کد خبر: 1260271
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۴۰۳ - ۰۱:۲۰
خاطراتی از آخرین روز‌های قبل از سقوط خرمشهر برگرفته از کتاب روزشمار جنگ ایران و عراق
دشمن همزمان با هجوم در محور‌هایی که از طریق جاده کمربندی به پل خرمشهر منتهی می‌شود و هدف اصلی او را تشکیل می‌دهد، دو گردان نیز مأمور می‌کند که با پیشروی در محور ۴۰ متری و مسجد جامع توجه رزمندگان را جلب کنند و آن‌ها را از مقابله با پیشروی متجاوزان به‌سوی پل بازدارند

جوان آنلاین: متنی که پیش‌رو دارید، برگرفته از کتاب «روز شمار جنگ ایران و عراق» است. آبان ۱۳۵۹ خرمشهر سقوط کرد و در آن روز‌ها لحظات سخت و خاصی بر مدافعان این شهر می‌گذشت. خاطرات کتاب روزشمار جنگ ایران و عراق حاوی خاطرات شاهدان عینی از صحنه نبرد است که به زیبایی ترسیم شده است.  

اخطار رضا دشتی

بچه‌ها ۱۶ نفری به سمت خیابان آرش حرکت می‌کنند و با نزدیک شدن به نیرو‌های دشمن، درگیری نزدیکی را شروع می‌کنند و طی چند ساعت نبرد شدید، عده‌ای از نیرو‌های دشمن را می‌کشند و بقیه را از این محور مجبور به فرار می‌کنند. مدافعان شهر که از فرط خستگی توان ادامه کار ندارند، حدود ساعت چهار صبح به ساختمان فرمانداری برمی‌گردند. در ساختمان فرمانداری، هنوز چشمان بچه‌ها گرم نشده که با صدای تیراندازی مهاجمان، بعضی بچه‌ها متوجه حضور دشمن در نزدیکی خود می‌شوند. با ردیابی گلوله‌ها گروهی از نیرو‌های دشمن را روی ساختمانی در ۵۰۰ متری فرمانداری می‌بینند.  

بچه‌ها با کمین در نقاط مناسب، مهاجمان را زیر آتش سلاح‌های خود می‌گیرند. سماجت دشمن برای پیشروی با وجود تلفات پی‌درپی، تعجب بچه‌ها را برانگیخته است. ساعتی می‌گذرد، در حالی که بسیاری از نیرو‌های دشمن کشته شده‌اند. ناگهان بی‌سیم به صدا در می‌آید: «بچه‌ها داریم محاصره می‌شویم ـ نه بابا! ما اینجا داریم می‌کشیم ـ از دو طرف داریم محاصره می‌شیم. عراقی‌ها از طرف (کوی) چومه و (خیابان) عشایر دارند می‌آیند.»

خیابان عشایر

با اخطار رضا دشتی، عباس بحرالعلوم و بچه‌های دیگر به ساختمان فرمانداری بازمی‌گردند. بچه‌ها با تیرباری که روی ساختمان فرمانداری نصب است به مقابله با مهاجمان ادامه می‌دهند. طولی نمی‌کشد که تانک‌های دشمن از خیابان عشایر وارد می‌شوند و محل استقرار بچه‌ها را هدف گلوله‌های مستقیم قرار می‌دهند و این در حالی است که مهمات بچه‌ها رو به اتمام است و سلاح مناسبی برای مقابله با تانک‌ها ندارند.  

بچه‌ها خود را به میدان فرمانداری می‌رسانند و در نقاطی از آن سنگر می‌گیرند. نیرو‌های دشمن با استقرار در ساختمان فرمانداری و دیگر ساختمان‌های مجاور، هر جنبنده‌ای را زیر آتش می‌گیرند. اولین و مهم‌ترین هدف آن‌ها بستن پل است، بنابراین با تسلطی که از این مواضع به دست می‌آورند، هر خودرو و عابر را روی پل و اطراف آن زیر آتش خمپاره‌ها و تیر‌ها می‌گیرند. نیرو‌های محاصره شده در میدان فرمانداری برای خروج از محاصره می‌کوشند، بعضی مجروح شده‌اند، برخی موفق به خروج از محاصره می‌شوند.  

اشغال فرمانداری

دشمن همزمان با هجوم در محور‌هایی که از طریق جاده کمربندی به پل خرمشهر منتهی می‌شود و هدف اصلی او را تشکیل می‌دهد، دو گردان نیز مأمور می‌کند که با پیشروی در محور ۴۰ متری و مسجد جامع توجه رزمندگان را جلب کنند و آن‌ها را از مقابله با پیشروی متجاوزان به سوی پل بازدارند. در این محور، قوای دشمن با آنکه چندان نیرویی در مقابل خود ندارند، موفقیتی کسب نمی‌کنند و مدافعان مسجد جامع از دستیابی مهاجمان به پناهگاه خود جلوگیری می‌کنند.  

با وجود محاصره کامل، تلاش رزمندگان برای ضربه‌زدن به نیرو‌های مهاجم و آزادسازی پل ادامه می‌یابد. این تلاش‌ها بی‌نتیجه نماند و علاوه بر انهدام بخشی از قوای دشمن، رزمندگان در اوایل شب موفق به بیرون راندن مهاجمان از فرمانداری و برطرف‌کردن چندساعته تسلط دشمن بر پل می‌شوند. دشمن با ادامه حملات خود در اواخر شب مجدداً فرمانداری را به اشغال در می‌آورد و در محور‌های دیگر برای کامل کردن اشغال شهر می‌کوشد و خود را به مسجد جامع نزدیک‌تر می‌کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها