کد خبر: 1248150
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۴۰۳ - ۰۳:۴۰
دکتر عباس علیپور، مدرس و طراح دوره‌های آموزشی مدیران و کارکنان سازمان‌ها:
در ساختار اداری، رشد کارمندی عمودی است و این اشتباه است. افراد دوست دارند از کارگری بشوند کارمند و بعد مدیر یک، دو، میانی، عالی؛ چراکه حقوق و مزایای آن‌ها بیشتر است. این نگاه غلطی است و باید در همان مسیر کارشناسی رشد کرد. به طور مثال اگر فردی کارشناس یک است بشود کارشناس دو، کارشناس سه، عالی و بعد خبره
محبوبه قربانی
جوان آنلاین: متعهدبودن، تخصص، داوطلب بودن برای انجام کار‌های سخت، تقوا، ایثار، گذشت و سواد ارتباطی کافی از جمله خصوصیات یک کارمند نمونه است که دکتر عباس علیپور، مدرس و طراح دوره‌های آموزشی مدیران و کارکنان سازمان‌ها و مدیرعامل و عضو هیئت مدیره مؤسسه خدمات منابع انسانی هادیان شهر در گفتگو با «جوان» به آن‌ها اشاره کرد. او درباره پاکدست بودن کارمند نیز گفت: پاکدستی و وجدان کاری باعث به وجود آمدن محیط سالم اداری می‌شود و این رفتار سالم به تدریج به دیگر نیرو‌ها سرایت می‌کند. به گفته وی اگر برای درمان آفت‌های شغل کارمندی از جمله معیشت، اقتصاد معیوب و فرهنگ کار غلط فکری نیندیشیم به مرور راه ورود افراد توانمند به نظام اداری بسته و باعث می‌شود ساختار اداری از افراد ضعیف شکل بگیرد. متن زیر ماحصل گفت‌و‌گوی «جوان» با وی است که در ادامه می‌آید. 
 
ویژگی‌های کارمند استاندارد و مفید از نگاه شما چیست؟
مثلثی داریم به نام مثلث شایستگی‌ها که در کانون‌های ارزیابی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در این کانون‌ها فرد از سه جنبه دانش، تخصص و مهارت، رفتار و نگرش بررسی می‌شود. به طور مثال اگر فردی قرار است به عنوان یک کارمند و کارشناس در حوزه امور مالی به کارگیری شود، باید دانش و تحصیلات مرتبط با آن شاخه و مهارت‌های لازم مانند کارکردن با ابزار‌ها و نرم‌افزار‌های مختلف مالی، بانکی و انواع مختلف مهارت‌های مورد نیاز حسابداری و مالی را داشته باشد. ولی جالب است بدانید امروز بیشترین سهم در بررسی یک کارشناس، کارمند و حتی مدیر، ضلع مربوط به رفتار و نگرش در نظر گرفته می‌شود. چراکه مهم است افراد با رفتار و شایستگی‌های درست در جایگاهی که برایشان تعریف شده است قرار بگیرند، زیرا دانش و مهارت را می‌توان با آموزش به دست آورد ولی یادگیری رفتار و نگرش کار بسیار زمان‌بری است، به همین خاطر در بدو ورود افراد، صلاحیت‌ها و شایستگی‌های او در حوزه رفتار و نگرش مانند تعهد، وجدان کاری، نحوه تلاش، نظم، وقت‌شناسی، طرز بیان و حتی نگاه کردن سنجیده می‌شود. 
 
به نظر شما کارمند نمونه چه ویژگی و خصوصیاتی دارد؟
ویژگی‌های مهمی را می‌توان برای یک کارمند نمونه تعریف کرد، از جمله اینکه او در مشکلات به دنبال رئیس نمی‌گردد، گلایه نمی‌کند و خودش سعی می‌کند مشکل را حل کند. بسیاری از کارمندان به گونه‌ای هستند که مدام باید انجام کار را از آن‌ها پیگیری کرد، ولی کارمند نمونه نیاز به پیگیری ندارد و با نظم‌دهی بالا، کار‌ها را پیگیری می‌کند. بعد از انجام کار مدیر را در جریان قرار می‌دهد و اگر نتوانست کار را انجام دهد و از عهده‌اش خارج بود انجام نشدن کار را اطلاع می‌دهد. ویژگی بسیار مهم دیگر اینکه او داوطلب چالش‌هاست. وقتی مأموریتی از قبل پیش‌بینی نشده پیش می‌آید او انجام آن را قبول می‌کند، خصوصیتی که در نظر مدیران قابل توجه است در حالی که کارمندان دیگر انجام آن را قبول نمی‌کنند و خلق‌و‌خوی‌شان را به هم می‌ریزد. کارمند نمونه در یک جلسه با نقطه نظر و ایده جدید حاضر می‌شود، دوست دارد ایده نو بدهد، خلاقانه به مسئله نگاه و سعی می‌کند پیشنهاددهنده باشد و در کار‌ها منفعل نباشد. کارمند نمونه خدمات ارزنده ارائه می‌دهد و مافوق انتظار‌ها عمل می‌کند. 
 
 شغل و زندگی کارمندی، مانند دیگر مشاغل هم معایبی دارد و هم مزایا. به نظر شما این معایب و مزایا چیست؟
شاید مهم‌ترین مزایای زندگی کارمندی، صرف نظر از چالش‌های محیط اقتصاد آزاد، حقوق ثابت آن است، چه کار باشد یا نباشد. مزیت بعدی تمدید قرارداد هر ساله با نیرو‌های قراردادی و امنیت شغلی ۳۰ ساله برای رسمی‌هاست. اما در بیان معایب شغل کارمندی باید گفت، افزایش حقوق آن‌ها تناسبی با افزایش تورم کشور ندارد و همواره باعث فقیرتر شدن کارمندان شده است. شغل کارمندی با حوزه خلاقیت و کارآفرینی تناسب ندارد. وظیفه مشخصی خواسته می‌شود که باید دنبال شود. در کارمندی نظام شایسته سالاری حاکم نیست و این باعث می‌شود کارمندان درجا بزنند. ترویج فرهنگ بیکاری و این که ساعت‌های زیادی از زمان کار بیکار هستند نیز یکی از معایب کارمندی است. در بسیاری از سازمان‌های دولتی افراد برای رشد شخصی بی‌انگیزه هستند، شغلی دارند و یک نظام ارتقای شغلی که خیلی مرتبط با رشد شخصی آن‌ها نیست، به همین دلیل فراموش می‌کنند خوب خودشان را توسعه دهند و نگرش‌شان را اصلاح کنند، به آرزو‌هایی که دوست داشتند برسند یا مهارت‌های ورزشی را یاد بگیرند. کارمندی باعث ایجاد خمودگی می‌شود و کارمندان خودشان را فراموش می‌کنند. 
 
جامعه امروز چه نگاه و رویکردی به کارمند و شغل کارمندی دارد؟
باید این واقعیت را پذیرفت فضای کاغذبازی و بوروکراتیک؛ همچنین فضای سیاسی ناشی از تغییر و تحولات انتخاباتی و چرخش‌های نوبتی جناحی در حاکمیت دستگاه اجرایی باعث شده است نگاه خیلی خوبی به کارمندان و دستگاه‌های اداری نباشد و این تصور در جامعه و نگاه مردم شکل بگیرد که کاری پیش نمی‌رود و آنان نیرو‌های سازمان‌ها و دستگاه‌ها چه مدیر و چه کارمند را مقصر بدانند. علاوه بر این در تحقیقی آمده است ۷۰ درصد علت نارضایتی‌ها آن است که مردم احساس می‌کنند کارمندان نسبت به مراجعه‌کنندگان بی‌تفاوت هستند و برای این بی‌تفاوتی سه علت لبخندنزدن در برخورد با مردم، لحن دستوری و عامرانه و حالات چهره نامناسب تعریف می‌شود که شاید خودشان متوجه نباشند و این گلایه را از ارباب رجوع قبول نکنند. بنابراین یک بخش به رفتار و نگرش خود کارکنان بر می‌گردد و بخش دیگر مربوط به نظام اداری کشور است. 
 
 ویژگی‌های کارمند تراز نظام اسلامی چیست؟
اول متعهد بودن جدای از حقوق کم و نامتناسب با تورم است. او نگاه نمی‌کند جفا شده یا نشده بلکه درپی آن است که فراتر از وظیفه به کارش متعهد باشد. دوم متخصص باشد. کارمندی که می‌داند تخصص و شایستگی کاری را ندارد مسئولیتی نمی‌پذیرد. همانطور که در آیه ۵۵ سوره یوسف آمده است «قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ‌إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ؛ در این صورت مرا به خزانه‌داری مملکت منصوب دار که من در حفظ دارایی و مصارف آن دانا و بصیرم.» از این آیه علاوه بر اهمیت تخصص، به دو ویژگی پاکدستی و پاکدامنی نیز اشاره شده است. به طور مثال مردم وقتی کارشان باید با سرعت انجام شود، اما احساس می‌کنند نیاز به دادن رشوه است، به اجبار این کار را می‌کنند و این خصلتی است که از کارمند تراز اسلامی به دور است. از ویژگی‌های دیگر کارمند تراز اسلامی، آن است که او برای تحقق اهداف سازمانی تلاش می‌کند و همیشه داوطلب انجام کار سخت و پیشنهاد دهنده است. او کنترل درونی خوبی که همان تقواست را دارد. به این معنا، اگر کسی با او برخورد بدی کرد، آنقدر بر خودش مسلط است که با کار اداری جبران نمی‌کند. ویژگی بعدی، ایثار و گذشت است، اینکه بیشتر از چیزی که از او خواسته می‌شود کار را به نحو‌احسن انجام می‌دهد، حتی گاهی به‌رغم توهینی که می‌شنود. نکته آخر که اهمیت زیادی دارد آن است که کارمند تراز اسلامی دارای سواد ارتباط کافی است. اینکه لبخند داشته باشد، با ارباب رجوع ناراضی چگونه برخورد کند، با انتقاد‌هایی که می‌شنود و می‌بیند چگونه رفتار کند. این از جمله موارد سواد ارتباطی است که بسیار حائز اهمیت است. 
 
 به پاکدستی اشاره کردید. این ویژگی به چه معناست و چه اهمیتی دارد؟
پاکدستی یعنی بی‌توقع جز از پرودگار. پاکدستی و وجدان کاری باعث به وجود آمدن محیط سالم اداری می‌شود. از ارباب رجوع توقعی نمی‌رود و این رفتار سالم کارمندی است که به تدریج به دیگر نیرو‌ها هم سرایت می‌کند و باعث سالم‌شدن محیط اداری، کاهش فساد اداری، افزایش روحیه کار و روحیه جهادی و از همه بالاتر منجر به افزایش رضایت ارباب رجوع و مردم می‌شود. پاکدستی باعث رشد فرهنگ کار می‌شود و از فرهنگ بی‌مسئولیتی جلوگیری می‌کند. فرهنگ کار یعنی مسئولیت قبول کردم و به صورت حرفه‌ای مقید هستم کار را انجام دهم، چه حالم خوب باشد یا نباشد، رئیس برخورد خوبی کرده باشد یا نکرده باشد، حقوق خوب بدهند یا ندهند، ارباب رجوع تشکر کرده باشد یا نکرده باشد. 
 
 چه آفاتی شغل کارمندی را تهدید و به دنبال آن ساختار اداری را معیوب می‌کند؟
معیشت و اقتصاد معیوب کارمندی، فرهنگ بی‌مسئولیتی و نداشتن رضایت ارباب رجوع از جمله آفاتی است که شغل کارمندی را تهدید می‌کند. همچنین فرایند‌های ناشفاف اداری و نبود مسیر ارتقای شغلی برای کارمندان موجب بی‌منزلتی شغل کارمندی شده و مانع از ورود افراد توانمند به نظام اداری کشور می‌شود. این روند باعث می‌شود ساختار اداری از افراد ضعیف شکل بگیرد. آن وقت افراد ضعیف سازمان‌های ضعیف را می‌سازند و این عمده مشکل امروز ماست. 
 
 مشکلات خاص زنان و مادران کارمند چیست؟
در این زمینه تلاش‌های زیادی نسبت به گذشته انجام شده است، اما هنوز با آن چیزی که مطلوب است فاصله داریم. شاید یک علت نگاه مردسالارانه‌ای است که هنوز در کشور حاکم است. هنوز هم این اعتقاد وجود دارد که شغل‌های حساس و مهم باید دست مردان باشد و فقط کار‌های سبک و احساسی را باید به زنان سپرد. نگاه غلطی که نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. 
مشکل دیگر به زندگی شخصی زنان کارمند برمی‌گردد و اینکه شوهران آن‌ها قائل به تقسیم کار در خانه نیستند. لازم است در این زمینه سواد عاطفی را آموزش داد تا مردان بدانند کار در خانه باید تقسیم شود تا همسران‌شان بتوانند نقش‌هایشان را به درستی ایفا کنند. زنان کنیز نیستند و این شامل همه زنان است چه خانه دار چه شاغل. 
چند مسئله دیگر اینکه مهد کودک برای فرزند مادران شاغل، در سازمان‌های کوچک، جدی گرفته نمی‌شود، مرخصی‌های زایمان و بعد از زایمان که به‌رغم تصویب قوانین امنیت شغلی مادران را تهدید می‌کند، نداشتن شناخت دانش کافی در حوزه بیوریتم و مباحث ریتم‌های طبیعی ادراکی و احساسی زنان که بسیاری از مدیران از آن عقب هستند و بسیاری از سازمان‌ها درکی از آن ندارند. 
 
 ترسیم، تبیین و معرفی شغل کارمندی در نظام آموزشی و کتاب‌های درسی چه اهمیتی دارد؟
آموزش همه جا اهمیت دارد و باید جدی گرفته شود و در این زمینه هم حائز اهمیت است. خیلی خوب است گفتن از شایستگی‌های شغل کارمندی را از مدرسه آغاز کنیم. نظم و صبوری در مسیر ارتقای شغلی را باید از همان دوران مدرسه احیا کرد. نه تنها بیان شایستگی‌های کارمندی بلکه آموزش شایستگی‌های عمومی در مدارس باعث می‌شود وقتی فردی نقش‌های مختلفی را در اجتماع بر عهده گرفت، آن وقت می‌توان شایستگی‌های تخصصی را بعد از قبول آن نقش آموزش داد. 
 
 چه پیشنهاداتی برای خروجی و بازدهی مثبت از ورودی‌های کارمندی دارید؟
مهم‌ترین آن اصلاح ساختار اداری کشور است، چون در ساختار اداری، رشد کارمندی عمودی است و این اشتباه است. افراد دوست دارند از کارگری بشوند کارمند و بعد مدیر یک، دو، میانی، عالی؛ چراکه حقوق و مزایای آن‌ها بیشتر است. این نگاه غلطی است و باید در همان مسیر کارشناسی رشد کرد. به طور مثال اگر فردی کارشناس‌یک است بشود کارشناس دو، کارشناس سه، عالی و بعد خبره. نکته بعدی اصلاح نظام انتصابات و شایسته‌گزینی و توجه ویژه به کانون‌های ارزیابی توسعه است. کانون‌های ارزیابی نباید زینتی باشد. فرد باید با ابزار‌های دقیق اندازه‌گیری شود تا متناسب و نزدیک‌تر به شایسته سالاری منصوب شود. امروز تصور عمومی بر آن است که افراد نزدیک به لایه‌های بالاتر قدرت در نظام انتصابات موفق‌ترند. البته در بعضی موارد توانمندی ارتباط با قدرت‌های بالا تأثیر خودش را دارد، ولی ارتباطات درون سازمانی هم حائز اهمیت است. اصلاح نظام پرداخت حقوق و دستمزد نیز باید متناسب با جبران خدمات باشد. یعنی فرد احساس کند خدماتش دیده می‌شود و به اندازه‌ای که کار کرده خدمات و پاداش‌های به موقع و متناسبی را دریافت کرده است. اصلاح نظام مسیر ارتقای شغلی مهم است، اینکه بداند در این ۳۰ سال به کجا می‌رسد و چند سال بعد از ورود به سازمان کجا خواهد بود، آیا همان کارشناسی که استخدام می‌شود باید همانطور از سیستم خارج شود؟! این‌ها مواردی است که فرسودگی ایجاد می‌کند. بنابراین باید اصلاح نظام جذب در سازمان‌ها عادلانه شود و فرایند‌های تخصصی در جذب صورت گیرد، مانند تست‌های شخصیت‌شناسی، کانون‌های ارزیابی، مصاحبه‌های علمی مرتبط با تخصص فرد. به نظرم این موارد می‌تواند بازدهی کارکنان را افزایش دهد.
برچسب ها: مدرس ، کارمند ، مهارت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار