جوان آنلاین: «روایت سوره سینما از چهرههای خبرساز هفته» عنوان بستهای خبری است که هر جمعه در قالب آن به بازخوانی مهمترین اخبار مرتبط با هنرمندان حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون خواهیم پرداخت.
به گزارش سوره سینما، هر هفته چهرههایی از دل سینما، موسیقی و هنر سر برمیآورند که با حضورشان جریان خبری هفته را شکل میدهند. این هفته، روایت ما به سراغ پنج چهرهای میرود که هر کدام با اتفاقی خاص در صدر اخبار قرار گرفتند؛ همگی در هفتهای که گذشت، بیش از همیشه دیده شدند. سینما و تلویزیون این روزها شاهد تحولی است که در آن، زنان فیلمساز نقش پررنگتری ایفا میکنند، صداپیشگان محبوب از حاشیه به متن بازمیگردند، بازیگران کمدی درامهای اجتماعی را تجربه میکنند و چهرههایی که از تئاتر آمدهاند، مدیومهای مختلف را درمینوردند. این روایت، تنها بخشی از دنیای پرجنبوجوش سینمای ایران است.
آینده پناهنده؛ درخشش جهانی با «در انتهای شب»
جشنواره سریز مانیا در فرانسه، نام آیدا پناهنده را دوباره بر سر زبانها انداخت. در نخستین نمایش جهانی سریال «در انتهای شب»، کنار ارسلان امیری، هدی زینالعابدین و پارسا پیروزفر ایستاد و به دوربینها لبخند زد.
اما آنچه پناهنده را از دیگر فیلمسازان جدا میکند، تنها جوایز و افتخارات نیست. او زنی است که سینما را از دل قصههای زنانه بیرون کشیده، بیآنکه به دام کلیشههای معمول بیفتد. روایتهایش بر بوم زندگی نقش میبندند، مثل آنچه در «ناهید» کرد یا در «تیتی» که هوتن شکیبا و پارسا پیروزفر را در نقشهایی متفاوت به تصویر کشید. این بار، اما در مدیوم سریال، موفقیتی تازه به دست آورد و جایزه بهترین کارگردانی را از سریز مانیا به ایران آورد.
پناهنده از معدود زنان فیلمسازی است که قدم به شبکه نمایش خانگی گذاشته و همواره از تأثیر رخشان بنیاعتماد بر نگاه سینماییاش سخن گفته است. در انتهای شب نیز در ظاهر زنانه، عاشقانه و اجتماعی است، درست مطابق دغدغههای همیشگی او. او به همراه همسرش ارسلان امیری فیلمهای بسیاری نوشته و کارگردانی کرده و ترکیب این زوج هنری به خلق آثار موفقی در این سالها منجر شده است.
پناهنده که پیشتر جایزه Women in Motion را از جشنواره کن ۲۰۱۶ دریافت کرده، مسیر فیلمسازی را از نوشتن داستان کوتاه آغاز کرد و با ساخت فیلمهای کوتاه، گامبهگام پیش رفت. این تجربهها در چهل سالگی، آینده خوبی را پیش روی پناهنده قرار خواهد داد.
میرطاهر مظلومی؛ همهفنحریف دنیای هنر
در سویی دیگر، میرطاهر مظلومی هفتهای پرخبر را پشت سر گذاشت. گفتوگوی پرشور او با علی ضیا، خوانندگی و لحن خاصش، و حضورش در برنامه «صداتو»، او را دوباره به مرکز توجه آورد. ویدئوهای او در فضای مجازی دستبهدست شد و نشان داد که انرژی بیپایانش، حتی با گذر زمان، از بین نمیرود.
مظلومی که بازیگری، گویندگی و دوبله را در کارنامه دارد، از چهرههای همهفنحریف دنیای هنر محسوب میشود. صدای او برای بسیاری یادآور خاطرات سینمایی است؛ از دوبله شخصیتهای ماندگاری، چون دیوی جونز در «دزدان دریایی کارائیب»، دوبله «افسانه زورو»، «هری پاتر» و رنگو، انیمیشنی امریکایی، اشاره کرد. عرصه دوبله برای او فقط یک حرفه نیست، بلکه دنیایی است که سالها در آن نفس کشیده است.
