شخص رفسنجاني هم درهفته قبل با بهکارگيري تاکتيک سوخته و قديمي خود در قالب انتشار خاطراتي تأييد نشده از امام (ره)، مدعي ميشود که ايشان در شهريور 1367 «در مورد امريكا نظرشان اين است كه نبايد امريكا را در تجديد رابطه مأيوس كرد، ولي به اين زودي براي مردم قابل قبول نيست.»
اين خاطره نيز در حالي از سوي رفسنجاني مطرح شده که باز هم سندي براي اثبات آن وجود ندارد و با توجه به بخشي از وصيتنامه حضرت امام- كه در ادامه خواهد آمد- نميتوان به آن استناد کرد.
تحريفي نو از ديدگاههاي حضرت اماماز جمله آخرين دفعاتي كه آقاي رفسنجاني از اين اصل هميشگي پيروي كرده و به نقل قولهاي غيرمستند از سوي حضرت امام روي آورده، در ديدار روزپنجشنبه وي با جمعي از ايثارگران دفاع مقدس و اقشار مختلف مردم در هفته دفاع مقدس است كه در بخشي از سخنانش اظهار ميكند: « در پاسخ به اين شبهاتي که الان مطرح است و ميگويند چه کسي جام زهر را به امام داد، بايد گفت، امام وقتي قدرت ما را ديدند با پذيرش قطعنامه موافقت کردند. . . و پس از دو سه ماه که جنگ پايان يافت، وقتي خدمت امام رسيدم، به من فرمودند جام زهر آن روز برايم تلخ بود اما امروز برايم شيرين شده است چون ما کارمان را خوب انجام دادهايم و خداوند نصرتي را که وعده داده بودند، عنايت کردند.»
اهداف رفسنجاني از تحريف سخنان امامبايد گفت برخي از جريانات سياسي در داخل كشور در طول سالهاي اخير سعي داشتهاند براي رسيدن به مقاصد سياسي خود، انديشههاي امام را بهانه و به واسطه آن اهدافش را دنبال كنند، با اين وجود از آنجايي که اين مقاصد در مغايرت با مباني حضرت امام قرار دارد، ديدگاههاي حضرتش نه تنها برايشان کارگشا نبوده است که همواره به عنوان يک مانع و چالش جدي بر سر راه اين جريان مطرح است.
و اما درپاسخ به چرايي اتخاذ چنين رويكردي از آقاي رفسنجاني و سايت منسوب به وي بايد گفت، نقش آشکار رفسنجاني در ماجراي مک فارلين در دهه 60 و تلاشهاي آشکار دولت سازندگي در دهه 70 براي برقراري رابطه با امريكا، نقاط برجسته کارنامه عملي رفسنجاني در تاريخ ديپلماسي بعد از انقلاب هستند که در آنها «سازش در ديپلماسي» در دستور کار قرار گرفت و در هر دو مورد نيز نه تنها دستاورد قابل توجهي براي نظام و مردم به دست نيامد بلکه تخطي از خطوط قرمز، منجر به هشدارهاي صريح امام و رهبر معظم انقلاب گرديد.
پاسخ امام به اظهارات بياعتبار رفسنجانيمطالب منتشر شده سايت رفسنجاني واظهارات غير مستند كنوني در حالي از سوي رفسنجاني مطرح ميشود که امام(ره) در آخرين بخش از وصيت نامه خود ميفرمايند: «اكنون كه من حاضرم، بعض نسبتهاي بيواقعيت به من داده ميشود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض ميكنم آنچه به من نسبت داده شده يا ميشود مورد تصديق نيست، مگر آنكه صداي من يا خط و امضاي من باشد، با تصديق كارشناسان؛ يا در سيماي جمهوري اسلامي چيزي گفته باشم.» اين راه بايد اضافه كرد كه سبک رفسنجاني نشأت گرفته از مجموعهاي از پارادوکسهاي برخي سياستمداران است که همواره اسلام و انقلاب را در انحصار خود ميبينند و بهره مندي از اين بسته توليدي باندهاي قدرت و ثروت کار را به جايي ميرساند که ديگر اصل و کليت نظام آن قدر ارزش نخواهد داشت که يک جزء در کل داراي ارزش است.
سكوت موسسه تنظيم ونشرآثارحضرت امام پذيرفتني نيستدرواكنش به اقدامات هدفمند سايت منسوب به آقاي رفسنجاني واظهارات پرابهام ايشان در مورد ديدگاههاي حضرت امام در روزهاي اخير، انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي تهران هم در نامهاي به حجتالاسلام سيد حسن خميني، مسئوليت مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) خواستار بررسي مستندات ادعايي مطرح ميشود.
در پايان بايد به سيد حسن خميني گفت، نگذاريد حرمت جماران شكسته شود، اينجا قدمگاه شهدا وامام است چرا اجازه ميدهيد حرفهاي بيسند در آنجا به امام نسبت داده شود، چرا اجازه ميدهيد كساني حرفهاي بيسند آنجا بزنند، چرا ميگذاريد شعارهاي ضد انقلابي آنجا زده شود مگر شما را يادگار حضرت امام نميخوانند پس اين همه سكوت ومماشات چه توجيهي ميتواند داشته باشد.