کد خبر: 1253959
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۴۰۳ - ۰۵:۲۰
خاطراتی از پزشکی که مانع قطع دست مقام معظم رهبری شد
در سال ۱۳۶۰ که سال ترور شخصیت‌های مهم سیاسی، علمی، مذهبی و اجتماعی بود، پدر من هم از این ترور‌ها بی‌نصیب نماند. منزل ما دو بار بمب‌گذاری شد. یک بار هم به منزلمان حمله کردند که متأسفانه پاسداری که مقابل خانه ما نگهبانی می‌داد، هدف گلوله قرار گرفت و قطع نخاع شد

جوان آنلاین: مرحوم دکتر موسی زرگر، از پزشکان حاذق کشورمان بود که مدتی عضویت تیم پزشکی معالجه امام‌خمینی را برعهده داشت. او همچنین پزشک معالج رهبر معظم انقلاب در ترور نافرجام سال ۱۳۶۰ بود. خاطرات پیرامون دکتر زرگر را می‌توان بخشی از تاریخ انقلاب دانست. وزیر بهداری و بهزیستی شورای انقلاب، نماینده مردم شهرستان شهریار در دوره اول مجلس شورای اسلامی، نماینده مردم تهران در دوره‌های دوم و پنجم مجلس شورای اسلامی، از جمله مسئولیت‌های او بود. متنی که پیش رو دارید خاطراتی برگرفته از کتاب «موسای قوم زرگر» زندگی نامه ایشان است. راوی این خاطرات فرزند مرحوم زرگر است. 

توصیه به امام برای آمدن به تهران

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار امام در قم با پدرم تماس گرفتند و گفتند: «حال» حضرت امام ناخوش است و خودتان را سریع برسانید به قم. پدرم با تیم کامل پزشکی به قم اعزام شد. من هم همراه پدر بودم. پدر بعد از معاینات اولیه و سرپایی متوجه شد که امام یک سکته قلبی خفیف کرده‌اند. پدرم به امام گفت: «به عنوان پزشک شما صلاح نمی‌بینم که شما در قم بمانید. شما باید حتماً بیایید تهران، چراکه در قم امکانات لازم وجود ندارد. تهران که باشید هم تحت نظر مداوم هستید و هم اینکه اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد می‌توانیم اقدامات پزشکی و درمانی را سریع‌تر انجام دهیم.»

البته در آن مقطع انتقال حضرت امام از قم به تهران خیلی سخت بود و عده‌ای به دلایل مختلف سیاسی و اعتقادی با این کار مخالف بودند. با وجود این پدر جسارت و شجاعت به خرج داد و پافشاری کرد. در نهایت امام به پدرم گفتند «نمی‌شود قم بمانم؟» پدر گفت: «آقا اگر من متخصص هستم می‌گویم برای شما واجب است که همین الان بیایید تهران» و امام همان موقع حرف پدر را پذیرفتند و گفتند: «اگر شما می‌گویید شرعاً بر من واجب است که بیایم تهران.» 

اقدام به ترور دکتر

در سال ۱۳۶۰ که سال ترور شخصیت‌های مهم سیاسی، علمی، مذهبی و اجتماعی بود، پدر من هم از این ترور‌ها بی‌نصیب نماند. منزل ما دو بار بمب‌گذاری شد. یک بار هم به منزلمان حمله کردند که متأسفانه پاسداری که مقابل خانه ما نگهبانی می‌داد، هدف گلوله قرار گرفت و قطع نخاع شد. (تاریخ سیاسی ایران روز‌های پرالتهابی را در سال ۱۳۶۰پشت سر گذاشت. سازمان مجاهدین خلق یک روز پیش از برکناری بنی‌صدر از ریاست جمهوری از سوی مجلس با شورش مسلحانه علیه نظام وارد فاز مسلحانه شد. روز‌هایی که بیش از ۷۰ وزیر و نماینده مجلس به شهادت رسیدند. این سازمان که پس از شورش مسلحانه، زندگی مخفی را برگزیده بود، به شدت امنیتی شد و اعضای آن هر لحظه ممکن بود در تهران یا یکی از شهر‌های کشور اقدام به ترور هدفمند یا ترور کور و بمب‌گذاری در مکانی، جمعی از مردم را به شهادت برسانند.)

معالجه دست حضرت آقا

از زمانی که ترور‌ها آغاز شد، پدر درگیر کار‌های تخصصی و پزشکی بود. اول از همه ترور آقای هاشمی رفسنجانی انجام شد که من و پدرم سریعاً در بیمارستان حاضر شدیم. در ترور آیت‌الله خامنه‌ای در ششم تیرماه هم ما اولین نفراتی بودیم که در بیمارستان حاضر شدیم و پدرم اولین اقدامات را انجام داد. چون شریان اصلی دست ایشان آسیب دیده بود اگر پدر اولین اقدامات پزشکی را انجام نداده بود احتمال قطع دست ایشان می‌رفت. بعد از آن هم تیم جراحی اعصاب وارد عمل شدند و اعصاب را پیوند زدند که (این بخش از روند درمان) موفقیت‌آمیز نبود.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
هموطن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۰۰ - ۱۴۰۳/۰۷/۰۸
0
0
خدا روح دکتر زرگر را شاد و سلامت و تندرست نگه دارد
ان.شاالله
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار