
مهدی پورصفا
نقويحسيني با اشاره به تشكيل فراكسيون ولايت و فراز و نشيبهاي آن پس از تشكيل مجلس دهم و همچنين انتخاب علي لاريجاني به سمت رياست مجلس شوراي اسلامي ميگويد: در ميانه کارجمعي از نمايندگان عضو فراكسيون ولايت فراکسيون مستقلين را تشكيل دادند و اين فراكسيون تصميماتي گرفت که فراکسيون نمايندگان ولايي نميتوانست از آن دفاع کند و پاسخگوي آن فعاليتها باشد. تصميماتي گرفته ميشد که از سوي مردم مورد اعتراض قرار ميگرفت و به نمايندگان عضو فراکسيون نمايندگان ولايي اعتراض ميشد که چرا چنين تصميماتي گرفته شده است. حال اينکه ما آن تصميمات را نگرفته بوديم.
وی میگوید: البته در طول يك سال گذشته اختلاف نظرها بين اين دو گروه به خصوص نمايندگان عضو دو فراكسيون ولايي و مستقلين ولايي كه هر دو عضو فراكسيون ولايت بودند، در جريانات مختلف مجلس خود را نشان داده بود، اما به نظر ميرسد اين بيانيه اين جدايي دو فاكتو را به يك جدايي رسمي تبديل خواهد كرد. با اين حال سؤال اصلي اينجاست كه اين اتفاقات ميتواند زمينهساز تحولات جديدي در آرايش نيروهاي سياسي داخل مجلس و حتي اصولگرايان شود.
تعارضي بر سر نقد یا حمایت دولت
در نگاه اول اين جداييها واقعاً هيچ تأثير خاصي بر صفكشيهاي داخل مجلس شوراي اسلامي ندارد. واقعيت است كه سخنان نقويحسيني تا حد زيادي با واقعيت همخواني دارد. بهرغم اينكه اين دو فراكسيون هر دو در قالب يك نام و با عنوان فراكسيون ولايت در مجلس حاضر ميشدند، اما تصميمگيريهاي آنها گاه 180 درجه با هم متعارض بود. اين تعارض هم بيشتر از آن كه محصول اختلاف برداشتهاي كارشناسي باشد ثمره اختلاف بنيادي اين دو طيف است. فراكسيون نمايندگان ولايي متعلق به طيفي از اصولگرايان است كه همچنان وجه انتقادي خود را در مقابل دولت حفظ كردهاند. در رقابتهاي انتخاباتي رياست جمهوري سال 96 نيز نمايندگان عضو فراكسيون ولايي مجلس حضور پررنگي در تشكل سياسي جمنا براي رقابت با حسن روحاني داشتند.
در نقطه مقابل نمايندگان فراكسيون مستقلين ولايي نقش پررنگي در حمايت از روحاني و دولت يازدهم داشتند. البته برخي از نمايندگان اين فراكسيون مستقيماً با ليست اصلاحطلبان وارد رقابتهاي انتخاباتي شدند كه از آن جمله ميتوان به بهروز نعمتي و كاظم جلالي اشاره كرد كه هم اكنون دو سمت رياست مركز پژوهشها و سخنگوي هيئت رئيسه مجلس را در اختيار دارند. همين تعارض را در حوزههاي ديگري همچون رأي به برخي وزرا ميتوان ديد. نميتوان از حق گذشت كه روحاني تنها به كمك فراكسيون اميد و همچنين رأي فراكسيون مستقلين ولايي بود كه مهرماه سال گذشته سه تن از وزراي خود را بدون هيچ دغدغه خاطري بركنار كرد و بلافاصله هم توانست براي سه وزير پيشنهادي خود از مجلس رأي اعتماد بگيرد. شايد از همين رو باشد كه يكي از اعضاي فراكسيون ولايي شفافيت در مواضع سياسي را يكي از دلايل تشكيل فراكسيون نمايندگان ولايي عنوان ميكند.
محمد دهقان در گفتوگو با مهر با اشاره به دلايل تشكيل فراكسيون ولايت ميگويد: علت اصلي اعلام استقلال فراکسيون نمايندگان ولايي از فراكسيون ولايت هدف سياسي نبود، هدف اصلي کارآمدسازي بود. وي با بيان اينکه با جداشدن فراكسيون نمايندگان ولايي از فراكسيون ولايت عملاً عمر فراكسيون ولايت به پايان رسيد، اظهار کرد: نمايندگان ولايي به دنبال شفافيت مواضع سياسي بودند، اما اصل براي ما ايجاد کارآمدي مجلس بود. نماينده مردم چناران و طرقبه در مجلس شوراي اسلامي تصريح کرد: آقاي لاريجاني رئيس مجلس است و دغدغههاي فراواني دارد، لذا نميتواند وقت کافي براي مديريت فراكسيون ولايت بگذارد. ضمن اينکه احترام آقاي لاريجاني براي ما مهم است و با ايشان تعامل مثبت خواهيم داشت و از ديدگاههايشان استفاده خواهيم کرد. براي اينکه مجلس به سمت کارآمدي قابل قبولي براي حل مشکلات مردم حرکت کند، دوستان پيشنهاد دادند که فراكسيون نمايندگان ولايي اعلام استقلال کند.
در كنار اين برخي نمايندگان عضو فراكسيون مستقلين ولايي از اين اتفاق استقبال كردهاند. جعفرزاده ايمنآبادي از اعضاي همين فراكسيون ميگويد: از هرگونه مرزبندي و شفافسازي در فراکسيونهاي سياسي استقبال کرده و خواست فراکسيون مستقلين از ابتدا اين بوده است.
البته وي در ادامه نميتواند برخي از انتقادات خود از اين اتفاقات را پنهان كند و ميگويد: فراکسيون ولايي با استقلال از فراکسيون ولايت در واقع خود را تضعيف کرد در حالي که ميتوانستند از ظرفيتهاي مستقلان ولايي استفاده کنند، اما هماکنون فراکسيون مستقلين را در راه خود مستحکمتر کرده و براي فراکسيون مستقلين رئيس تنها آقاي دکتر لاريجاني بوده و کانديداهاي هيئت رئيسه براي انتخاب در دور بعد بايد در فراکسيون مستقلين حضور يابند در غير اين صورت از اين کانديداها حمايت نکرده و کانديداي جديدي معرفي ميکنند.
دولت برنده اصلي ماجراست
اين كه در نهايت انشعاب مجلس به سه قسمت به نفع چه كسي است، تا حد زيادي روشن به نظر ميرسد. حسين مرعشي از فعالان سياسي اصلاحطلبان چندي پيش در پستي تلگرامي با اشاره به ضرورت تلاش دولت براي تقويت فراكسيون اميد در مجلس ميگويد: فراکسيون اميد، خيلي خوب و صحيح عمل کرد. اشــکال در بخشي از دولت است. بخشي از دولت در سال قبل که مجلس شکل گرفت، به جاي اينکه فراکســيون اميد را تقويت کنند جريان مقابل را تقويت کردند. مشخصاً من اين مسئوليت را متوجه آقاي واعظي ميدانم. آقاي واعظي علاقهمند است جريان سوم در مجلس راه بيندازد و اين جريان سوم، عملاً جرياني نميشود جز اينکه در ائتلاف با اصولگرايان قرار مىگيرد و اميد را تضعيف مىکند.
وي در ادامه تصريح ميكند: اين اشتباه سياسي بخشي از دولت با محوريت آقاي واعظي بود که بخشي از بدنه فراکسيون اميد را تحت عنوان مستقلين جداکرد و به اصولگرايان هديه کرد.
حالا با اين اتفاق به نظر ميرسد كه تلاشهاي واعظي به ثمر نشسته است. مزيت اصلي در خصوص چنين طيف بندي در مجلس اين است كه عملاً هيچ كدام از فراكسيون نمايندگان ولايي و فراكسيون اميد قادر نخواهند بود اكثريت را به خود اختصاص دهند و نقش فراكسيون مستقلين بسيار تأثيرگذار خواهد شد. فراكسيوني كه پيوندهاي بسيار محكمي با دولت روحاني دارد و سخنان مرعشي نشان ميدهد كه برخي از وزراي دولت نفوذ بالايي در تصميمگيريهاي آن دارند.
به اين ترتيب دست دولت براي لابي در داخل مجلس بسيار گستردهتر از قبل خواهد شد و عملاً وزراي دولت خواهند توانست با لابي با هر كدام از دو فراكسيون و همراهي فراكسيون مستقلين اوضاع را به نفع خود برگرداند.
در اين ميان شخصي كه بيش از همه ضرر خواهد كرد علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي است. با اين اتفاق لاريجاني ديگر نماينده تمام اصولگرايان نيست و بايد خود را آماده كند كه در دورههاي بعدي انتخابات هيئت رئيسه با چالشهاي بزرگتري دست و پنجه نرم كند.