کد خبر: 1285157
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۳:۲۰
گفت‌وگوی «جوان» با مهدی کرمی از رزمندگان حاضر در عملیات بدر (اسفند ۱۳۶۳)
شهدای زیادی در عملیات بزرگ و سنگین مثل بدر و کربلای ۵ دادیم. واحد ضد زره در کربلای ۵، هشت شهید داد. شهدای بزرگواری، چون شهید محسن مومنی، شهید حیدر نیک گستر، شهید محسن رجبی، غلامرضا طالب پور، شهیدخراسگر و مسعود تفنگچی. شهید محسن رجبی بچه تهران بود. دانشگاه تهران رشته مهندسی قبول شده بود، اما جای دانشگاه به جبهه آمد و شهید شد
زینب محمودی عالمی

جوان آنلاین: عملیات بدر در ۱۹ اسفند ۱۳۶۳ آغاز شد و تا ۲۹ اسفند همان سال ادامه داشت. نیرو‌های ایرانی در پیشروی اولیه از جزایر مجنون موفق به گرفتن پاسگاه ترابه و تصرف بخشی از بزرگراه بغداد- بصره شدند. مهدی باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا و عباس کریمی، فرمانده لشکر ۲۷ از شهدای شاخص عملیات بدر بودند. در این عملیات بزرگ، واحد ضد زره لشکر ۲۷ محمدرسول الله (ص) کاری کرد کارستان و تعداد زیادی از تانک‌های دشمن را منهدم کرد. در گفت‌و‌گو با رزمنده و جانباز دفاع مقدس مهدی کرمی به نقش واحد ضد زره تیپ ذوالفقار لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در عملیات بدر و خاطراتش از همرزمان شهیدش پرداختیم. 

از چه سالی به جبهه رفتید و در چه عملیات‌هایی حضور داشتید؟
آبان ۱۳۵۹ برای اولین به جبهه رفتم و تا آخر جنگ به تناسب توانستم حضور داشته باشم. 
در عملیات‌هایی که اسفند ماه انجام شد از جمله عملیات خیبر در سال ۶۲، عملیات بدر در سال ۶۳، عملیات والفجر ۸ در بهمن و اسفند سال ۶۴ و عملیات کربلای ۵ که تداومش در اسفند بود شرکت داشتم. 

چند ماه در جبهه حضور داشتید؟
آبان سال ۱۳۵۹ شروع خدمتم در جبهه بود. دو سال خدمت سربازی را در ارتش با رسته توپخانه در جنگ بودم و حدود سه سال به تناسب به صورت بسیجی در جبهه حضور داشتم و اکنون جانباز ۴۵ درصد دفاع مقدس هستم. 

نحوه جانبازی‌تان به چه صورت بود؟
 دو بار مجروح شدم. یک بار در منطقه میمک در سال ۱۳۶۳ و بار دیگر هم در عملیات والفجر ۸ سال ۱۳۶۴. در عملیات میمک به پشت و دستم ترکش اصابت کرد و پرده‌های گوشم به واسطه موج انفجار پاره شد و در عملیات والفجر ۸ عصب دستم قطع شد. از جمله عملیاتی که در اسفند ماه انجام شد عملیات خیبر بود که سال ۶۲ در منطقه طلائیه ورود کردیم. البته آنجا موفقیت چندانی نداشتیم، ولی لطف خدا شامل حالمان شد که جزایر مجنون را بچه‌های ما توانستند بگیرند و حفظ کنند. عملیات بدر اسفند سال ۶۳ انجام شد که توفیق حضور در این عملیات را داشتم. 

