
سرویس تاریخ جوان آنلاین: مقالی که پیش روی دارید، ابعاد و جوانب تاریخی جدایی عراق از ایران را مورد بازخوانی قرار داده است. این خوانش از آن روی اهمیت یافته است که در این روزها ارتباط دیرین ایران و عراق، به یکی از سرفصلهای شاخص در مباحث سیاست خارجی مبدل گشته است. امید آنکه تاریخ پژوهان و عموم علاقمندان را مفید و مقبول آید.
پیشینه پیوسته گی عراق به ایران در دیرینه تاریخ
سرزمین «میان رودان» از هنگام فتح بابل توسط کوروش دوم هخامنشی، ضمیمه خاک ایران بود و مرکز آن تیسپون از سال ۴۱ میلادی (دوران گودرز اشکانی) تا سال ۶۳۳ میلادی -که سال تصرف عراق توسط سپاهیان عمربن خطاب است- به مدت ۵۹۲ سا، ل تخت گاه فرمانروایی ایرانیان بود چنانچه در زمان ساسانیان به سواد یا همان عراق، دل ایرانشهر میگفتند. یاقوت حموی مینویسد: «کانت ملوک فارس تعدّ السواد اثنی عشراستانا و تحسبه ستین طسوجا، و تفسیر الاستان اجارة و کانوا یشبهون السواد القلب و سائر الدنیا بالبدن، و کذلک سموه دل إیرانشهر أی قلب إیرانشهر» (۱)
در دورههای اعراب (امویها و هاشمیان) و روزگار دیلمیان (ال بویه) و زمان ترکان (سلجقویان) مغولان (ایلخان ها) و ازبکان (تیموریان)، بین النهرین هماره در حوزه سیاسی- جغرافیایی یکپارچه با سرزمینهای ایرانی نشین قرار داشته است. در دوره احیای سلطنتِ ایران توسط اسماعیل صفوی، سراسر عراق در زمره اراضی تثبیت شده ایران واقع گشت و آن سان که در روزگار ساسانیان و پارتها رود فرات مرز ایران و روم تلقی شده بود، در آن هنگام نیز سرحد ایران با رومیان جدید یعنی عثمانیان مقرر شد. اما رویکرد توسعه طلبانه حاکمان اسلامبول ایجاب میکرد که برنامه چیرگی بر عراق برای تسلط بر کانون کهن خاورمیانه یعنی عراق را مجدانه دنبال نمایند و دست از مدعا بر خاک آن نکشند. بغداد از ۷۷۵ تا ۱۲۵۸ میلادی به مدت ۶۴۸ سال، مرکز حکومت عباسیان و دارخلافه اسلام بود و هرگاه که ازجنگ با اروپاییان فارق میشدند و یا صفویه و قزلباشان را در تنگنا میدیدند، پیشروی نظامی در عراق را اغاز میکردند. از طرف دیگر همچنین صفویان تلاش میکردند تا در مرکز و جنوب عراق، به توسعه مذهب تشیع بپردازند. این رویکرد، سیاست صفویها برای بریدن پای مخالفان سلطه خود ازعراق بود، چناچه در سراسر ایران نیز چنین برنامهای داشتند. با این همه در سال ۹۴۱ هـ، ۱۵۳۴ م، والی بغداد هنگامی که شاه تهماسب به سرکوب عبیدالله سردار ازبکان در هرات به سر میبرد و عزم تسخیر ماوراءالنهر را داشت، الامه سلطان تکلو که قبلا دنبال کسب وکالت دولت تهماسب را داشت و اکنون در پی خشم آوردن شاه به تکلوها از ترفیع خود امید بریده بود، سلیمان قانونی را تشویق کرد تا بابهره گیری از غیبت تهماسب، عراق و آذربایجان و بخشهای مرکزی ایران را با تکیه به اهمال تکلوها تصرف کند، زیرا امارتهای عراق و اذربایجان دردست این طایفه بود. سلیمان پس از حمله به اذربایجان و گرفتن تبریز، پیامی به بغداد فرستاد و حاکم تکلوی آنجا محمد شرف الدین آغلی را به تسلیم فراخواند و آغلی نیز با فشار سران تکلو در بغداد، با خروج خود نیروهای قزلباش و شاهسون ازشهر بغداد را در ۲۴ جمادی الأول سال ۹۴۱، تسلیم سلیمان قانونی -که خود را خلیفه مسلمین جهان میدانست- کرد. (۲)