یکی از آثار ماندگار او که این هفته هم با یادآوری در صداتو بیشتر دیده شد بازی در قهوه تلخ بود. او در کنار بازیگری، دلبسته کتاب است؛ هزاران جلد کتاب دارد و گاهی از کمبود جا برای نگهداری آنها گلایه میکند. گویی زندگیاش میان صفحات کتابها و پشت میکروفون دوبله، در تلاطم است.
میرطاهر علاوه بر بازیگری، این روزها به ضبط کتابهای صوتی نیز مشغول است، گنجینهای از ادبیات که به مخاطبان عرضه میکند.
گیتی قاسمی؛ بانویی که خنده را هوشمندانه معنا کرد
گیتی قاسمی نیز در این هفته بیش از همیشه در مرکز توجه بود. حضورش در «جوکر بانوان» باعث شد مخاطبان این برنامه را متفاوت از نسخه مردانهاش ببینند؛ شوخیهایی بدون استفاده از الفاظ زننده، اما پر از خلاقیت. او که سالها در تئاتر فعالیت داشته و کارگردانی خوانده، در این برنامه توانایی خود را در کمدی به نمایش گذاشت. بسیاری از مخاطبان معتقد بودند که جوکر بانوان از نسخه مردانهاش هوشمندانهتر و خندهدارتر بود و قاسمی، یکی از ستارگان این موفقیت بود.
گیتی قاسمی سالهاست که در تئاتر فعال است و علاوه بر بازیگری، کارگردانی تئاتر را نیز در کارنامه خود دارد. از سال ۱۳۸۶ به بعد در تلویزیون حضور پیدا کرده و در نقشهای مختلفی به ایفای نقش پرداخته است. شهرت و محبوبیت او بیشتر به دلیل بازی در سریال «زیر خاکی» است که با لهجه جذابش و در کنار ژاله صامتی، درخشید. او که خود اهل ملایر است، توانست از ظرفیتهای این لهجه به خوبی در نقشش بهره ببرد و این ویژگی به شناخته شدن و محبوبیت سریال کمک زیادی کرد.
گرچه در سالهای اخیر مردم بیشتر او را با فیلمهای کمدی میشناسند، اما گیتی فیلمهای جدی زیادی نیز کم نداشته است. او در فیلمهایی همچون «امروز» رضا میرکریمی، «سد معبر» محسن قرایی، «جاندار» پدرام پورامیری و حسین دوماری، و «متری شیش و نیم» سعید روستایی حضور داشته است. یکی از نقاط عطف کارنامه سینمایی او، بازی در فیلم «ویلاییها» به کارگردانی منیر قیدی است که در این فیلم توانست نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شود.
او حالا یکی از چهرههای سینمای ایران است. در سریالهای «زیر خاکی» و «نیسان آبی» تواناییاش را در کمدی به رخ کشید و حالا با «جوکر» نشان داده که چگونه میتوان تماشاگر را بدون شوخیهای سطحی، مجذوب نگه داشت. به گفته خودش، دیگر تفاوتی بین مدیومهای سینما، تلویزیون و نمایش خانگی برایش وجود ندارد. آنچه برایش اهمیت دارد، نقشهایی است که چالشبرانگیز باشند و او را از تکرار دور نگه دارند. قاسمی راهی طولانی را پیموده تا امروز به جایگاهی برسد که بتواند هم در نقشهای کمدی و هم در نقشهای جدی، توجه مخاطبان و کارگردانان را به خود جلب کند.
سیروس مقدم؛ این نقاشیهای عجیب!
اگر اسم سیروس مقدم را بشنوید، احتمالاً اولین چیزی که به ذهنتان میرسد، همان «پایتخت» معروف است؛ سریالی که حالا دیگر خودش برای تلویزیون برند شده و برای مقدم هویت. اما ماجرای امسال او فقط ساخت فصل هفتم این سریال نبود، یک اتفاق متفاوت و جالب توجه هم در کار بود؛ بازگشت او به نقاشی.
در یک تصمیم خاص، تیتراژ پایتخت ۷ با نقاشیهای خود سیروس مقدم تزئین شد! همان مردی که سالها به قاب تصویر جان داده، حالا قابهای رنگی خودش را به تصویر تیتراژ آورد. این اتفاق این هفته در فضای رسانهای دستبهدست شد. بعضیها گفتند حرکت نوآورانهایست، بعضیها هم زبان به نقد گشودند. اما در هر دو حالت، نکته مهمتر این بود که مقدم بعد از ۴۵ سال دوباره دست به قلممو برده و دنیای تصویر را جور دیگری تجربه کرده است. به گفته خودش بازگشتش به نقاشی را مدیون دوران خانهنشینی کروناست.
مقدم تنها کارگردان تلویزیونی ایران است که یک سریال را تا هفت فصل پیش برده و از معدود سریال سازهایی است که سال هاست در صحنه و در اوج برای تلویزیون فیلم میسازد، از آن زمان که با سریالهایی مثل «مسافر» و «پلیس جوان» به دلِ مخاطب راه پیدا کرد تا همین حالا که «پایتخت» را مثل یک قطار پرمسافر، فصل به فصل به جلو میبرد. خیلیها پایتخت را «فرندز ایرانی» میدانند؛ سریالی که با وجود افتوخیزها، توانسته خودش را در دل تماشاگر ایرانی جا کند.
مقدم همیشه قصههای ساده رو با چاشنی پیامهای اجتماعی روایت کرده است؛ از گناه و وسوسه در «اغما» گرفته تا موضوع ربا در «تا ثریا» یا حتی مسائل خانوادگی در «پایتخت». گویا برای سیروس مقدم، قصهگویی فقط یک شغل نیست، یک جور شیوه زندگی است؛ فرقی نمیکند با دوربین یا با قلممو.
الناز حبیبی؛ شوک «جان سخت»
الناز حبیبی، اما با «جان سخت» در مسیری متفاوت قدم برداشت. قسمت چهاردهم این سریال چنان تأثیرگذار بود که بحثهای بسیاری را برانگیخت. صحنهای از این قسمت، با واکنشهای گستردهای همراه شد و برخی آن را نمادی از یک انتخاب دردناک دانستند؛ اینکه «مرگ را به تجاوز ترجیح میدهند».
حبیبی که بیشتر در کمدیهای پرفروش حضور داشته، با «جانسخت» نشان داد که نمیخواهد به ورطه تکرار بیفتد. در «رمانتیسم عماد و طوبی» دومین فیلم بلند کاوه صباغ زاده خوش درخشید و کاندید بهترین بازیگر زن سی و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر شد. در تئاتر نیز فعال بوده و برای «شاهماهی» نامزد جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره تئاتر فجر شد.
حبیبی از دوران کودکی و نوجوانی وارد عرصه بازیگری شده و با سریال «دردسرهای عظیم» به محبوبیت گستردهای دست یافت. حضور او در «فسیل» که یکی از پرفروشترین فیلمهای سینمای ایران است، جایگاه او را در سینمای کمدی تثبیت کرد. در کنار فعالیتهای سینمایی و تلویزیونی، او به تئاتر نیز علاقه دارد و اخیراً نمایش «جزیره لؤلؤ» را روی صحنه داشته است.
او که سابقه همکاری با کارگردانان نامآشنایی، چون برزو نیکنژاد، حسین نمازی و حمید نعمتالله را دارد، این روزها مشغول ایفای نقش در فیلم «بت» به کارگردانی حمید نعمتالله است.
حبیبی که عاشق کتاب است، تجربیات مطالعاتیاش را در اینستاگرام با مخاطبانش به اشتراک میگذارد. به گفته خودش، هرگز بازیگری را به چشم یک شغل نگاه نکرده و تنها به دنبال نقشهایی بوده که بتوانند ماندگار شوند.