
تعداد محدودي را ميتوان يافت كه اسطوره شده باشند و مايه افتخار يك ملت يا يك كشور نام بگيرند. به جايجاي دنيا كه نگاه كنيم به چنين آدمهايي چنان ارج و قرب مينهند كه از تصور خارج است. جالب اينكه كشورهايي را ميتوان يافت كه با دعوت از بزرگان و نامآوران مليتهاي ديگر براي برنامههاي خود كسب اعتبار ميكنند. اينكه مثلاً فرگوسن در يك برنامه خيرخواهانه در قارهاي ديگر يا كشوري ديگر حاضر شود كسب وجههاي است براي برگزاركنندگان آن مراسم.
برگرديم به حرف اول، اصلاً مگر در ايران چند چهره شاخص، نامآور و محبوب و افتخارآفرين ميتوان يافت كه نام كشور را در دنيا بلندآوازه كرده باشند. دايره بحث را محدودتر كنيم. در ورزش ايران چند علي دايي سراغ داريد كه وقتي رئيس سابق فيفا به ايران آمد تنها سراغ او را بگيرد و حتي پيش از دست دادن با رئيس فدراسيون او را در آغوش بگيرد و حتي بيشتر از رئيسجمهور تحويلش بگيرد.
در كل فوتبال اين مرز و بوم چند علي پروين سراغ داريد كه آسيا به احترامش بپا خيزد و ستاره طلايي فوتبال كهن را به سينهاش بزنند، آن هم در حضور رئيس فيفا و رئيس AFC. چرا؟ به پاس يك عمر تلاش و حضور در المپيك، جام جهاني و قهرمانيهاي چند باره در آسيا.
علي دايي افتخار فوتبال ايران است، حالا هر كه ميخواهد بدش آيد يا اين حرف به دلش ننشيند، آقاي گل فوتبال جهان وقتي در رقابت با پوشكاش مجاري از اسطوره فوتبال مجارها پيش افتاد علاوه بر اينكه موجب افتخار ما شد، تبريك مجارها را هم براي خود خريد. آنها گفتند از دايي تشكر ميكنيم كه باعث شد نام پوشكاش باز هم زنده شود.
علي دايي و علي پروين براي AFC و FIFA دو اسطورهاند، دو بزرگ و دو نامآور كه به احترامشان بپا ميخيزند و به عنوان نماينده فوتبال ايران دعوت ميشوند، در حالي كه به جرئت ميتوان گفت سران فوتبال ايران و رؤساي ورزش كشور هيچ كجاي دنيا شناخته شده نيستند. اينها همه را كنار بگذاريد، چون براي ما اصلاً اهميت ندارد، براي ما مهم اين است كه ساعتي دور هم جمع شويم و به بهانههاي واهي با ميدانداري برخي لودههاي مسخرهگر به اسطورههايمان بخنديم.
آنچه كه در مراسم مندرآوردي پايان فصل پرسپوليس اتفاق افتاد يك خودزني ناراحتكننده بود، اينكه باشگاه پرسپوليس دو بزرگ خود را در اين مراسم به سخره بگيرد تا مايه خنده بقيه شود اتفاقي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذشت. بيهوده نيست كه بازيكنان جوان اين تيم ادعاي بزرگي دارند. از ياد نبردهايم كه در اواسط همين فصلي كه تازه تمامش كرديم چه اتفاقي افتاد، اما اصلاً تعجب نميكنيم حتي اگر امروز بازيكنان گمنام و كوچكتر از بازيكنان آن روز ادعاي بزرگي پرسپوليس را داشته باشند وقتي خود پرسپوليس ارزش بزرگان و اسطورههايش را نميداند.
اينكه تصور كنيم با يك عذرخواهي همه چيز تمام ميشود، اشتباهي است بزرگ. وقتي آبرويي ريخته شد و ارزشي زير پا لگدمال شد ديگر نميتوان كاري كرد. بيرون از مرزهاي كشور براي علي دايي و علي پروين ارزش قائلند اما ما اينجا به راحتي آب خوردن به آنها ميخنديم و براي اينكار پول خرج ميكنيم. راستي كاش يكي پيدا شود و از مسئولان پرسپوليس سؤال كند چقدر خرج شومني كردند كه دو بزرگ فوتبال ايران و پرسپوليس را مسخره كرد و بقيه خنديدند. چقدر براي اين خودزني پرداخت كردهاند؟