فعل و انفعالات در رابطه عراق با ایران در دوره صفویه
در اواخر دوران عباس یکم صفوی، ینی چریها که ستون اصلی ارتش عثمانی بودند، در ۱۰۳۱ بر عثمان دوم شوریده و او را کشتند و مصطفای یکم که خلیفه مخلوع پیشین بود، به سلطنت بازگشت و رهبری امپراتوری عثمانی به ضعف گروید. در این موقع بکرسوباشی نامی بر بغداد چیره شده شد و از سر دشمنی با ترکهای اسلامبول، خواهان پیوستن به ایران شد و خلیفه مصطفی، حافظ احمد پاشا را برای سرکوبی شورش بغداد اعزام کرد. شاه عباس صفوی هم از فرصت استفاده نموده و حاکم همدان صفی قلی خان را مامور آزاد سازی بینالنهرین کرد. حافظ احمد پاشا دانست که اتحاد والی بغداد با قزلباشان را ناکام خواهد کرد، پس دست به تزویر انداخته و قبل ازبازگشت ازعراق، تیری به سوی بکر سوباشی افکند و به او ابلاغ کرد که حکومت بغداد از طرف دولت اسلامبول به او واگذاشته و درخواست کرد تا مانع ورود ایرانیان به شهر گردد. (۳)
در این هنگام ینی چریها، مصطفی را -که دشمن والی بغداد بود- از خلافت برداشتند و سلطان مراد چهارم را به سلطنت نشاندند که او هم به حکومت بکر در بغداد رسمیت داد، و اکنون بکر طرفدار عثمانی شده و بر ایران شورید. لیکن شاه عباس او را درهم شکسته و یکشنبه ۲۳ربیعالاول سال ۱۰۳۲ هجری، بغداد دیگر بار به آغوش ایران بازگشت. شاه عباس در ادامه از دست بالای خود و ضعف ترکان نهایت استفاده را کرده موصل و سپس دیاربکر را آزاد کرد و تا دژآخسقه در گرجستان پیش رفت. دراین موقع سلطان مراد، حافظ احمد پاشا رابرای پس گرفتن بغداد فرستاد که شکست سختی خورده و بازگشت. در آن دوره از سراسر عراق تنها بصر در دست ترکها مانده بود (۴) و ۵ سال بعد عباس در ۱۰۳۷ هجری، امام قلی خان فاتح مشهور تنگه هرمز و شکست دهنده نیروی دریایی امپراتوری پرتقال و والی فارس را، مأمور آزادسازی بصره کرد. امام قلی به سوی بصره شتافت و اعراب بصره سر به اطاعت گذاشتند و تنها قلعه شهر در دست عثمانیان مانده بود که دراستانه سقوط آن، پخش خبر ناگهانی مرگ شاه عباس قزلباشان را سست کرده و از بصره عقبنش ستند. (۵)
شاه صفی و ضعف در نبرد با عثمانیان
شاه صفی صفوی جانشین شاه عباس فرد ضعیف بود که به رقم داشتن خشونت درقصابی مخالفان، به دلیل اعتیادبه تریاک، ریف خوبی برای مراد چهارم که در اسلامبول به درحال قدرت گیری هرچه بیشتر بود، نبود. سلطان مرادر در سال ۱۰۳۹ ه ۱۶۲۹ م، وزیر اعظم خود خسرو پاشا را با نیرویی پرشمار بر بازپسگیری عراق فرستاد. سپس به بغداد حمله نمود که از شهر را از ۱۷ صفر۱۰۳۹ ق تا ۸ ربیعالثانی تحت محاصره قرار داد، اما حریف صفی قلی خان و قزلباشانش نشد که جانانه از شهر دفاع میکرد و ضد حملههای سنگینی به محاصرکنندگان میآورد، تاجایی که دوازده هزار نفر از نیروهای خرو کشته شدند. (۶) و خسرو پاشا تلافی آن را با شکست دادن در سپاه زینلبیک شاملو در مریوان (رمضان ۱۰۳۸ ه. ق) درآورد و بدنبال آن، عثمانیها در سال ۱۰۳۹ ه. ق به همدان تاختند و بسیاری از اهالی آن را در شش روز تمام قتلعام کردند! زیرا نیروی پاسدار همدان در این زمان، در پادگان بغداد بود و از همین رو خسرو پاشا دستور داده بود که در موطن وی کشتاری متقابل نمایند. دراین وقت خبر حرکت صفی برای یاری بغداد، خسرو پاشا را به ترک محاصره آن شهر وادار کرد که تا موصل پس نشست. (۷) ۸ سال بعد مراد که همچنان عقده از دست دادن عراق آرام و قرار از او دریغ داشته بود، در سال ۱۰۴۷ ه. ق - که برابر دسامبر۱۶۳۸ میلادی است- به همراه محمد پاشاصدراعظم جدید خود، بغداد را به محاصره گرفت که این حصر از۱۵ نوامبر ۱۶۳۸ آغاز شد. قزلباشان نیز در حداکثر آمادگی قرار داشتند و بکتاش و الی بغداد، نیروهای پادگان را چندین برابر افزوده بود. بغداد چهار دروازه اصلی داشت، به نامهای اعظمیه یا اماماعظم ابوحنفیه، قَرهنلیق، و دو دروازه دیگر به ترکی آق و کورپو نام داشتند. دیوارهای شهر ۲۵ متر بلندی و بین ۷ تا ۱۰ متر ضخامت داشت. واین دیوارها با خاکریزهایی پوشش داد شده بودند. بکتاش استحکامات را بازسازی نموده بود. در مقابل دو دروازه اعظم و قره نلیق، دو سردار ترک مستقر شدند، اما طیار محمد وزیر دریافت که از نفوذ به این دو درگاه ناامید بود، به دروازه آق که استحکاماتش نیز سستتر مینمود، تاخت. روش بکتاش انجام عملیات دفاع تهاجمی به محاصره کنندگان این بود که یک نیروی دوازده هزارنفری را به دو بخش شش هزار مرده تقسیم کرده بود که میباید به نوبت به دشمن حمله میکردند و بلا فاصله بعد از خسته شدن هر یک، دیگری وارد صحنه میشد و امواج حملات دفاع متحرک هیچ گاه از جریان نمیافتاد. این عملیات به مدت ۵۰ روز سپاه دشمن رافرسایش چشمگیری داده بود. با این همه بغداد برای خلاصی از، حصر به نیروی ارتش شاه صفی احتیاج داشت که در یاری رسانی تعلل کرده بود، اما نیز سرانجام از اصفهان به قصد پشتیبانی حرکت کرد. ازطرف دیگر مراد سلطان مراد با استفاده از کثرت نیرو، دست به حملهای سراسری آخته و با اینکه وزیر اعظم شطیار محمد کشته شد، توانست درشهر رخنه کند و قتل عام بزرگی از مردم بغداد -که همگی به ایرانیان وفادار بودند- کند. (۸) شاه تریاکی صفوی این زمان به همدان رسیده بود که از سقوط بغداد باخبر شد و، چون ۱۲ هزار نیرو بیشتر نداشت و اعتیاد نیز روحیه جنگاوری را از وی دریغ کرده بود، در قصر شیرین تقاضای صلح نمود و عهد نامه ننگین ذهاب یا قصر شیرین که به آن سنور میگفتند، میان ساروخان تالش از سوی دولت صفوی و کمانکش مصطفی پاشا صدراعظم عثمانی به تاریخ روز پنجشنبه ۱۴ محرم ۱۰۴۸برابر با ۲۷ مه ۱۶۳۹ میلادی امضا رسید و به موجب آن عثمانی با شرط حمله نکردن به آذربایجان و ارمنستان، بغداد و سراسرعراق را صاحب شد و به افتخار این پیروزی بزرگ، مراد در کاخ توپ قاپی یادبودی به نام کوشک بغداد، به مناسبت شکست دادن و کشتار ایرانیان در ۱۶۳۸ ساخت. اما اهالی عراق همچنان به دلیل غلبه تشیع در میانشان و پیوستگی تاریخی با ایرانیان، به حاکمیت دولت ایران راغبتر بوده و از افتادن عتبات عالیات بدست عثمانیان سرخورده شده بودند و قبایل عرب دراین برهه، مهاجرت گستردهای از جنوب عراق به خوزستان نمودند. در هنگام سقوط صفویه، عارف احمد پاشای بغداد سراسر غرب ایران را به تصرف درآورد، اما با روی کار امدن نادر، از ایرانیان شکست خورده و به بین النهرین بازگشت.