گویا واحد ضد زره لشکر ۲۷ در بدر کار بزرگی انجام داده بود. در مورد این عملیات توضیح دهید. 
بدر، عملیات فوق‌العاده عظیمی بود. رزمندگان ایرانی سال ۶۳ از جزیره مجنون با قایق به سمت شرق دجله حرکت کردند و خط را شکستند و فردای آن روز بچه‌های ضد زره در خط مستقر شدند. عراق به واسطه اینکه با خشکی ارتباط داشت حجم زیادی از تانک‌هایش به سمت ما هجوم آورده بود و این عملیات را با شکست روبه‌رو کرد. ما آن طرف آب با قایق رفته بودیم و امکانات سلاح‌های سنگین نداشتیم، تنها سلاح‌هایی که در مقابله با تانک‌ها و موشک‌های عراق داشتیم آرپی‌جی بود که دست نیرو‌های پیاده بود و جزء سلاح‌های سبک بود. موشک‌های مالیوتکا و میلان دست نیرو‌های ضد زره بود. آقای خوشدل و آقای گودرزی و بچه‌های دیگرکه آنجا فعالیت می‌کردند غوغا به پا کردند. واقعاً در مقابله با عراق واحد ضد زره ما سنگ تمام گذاشت و حدود ۶۰ تانک عراق را منهدم کردیم. صحبت انهدام ۵۰ یا ۶۰ تانک عراقی چیز کوچکی نیست. هر تانک می‌تواند صحنه جنگ را عوض کند، ولی به لطف خدا بچه‌های ما توانستند آنجا صحنه جنگ را دگرگون کنند و در نهایت عراق از سمتی که واحد ضد زره ما بود نتوانست خط را بشکند. نیرو‌های ما خیلی خوب مقابله کردند، چون پشت سر ما آب بود تقریباً امدادرسانی فقط از طریق قایق انجام می‌شد. البته بعد از دو، سه روز بالاخره فرماندهان جنگ تصمیم گرفتند منطقه را تخلیه کنند و با تقدیم شهدای زیادی مجبور به عقب‌نشینی شدیم. 

به نظر شما اگر بچه‌های ضد زره نبودند، چه اتفاقی در عملیات بدر می‌افتاد؟
به رغم عدم‌الفتح در تمامیت عملیات بدر، رزمندگان ضد زره در این عملیات خیلی هنرنمایی کردند و با حضورشان و منهدم کردن تانک‌های عراق باعث شدند جلوی قتل عام نیرو‌ها گرفته شود. تانک‌های عراقی می‌توانستند کل منطقه را به سرعت بگیرند و این باعث افزایش تلفات ما می‌شد، اما بچه‌های ما اجازه نمی‌دادند تانک‌های عراق وارد صحنه درگیری شوند. تیپ ذوالفقار یکی از تیپ‌های لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله بود و واحد ضد زره یکی از واحد‌های ذیل تیپ ذوالفقار بود. لشکر محمد رسول الله اولین لشکری بود که در سمت چپ منطقه عملیاتی بدر قرار داشت. در این عملیات ما در کنار لشکر نجف و لشکر عاشورا در امتداد هم حرکت کردیم و به جلو رفتیم. نیرو‌های عراقی راهی که داشتند از طرف ما بود، یعنی باید می‌آمدند از مسیری که ما موضع گرفته بودیم عبور می‌کردند، بنابراین دشمن تمام توانش را گذاشت تا از این مسیری که ما بودیم وارد شود و به یگان‌های ما ضربه بزند، ولی بچه‌های لشکر و خصوصاً واحد ضد زره دو، سه روز جلوی زرهی عراق را گرفتند و نگذاشتند حرکتی کنند. ما آنجا عملیات فوق‌العاده موفقی داشتیم. 

علت عدم‌الفتح در عملیات بدر چه بود؟
در منطقه عملیاتی بدر ما عقبه نداشتیم. ارتباط‌مان از طریق آب بود. بچه‌هایی که جلو بودند باید از طریق قایق حدود نیم ساعت مسیر را می‌پیمودند تا به پشتیبانی می‌رسیدند. چون ما عقبه نداشتیم و از طریق خشکی نمی‌توانستیم تغذیه شویم، متأسفانه این عملیات با عدم کامیابی روبه‌رو شد. 

