زيرا در كشورهاي غربي به رغم سطح بندي دموكراسي (دموكراسي حداقلي و حداكثري) و همچنين شعارهاي پرطمطراقي كه در زمينه آزادي سر ميدهند، مشاركت مردمي در امر انتخابات را كارتلهاي بزرگ اقتصادي و زدو بندهاي سياسي هدايت ميكنند و آنانند كه سرنوشت انتخابات را رقم ميزنند و شايد كمترين نقش مستقيم را مردم ايفا مينمايند. لذا با توجه به همه اين ترفندها و زد و بندهاي سياسي، نتيجه مورد ايدهآل كه همانا كشاندن مردم پاي صندوقهاي رأي ميباشد، حاصل نميگردد. اين در حالي است كه در نظام جمهوري اسلامي، عامل اصلي و مهم در تعيين سرنوشت انتخابات، مردم هستند و حماسههاي بزرگي را تاكنون آفريدهاند.
مسئله انتخابات از منظرهاي مختلفي قابل بررسي است ولي در اين نوشتار تنها از يك زاويه به اين موضوع مهم پرداخته ميشود و آن نوع و انگيزه داوطلبان براي دستيابي به كرسي نمايندگي و نوع تلقي آنان از پيروزي در صحنه انتخابات مجلس شوراي اسلامي است. يقيناً در بين افرادي كه نامزد نمايندگي مجلس ميشوند افرادي هستند كه به عنوان اداي يك تكليف الهي وارد صحنه شده و همين قدر كه احساس كنند اين تكليف ادا شده، قانع و راضي ميشوند، هر چند موفق به دستيابي به كرسي نمايندگي مجلس هم نشوند، ولي بيترديد افرادي نيز هستند كه به نحوي ديگر به مسئوليت نمايندگي مينگرند و برداشتي متفاوت از انتخابات دارند و به تعبير مقام معظم رهبري به دنبال«نان و نام» هستند. بسياري از مشكلات موجود در رابطه با انتخابات ريشه در همين نوع نگرش دارد. در اين دوره از انتخابات با توجه به تنوع گروه ها، طيفها و گرايشهاي سياسي به ويژه در بين اصولگرايان، نگرش به حضور در عرصه انتخابات و رقابت بر سركرسيهاي آن، اهميت زيادي پيدا كرده است و طبيعي است با رويكردي از اين جنس، تبليغات انتخاباتي كانديداها ممكن است با بيقانوني هايي نيز همراه باشد. پيشتر نيز در دورههاي پيشين كم و بيش با چنين مشكلاتي مواجه بودهايم. اگر چنين نبود امام راحل در آستانه انتخابات مجلس دوم در هشدار به كانديداها نميفرمودند: «گاهي شنيده ميشود كه براي تبليغات انتخاباتي، بعضي از كانديداها- خداي نخواسته- بعضي ديگر را تضعيف يا توهين ميكنند، در رابطه با آن تذكر دهم كه امروز اين نحو مخالفتها خصوصاً از چنين كانديداهايي، براي اسلام و جمهوري اسلامي فاجعهآميز است.»
حضور در دستگاه حساس قانونگذاري حكايت از فاصله گرفتن افراد و طيفهاي فعال در صحنه انتخابات از مسير اصلي و ارزشي انقلاب است و نمودهاي فراواني دارد كه اهم آن عبارتند از:
۱- تأمين هزينه تبليغاتي با توسل به ابزارهاي متفاوت
از قدمهاي اوليهاي كه يك كانديدا براي موفقيت خود بر خواهد داشت، تامين هزينه تبليغاتي است كه اولاً رقم آن قابل توجه خواهد بود و ثانياً براي دستيابي به اين هدف، ناگزير به تحمل اين هزينههاي گزاف خواهد شد و براي اينكه بتواند در مصاف با رقيبان خود با قدرت عمل كند، بايد راههايي را كه منتهي به تامين هزينههاي مورد نياز ميشود طي نمايد، هر چند اين استراتژي در سايه نوعي زد و بند با افراد و طيف هايي باشد كه تمكن مالي فراواني دارند. به تعبير ديگر با وصل به كانونهاي قدرت و ثروت تلاش ميكنند بر كرسي نمايندگي ملت تكيه زنند. اين در حالي است كه به درستي واقفند پس از انتخابات، بايد همواره وام دار افراد و گروههاي سياسي كه از بستر آنها وارد مجلس شده اند، باشند.
۲- انجام رقابتهاي ناسالم
وجود رقابتهاي سالم در صحنه انتخابات و اصولاً در همه صحنهها موجب رشد و تعالي و پيشرفت امور ميشود، ولي متقابلاً رقابتهاي ناسالم نيز عوارض و پيامدهاي مشمئزكنندهاي بر جاي ميگذارد. براي فردي كه خود را آماده نموده تا به هر قيمت به مجلس راه يابد، تحمل وجود رقيب يا رقباي انتخاباتي به خصوص اگر اين رقبا از موقعيت برتري در جامعه برخوردار باشند، وجود ندارد و لذا درصدد تضييع و زيرسؤال بردن صلاحيت آنها بر آمده و دست به افشاگري عليه آنها ميزنند كه اين نوع رفتارها دون شأن نظام و كساني است كه سنگر مجلس را براي خدمت به مردم برگزيدهاند.
۳- توسل به شيوههاي تبليغات ناصواب
يكي از مشكلات قابل توجه در صحنه انتخابات توسل به شيوههاي تبليغاتي غلط و منبعث از فرهنگ منحط غرب است كه به شكلهاي مختلفي نمود پيدا ميكند، از قبيل ميدان دادن به افراد ناباب در صحنه تبليغات انتخاباتي، اسراف و تبذير، فريب افكار عمومي و تسويه حسابهاي شخصي و گروهي درصورت موفقيت در انتخابات.
استفاده افراطي از عناوين و القاب و بزرگ كردن خدمات و سوابق مبارزاتي، ترسيم چهرهاي ايده آل و منحصر به فرد از كانديداي مورد نظر و منتسب نمودن كانديدا به شخصيتهاي شاخص جامعه، به نوعي فريب دادن افكار عمومي جامعه است. دادن وعده و وعيدهاي آن چناني به مردم، همه و همه از مصاديق بارز تبليغات مسمومي است كه هر چند بتواند توجه عدهاي را به نفع داوطلب مورد نظر جلب كند ولي بايد توجه داشت كه اين موفقيت به قيمت شكستن حريم صداقت و اخلاص است و در نهايت در صورت عدم تحقق اين وعده و وعيدها، اعتماد عمومي نيز سلب ميگردد.
آن چه گفته شد بخشي از ناهنجاري هايي است كه در آستانه برگزاري هر دوره از انتخابات در جامعه ما يا الاقل در برخي از حوزههاي انتخاباتي بروز مينمايد. اميد است اين توصيه مقام معظم رهبري نصبالعين همه كانديداها قرار گيرد كه فرمودند:«كساني كه وارد عرصه انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كساني كه نامزد ميشوند، بايستي به آداب و شروط يك حركت عمومي سالم پايبند و متعهد باشند. » كانديدايي كه پيش از تكيه بركرسي نمايندگي ملت بتواند قانونمند و پايبند به ارزشهاي اخلاقي، ديني و شهروندي باشد، طبيعتاً نماينده مطلوب ملت است. چنين كانديداي قطعاً فردي متدين، كارآمد، دلسوز و شجاع كه شروط چهارگانه يك نماينده مطلوب است، خواهد بود.