نادر شاه در اندیشه بازپس گیری عراق
در این دوره نادر نقشه باز پس گیری عراق عرب را به شدت دنبال میکرد و به رغم شکستهای عثمانیان از نادر و پیشروی موفقیت آمیز درخاک عراق، به دلیل آنکه عثمانیان از زمان مراد استحکامات و نیروی نظامی خود را در عراق چند برابر افزایش داده بودند نتوانست بغداد را باز پس گیرد. وی در ۱۷۳۲ – ۱۷۳۳ میلادی، نیروی بزرگی را به بین النهرین آورد و در آق دربند، ترکان را به سختی شکست داد (۹) و بغداد را در ۲۵ شوال ۱۱۴۵/ ۱۰ آوریل به محاصره گرفت و قریب یک سال بغداد در حصر ایرانیان بود و با اینکه قحطی در میان مردم آنجا افتاد، عارف احمد پاشا در نهایت سرسختی مقاومت کرد تا وقتی که سلطان محمود خلیفه عثمانی سردارنامدار خود توپال عثمان پاشا –که کارنامه موفقیت آمیزی در اروپا در جنگ با مسیحیان داشت- با نیروی فزاینده ۱۰۰۰۰۰نفری به یاری احمد پاشا فرستاد و در اینجا نادر اولین شکست نظامی خود را تجربه کرد و تا کرمانشاه عقب نشست. واحدپاشا نیز در تاریخ ۷ صفر ۱۱۴۶/ ۲۰ ژوئیه ۱۷۳۳ توانست حصر بغداد را بشکند و شورش همزمان محمد بلوچ فارس و کهگیلویه، موجب ناتمام ماندن عملیات نادر شد. اگر چه نادردرسال ۱۱۴۶ در کرکوک توپال را شکست داد و در دیاله او را به قتل رساند لیکن تقاضای صلح دولت عثمانی را با گرفتن امتیازاتی پذیرفت و از این رو ناچار به پایبندی به پیمان ذهاب شده و احمد پاشا والی بغداد در اوایل سال ۱۱۴۸ قمری باوی پیمان آشتی بست (۱۰) و ابتدا علی مردان فیلی برادر اسماعیل وسپس و در سالهای پایانی عصر افشاران مصطفی بیگدلی شاملو به سفارت از جانب ایران به سوی عثمانی گسیل شدند.
پی نوشتها:
۱- معجمالبلدان، ج۳، ص:۲۷۳ ترجمه:پادشاهان ایران سواد را به دوازده استان را شمارش میکردند و آن را شصت تسوگ میشمردند و استان بخش است و آنها سواد را به قلب و سایر جهان با بدن تشبیه کردند، و همچنین به آن دل ایران شهر میگفتند، به معنی قلب کشور ایران.
۲- تاریخ امپراتوری عثمانی. شو ۹۵–۶.
۳- عالم آرای عباسی، صفحه ۷۰۲،
۴- شاه عباس کبیر؛ همان؛ صفحه۱۲۶.
۵-شاه عباس کبیر به کوشش مریم نژاداکبری مهربان؛ چاپ ۱۳۸۷؛ نشر کتاب پارسه؛ تهران.
ولایتی، علی اکبر، تاریخ روابط خارجی ایران در عهد شاه عباس اول صفوی، ۱۳۷۴، تهران.
۶- جهانثواقب، تحلیل زمینههای معاهده زهاب و پیامدهای آن بر دولت صفویه، ١٠.
۷-ثواقب، زکیئی، تحلیل زمینههای معاهده زهاب و پیامدهای آن بر دولت صفویه، ١٠ص. حسینی استرآبادی، تاریخ سلطانی از شیخ صفی تا شاه صفی به اهتمام دکتر احسان اشراقی، ۲۳۹ص. پرویزاذکایی. جهانبخش ثواقب، سازمان سپاه و صاحبمنصبان نظامی عصر شاه صفی، ص۳۰. خواجگی اصفهانی، خلاصه السیر تاریخ روزگار شاه صفی ص ۲۳.
۸-علی بابایی، تاریخ ارتش ایران، ص۴۰۳.
۹- غلام حسین مقتدر جنگهای نادر شاه ۱۳۸۶ وپیرنیا و اقبال آشتیانی، حسن، عباس ۱۳۸۰ تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه. تهران: خیام. صص. ص۷۱۹.
۱۰- مینورسکیایران در زمان نادر شاه. ترجمه رشیدیاسمی. تهران: دنیای کتاب. صص. ص ۱۶ پیرنیا و اقبال آشتیانیتاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه. تهران: خیام. صص. ص ۷۱۹.