چه خاطراتی از شهدای همرزم‌تان دارید؟
سه شهید در جمع ما بچه‌های ضد زره شاخص بودند، ولی من می‌خواهم از یک شهید دانشجو صحبت کنم؛ این شهید بزرگوار نامش محمد میمندی بود. محمد دانشجوی مهندسی متالوژی دانشگاه صنعتی شریف بود و در کربلای ۵ به شهادت رسید. 
عملیات کربلای ۵ از دی ماه تا اسفند ۶۵ انجام شد. شهید میمندی دانشجو بود، ولی به صورت بسیجی در خط حضور داشت. هر وقت عملیات می‌شد به جبهه می‌رفت. عملیات والفجر ۸ با هم بودیم. در آن عملیات مجروح شد. در عملیات کربلای یک که شش ماه بعد از والفجر ۸ صورت گرفت، محمد میمندی دوباره مجروح شد و نهایتاً در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. ایشان از روستای دورافتاده زین الدین از شهرستان شهر بابک استان کرمان بود. از آن روستای دورافتاده در دانشگاه شریف قبول شده و سال سوم دانشگاه بود. می‌توانست درسش را ادامه دهد و آینده درخشانی داشته باشد، اما در هر عملیاتی که به او نیاز می‌شد درنگ نمی‌کرد. آخرین خاطره قشنگی که از این شهید دارم این است که من و بعضی از نیرو‌ها که در واحد ضد زره بودیم، چون موشک‌های ضدزره تخصص می‌خواهد و این تخصص را داشتیم، همیشه برای عملیات‌ها ما را درخواست می‌کردند. شهید میمندی تیرانداز موشک مالیوتکا بود. من آن زمان علاوه بر اینکه نیروی واحد ضد زره بودم در دانشگاه شریف در جهاد دانشگاهی شاغل بودم. شهید میمندی هنگامی که عملیات نبود به درسش می‌رسید. آخرین بار در تهران همدیگر را دیدیم. خیلی اصرار کرد و گفت برادر کرمی اگر خبری از عملیات شد مرا بی‌خبر نگذار!
یک روز از سوی مسئولان واحد ضد زره برای عملیات فراخوانده شدم. قبل از رفتن به جبهه داشتم به داخل دانشگاه می‌رفتم که دیدم ایشان از در دانشگاه بیرون می‌آید و اتفاقی به هم برخوردیم. گفتم محمد آقا! می‌خواهی بروی عملیات حاضر شو که عملیات در پیش است. ایشان همان بعدازظهر به پایگاه مقداد در سه راه جمهوری رفت و برگه اعزام گرفت. من چند روز بعد رفتم. در سه راه شلمچه او را دیدم. صبح روز بعد به خط رفت. منطقه‌ای بود به نام کانال پرورش ماهی و سه راه شهادت که در عملیات کربلای ۵ این منطقه معروف شد. آنجا واقعاً صحنه‌های دلاوری بچه‌ها بود. 
میمندی با قبضه موشکی که داشت یکی از تانک‌های عراق را زد. آتش دشمن زیاد بود. زمانی که یکی از تانک‌های عراقی را زد و شعله کشیدن آتش را دید، با فریاد «الله اکبر» خوشحالی‌اش را اعلام کرد، اما یکی از تانک‌های عراقی او را دید و سنگرش را نشانه گرفت و آنچنان زد که تقریباً از وسط شقه شد و جنازه‌اش به آن طرف خاکریز پرت شد. به واسطه آتش زیاد دشمن نمی‌شد پیکرش را عقب بیاوریم. تقریباً دو ساعت صبر کردیم تا حجم آتش کمتر شد و توانستیم برویم پیکرش را بیاوریم. پیکرش را همان وقت تحویل خانواده‌اش دادند و در روستای زین الدین شهر بابک دفن کردند؛ و سخن پایانی 
شهدای زیادی در عملیات بزرگ و سنگین بدر و کربلای ۵ دادیم. واحد ضد زره در کربلای ۵، هشت شهید داد. شهدای بزرگواری، چون شهید محسن مومنی، شهید حیدر نیک گستر، شهید محسن رجبی، غلامرضا طالب‌پور، شهید خراسگر و مسعود تفنگچی. خاطره‌ای از شهید رجبی بگویم. شهید محسن رجبی بچه تهران بود. دانشگاه تهران رشته مهندسی قبول شده بود، ولی به دانشگاه نرفت. همچنان در جبهه بود و تیرانداز موشک مالیوتکا بود. زمانی که نیرو‌ها را برای مبارزه با تانک‌های عراق اعزام کردند او همراه کمکی تیم مالیوتکا بود که شامل پنج نفر بودند. چهار نیروی کمکی موشک‌ها را حمل می‌کردند و یک نفر قبضه را حمل می‌کرد و تیرانداز قبضه بود و شلیک می‌کرد. شهید محسن رجبی آنجا مجروح شد و در عقب‌نشینی به دست عراقی‌ها افتاد. عراقی‌ها او را با آنکه مجروح بود بردند و در اسارت به شهادت رسید. او را در قبرستان الکرخ عراق دفن کردند و بعد از ۳۰ سال پیکرش از طریق کمیته مفقودین پیدا شد و تحویل مادرش دادند. 
در عملیات بدر شهید مهدی باکری، فرمانده لشکر عاشورا و شهید عباس کریمی، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) شهید شدند. بعد از شهید همت که در عملیات خیبر شهید شد، عباس کریمی فرمانده لشکر ۲۷ شد که او هم در بدر آسمانی شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها