چند روزی میشود که سازمان هواشناسی هشدارهایی درباره ورود سامانه سرد و بارشی به کشور میدهد. سامانهای که قبل از هر چیز کشاورزان باید حواسشان به آن باشد. چون کارشناسان هشدار دادهاند احتمال وقوع سیل و سرمازدگی باغات وجود دارد.
این اتفاقات فقط بخش کوچکی از داستان پرغصه کشاورزی در استانهای مختلف ایران است، زیرا چندی پیش تحقیقی در مورد مشکلات کشاورزان در کل ایران انجام گرفت که نتایج آن نشان میداد، فعالان این عرصه در هر استانی که باشند، حدود ۲۰ مشکل و گرفتاری مشترک دارند.
شاید شفاف نبودن قیمت محصولات، افزایش هزینههای تولید، حضور واسطهها و کمبود آب از مشکلات مهم کشاورزان و باغداران باشد، اما این تمام ماجرا نیست.
در حال حاضر صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی در استانها هیچ تناسبی با میزان تولید محصولات کشاورزی ندارد. ضمن اینکه هیچ اقدام اساسی برای برندسازی محصولات با هدف حضور مؤثر در بازار داخلی و جهانی صورت نگرفته است.
در حوزه بستهبندی و افزایش ظرفیت نگهداری محصولات نیز ضعف شدیدی به چشم میخورد.
با اینکه سالهاست با تغییر اقلیم، خشکسالی سایه سنگین خود را روی سر تمام استانهای ایران گسترانیده و کارشناسان معتقدند با مدیریت بسیاری از روانابها میتوان این کمبودها را رفع کرد، اما ضعف برنامهریزی برای کنترل و مهار خشکسالی از طریق اجرای طرحهای کاهش مصرف آب و افزایش بهرهوری و عدم استفاده از بذور و درختان با نیاز آبی پایین و ارقام زودرس در کنار ناتوانی در تدوین و اجرای برنامه الگوی کشت در استانها به بلای بزرگی تبدیل شده که به جان صنعت کشاورزی ایران افتاده است.
نداشتن برنامه و دغدغه برای حفظ خودکفایی و خوداتکایی در تولید محصولات استراتژیک در کنار تأمین نکردن به موقع و به اندازه نیاز نهادههای مورد نیاز از جمله کود، بذر و سم و افزایش بیرویه قیمت نهادهها توان کشاورزان را از بین برده است.
واقعیت این است که همگان در حد حرف ادعا میکنند بخش کشاورزی و باغی از ستونها و ظرفیتهای مهم توسعه کشور به حساب میآید که چرخهای اقتصاد و معیشت خانوارهای زیادی بر پایه آن میچرخد، اما در عمل کسی مشکلات و چالشهای این حوزه را نمیبیند یا نمیخواهد ببیند و همین امر باعث شده است با وجود تلاشهای طاقتفرسا و هزینههای فراوان سود کمی نصیب کشاورزان بومی شود.
هر سال، از همان ماههای نخست بهار که محصولات مناطق گرمسیری ایران به ثمر مینشینند تا زمستان که مرکبات و میوههای مناطق سردسیر به بار نشسته و راهی بازار میشوند، کشاورزان مینالند و از دست دلال و خراب بودن بازار و بیتوجهی به صادرات و هدر رفتن محصولاتشان میگویند.
یعنی دیگر مهم نیست در چه فصلی یا کدام استان باشیم، زمان برداشت هر محصول که میرسد، گویی ارادهای آماده بر هم زدن بازار است. یا واردات بیمورد انجام میشود یا جلوی صادرات گرفته میشود و اصلاً خریداری پیدا نمیشود تا واسطهها تصمیم گیرندگان اصلی این آشفته بازار باشند.
در چنین شرایطی و برای جلوگیری از گندیدن و فاسد شدن محصولات، کشاورزان مجبورند دسترنجشان را به پایینترین قیمت ممکن به دلالان بفروشند.
نداشتن سامانهای کارا، مناسب و اثربخش برای اطلاع از نوع، میزان و زمان تولید محصولات مختلف کشاورزی در کشور با هدف ساماندهی تولید و کنترل بازار و همچنین نبود برنامهریزی برای صادرات محصولات مازاد و واردات محصولات و نهادههای کشاورزی مورد نیاز ازجمله مسائل مهم این بخش است.
از سوی دیگر خلأ دیپلماسی برای توسعه صادرات و جذب سرمایههای خارجی در بخش کشاورزی کشور محسوس و کاملاً تعطیل است. به همین دلیل بسیاری از محصولات یا بهصورت فلهای صادر میشود یا روی دست کشاورزان میماند.
در کنار این موارد، ضعف مدیریت و حاکم شدن سیستم دلالی بر شبکههای توزیع و وجود مشکلات حاد در حوزه بازرگانی ازجمله تأمین، توزیع و تنظیم بازار، این بخش را به چالش کشیده است.
ناگفته نماند عدم پرداخت تسهیلات بانکی برای توسعه صنایع وابسته به بخش کشاورزی هم درد دیگری است که کشاورزان از آن رنج میبرند. همچنین در رابطه با صدور مجوزها و چگونگی اداره و توسعه صنایع تبدیلی بخش کشاورزی مشکلات زیادی وجود دارد و تداخل وظایف بین وزارتخانههای کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت آنقدر زیاد است که آنها خودشان سد راه پیشرفت کشاورزان میشوند.