‌پذیر نبود. بااین‌حال، مقاومت اسلامی در عراق و لبنان، دشمن را در تحقق اهداف سلطه‌طلبانه‌اش ناکام گذاشت. اما استعمار بار دیگر به حربه کهنه خود متوسل شد: تفرقه‌افکنی در میان امت اسلامی. از یک‌سو، تصویری منفی از مقاومت در میان افکار عمومی و نخبگان کشور‌های اسلامی ساخت و از سوی دیگر، با فریب سران مرتجع منطقه و دادن وعده‌های دروغین تأمین امنیت، به یارگیری از جریان‌های وابسته پرداخت. نتیجه این سیاست، شکل‌گیری یک محور عربی- عبری با محوریت رژیم صهیونیستی و در ذیل رهبری امریکا بود. اما در جریان جنگ غزه، سران مرتجع منطقه که توهم تأمین امنیت با تکیه بر رژیم صهیونیستی را داشتند، پس از نشئگی اولیه ناشی از برخی ضربات صهیونیست‌ها و غربی‌ها به محور مقاومت، ناگهان با واقعیت سلطه‌طلبی استعمار و نیروی نیابتی جنایتکار آن، یعنی رژیم صهیونیستی، روبه‌رو شدند. 
استعمار غرب درصدد احیای طرح شکست‌خورده‌اش برای تحمیل نظم منطقه‌ای به غرب آسیا است. در این راستا از نظم نوین منطقه‌ای سخن گفته و تغییر مرز‌ها را به‌صورت آشکار در دستور کار قرار داده است. امروز، سران مرتجع منطقه‌ای که فخرشان در میانه سلاخی شدن کودکان غزه به دست رژیم صهیونیستی، ساقط کردن پهپاد‌های ایرانی در جریان عملیات وعده صادق یک بود، با تهدیدات امنیتی و سرزمینی گسترده، عمیق و پردامنه از سوی رژیم مواجه شده‌اند. رفتاری که رژیم صهیونیستی با سوریه پسااسد داشت، اشغال سرزمینی سوریه، طرح تجزیه سوریه، تداوم اشغال جنوب لبنان و ارتکاب جنایت در حق مردم شریف این کشور، گام برداشتن به‌سوی پاک‌سازی غزه و کرانه باختری و کوچاندن اجباری مردم فلسطین به کشور‌های همسایه، گسترش تهدیدات علیه مصر و بعد دومینوی تغییر مرز‌ها در کشور‌های مجاور، نشان می‌دهند که تهدیدات ناشی از استعمار غرب و رژیم دست‌نشانده آن متوجه همه کشور‌های منطقه است و نه صرف جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت. جهان اسلام بایستی به این ادراک برسد که استعمار و جاه‌طلبی‌های آن تنها متوجه فلسطین یا چند کشور خاص نیست، بلکه تهدیدی برای تمام کشور‌های اسلامی محسوب می‌شود. هیچ کشوری در جغرافیای جهان اسلام از طمع استعمارگران در امان نیست. تاریخ نشان داده است که هر زمان امت اسلامی از هم گسسته شده، استعمارگران بیشترین بهره را برده‌اند. تاریخ فلسطین گواهی بر این موضوع است. اگر رژیم صهیونیستی در جنگ با اعراب در چارچوب دکترین پیرامونی خود توانست از تحریم‌های اعراب جان سالم به در برد، در جریان جنگ غزه در چارچوب عادی‌سازی با برخی از کشور‌های عربی این فرصت را یافت که جنایات بیشتری را مرتکب شود و سلطه‌طلبی‌های منطقه‌ای استعمار را نیز با قدرت بیشتری پیگیری نماید. ناکام گذاشتن استعمار و ماشین کشتار آن یعنی رژیم صهیونیستی، نه از مسیر وابستگی به قدرت‌های استعماری، بلکه از مسیر استقلال، مقاومت و اتحاد امت اسلامی محقق خواهد شد. در این راستا، برای مقابله حداکثری با استعمار، وحدت جهان اسلام یک ضرورت انکارناپذیر است. تجربه نشان داده است که هر جا وحدت و هم‌افزایی میان مسلمانان شکل گرفته، استعمارگران عقب رانده شده‌اند. اتحاد در محور مقاومت، یکی از نمونه‌های موفق این هم‌افزایی است که می‌تواند الگویی برای تمام جهان اسلام باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار