کد خبر: 1284239
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۲:۲۰
گفت‌وگوی «جوان» با دکتر لاله افتخاری، دبیرکل اتحادیه جهانی زنان مسلمان
جهان امروز ما به طور کلی حاوی نگاه‌های مردسالارانه، تبعیض‌آمیز و جنسیتی است. به خاطر همین است که می‌بینیم در مجامع بین‌المللی در بسیاری از موارد حتی برای حضور زنان ماده وتویی گذاشته‌اند برای اینکه آقایان الزام داشته باشند، زنان را چه در سطح پارلمانی و چه در سطوح دیگر مثلاً همایش‌های بین‌المللی، برنامه‌ها و اجلاس‌ها مشارکت دهند. خب در بعضی موارد هم به آنها مسئولیت‌هایی سپرده می‌شود، اما اصلاً نمی‌بینیم، نسبت به این جمعیت، استعداد‌ها و قدرت اثرگذاری زنان توجه متناسب با آن صورت گرفته باشد
 حسن فرامرزی

جوان آنلاین: جایگاه زن در قرآن و آموزه‌های اسلامی کجاست و تفاوت آن با بینش حاکم بر دنیای معاصر ما چیست؟ زنان چگونه می‌توانند در بسط فضای صلح و عدالت، سهیم و نقش آفرین باشند؟ گفت‌وگوی ما با دکتر لاله افتخاری، دکترای علوم قرآنی از دانشگاه تهران، دبیرکل اتحادیه جهانی زنان مسلمان، عضو شورای راهبری مجمع جهانی صلح اسلامی، عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه و مؤلف چندین اثر پژوهشی به این موضوع می‌پردازد که چرا تاکنون جهان نتوانسته است از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های زنان در حرکت به سمت دنیای با مناسبات صلح‌آمیز و عادلانه استفاده کند.
 
 احتمالاً برای اینکه بدانیم زنان در شکل دادن به صلح و عدالت در جهان تا چه اندازه می‌توانند مؤثر واقع شوند اول از همه باید بدانیم اساساً چه تصویری از زن داریم و زن را چطور می‌بینیم و می‌شناسیم؟ از این زاویه می‌خواهم از جنابعالی بپرسم، زن نزد آموزه‌های وحیانی، تعالیم، سیره پیامبر (ص) و اولیا و حکمای ما چگونه شناسایی می‌شود؟
عرایضم را با آیات شریفه‌ای از قرآن ـ آیات ۱۱ و ۱۲ سوره تحریم ـ آغاز می‌کنم. دو آیه‌ای که از دو زن به عنوان الگو‌های مثبت یاد می‌کند و می‌فرماید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مثلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ و َنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ.» این دو آیه در حقیقت دو بانوی بهشتی و بی‌نظیر را که در شرایط سختی هم قرار داشتند، به عنوان دو الگوی مثبت و الهام‌بخش برای زنان و مردان معرفی می‌کند که یکی آسیه است و دیگری مریم. همچنان که در آیه قبلی، پیش‌تر از این دو آیه = آیه ۱۰ سوره تحریم ـ دو بانوی دیگر را به عنوان الگو‌های منفی معرفی می‌کند: امراه لوط و امراه نوح: «ضَرَبَ اللَّهُ مثلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَ قِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ.» می‌فرماید این دو زن با وجود اینکه در شرایط مناسبی بودند، اما به هر حال نتوانستند نقش خود را به خوبی ایفا کنند. خداوند به آنها خطاب می‌کند: وَ قِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ / شما به اتفاق آنهایی که وارد جهنم می‌شوند، وارد جهنم شوید. خب این نشان می‌دهد از نظر مکتب وحی و قرآن کریم که هیچ تحریفی در آن صورت نگرفته، زن نه تنها طفیلی وابسته و نقش تبعی نسبت به مرد ندارد بلکه کاملاً مستقل است و در تصمیم‌گیری‌های خودش چه در عرصه اقدامات مثبت و چه در عرصه اقدامات منفی که تجسم آن را در زن لوط و نوح می‌بینیم مسئولیت و اختیار دارد. از طرفی برخلاف برخی کتب تحریف شده در برخی ادیان که زن را عامل انحراف مرد و بیرون رانده شدن حضرت آدم از بهشت معرفی می‌کند، یا علناً عنوان می‌شود، زن از اضافه بدن یا دنده چپ مرد آفریده شده است برخلاف چنین نگرش تحریف شده‌ای آیاتی که در قرآن وجود دارد شأن و جایگاهی مستقل برای زن قائل است و می‌بینیم که قرآن می‌گوید زن و مرد هر دو از یک سرشت‌اند و افزایش و گسترش نسل آنها هم وابسته به هر دو است، همچنان که آیه اول سوره مبارکه نساء به همین حقیقت اشاره دارد: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَ نِسَاءً وَاتَّقُوا الله الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا» همین‌طور در جا‌های مختلف می‌بینیم که قرآن کریم برای زنان جایگاه خاصی قائل است چه از نظر مسائل اجتماعی، چه از نظر مسائل اقتصادی و چه از نظر خانوادگی. 

جایگاه ویژه زنان در سطوح مختلف در جامعه اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 زنان دارای نقش و جایگاه ویژه‌ای در جامعه هستند. در همه این عرصه‌ها ردپای آن دیدگاه متعالی درباره زن را می‌بینیم و همین نشان می‌دهد زنان بسیار می‌توانند در جامعه اثرگذار و در عرصه‌های مختلف تصمیم گیرنده باشند. بنابراین با این نگاه معلوم است که یکی از مسئولیت‌های ما این است که بر شکوفایی استعداد و توانمندی‌های زنان سرمایه‌گذاری کنیم. این حقیقت را در سیره پیامبر و معصومان هم می‌بینیم. در تاریخ ثبت شده است وقتی خانمی برای احقاق حق خود و دیگر خانم‌ها نزد پیامبر می‌آید، پیامبر نه تنها استقبال می‌کنند از اینکه ایشان آمده و حق خود را استیفا می‌کند بلکه به آقایان هم می‌گویند، ببینید این خانم چقدر عالمانه حق خود و هم جنس‌های خود را طلب می‌کند. از طرف دیگر در موارد مختلف احترامی که پیامبر نسبت به حضرت خدیجه (س) حتی بعد از رحلت حضرت داشتند، احترامی که به دخترشان حضرت فاطمه زهرا (س) داشتند نشان دهنده جایگاه خاص زنان در مکتب وحی و سیره معصومین (ع) است. می‌بینیم که حضرت در بیانات خود دارند: «ما اکرمهن الا الکریم و ما اهانهن الا اللئیم.» یعنی جز انسان‌های بزرگوار و کریم به زنان احترام نمی‌گذارد. یعنی احترام به زنان ناشی از کریمانه بودن، کریم بودن و بزرگ بودن خود مردان است و بی‌احترامی به زنان نیز از پستی و لئامت آن فرد اهانت کننده برمی‌آید که نسبت به زن روا می‌دارد. باز در سیره معصومان، جایگاه حضرت زینب (س) را داریم که حضرت ابا عبدالله (ع) با آن شأنیتی که دارند به حضرت زینب (س) می‌فرمایند، در نماز شب مرا از دعای خود محروم نکن یا مسئولیتی که بعد حادثه کربلا به حضرت زینب سپرده می‌شود که با آن رسالت سنگین و شرایطی که دارند، نهضت امام حسین را بعد حضرت رهبری می‌کنند یا بانوانی که در رکاب پیامبر (ص) قرار داشتند، در جا‌های مختلف کنار اهل‌بیت قرار می‌گیرند یا زندگی کوتاه، اما پربار حضرت معصومه (س) که وقتی پدر بزرگوارشان به خاطر تبعید و زندان، امکان برقراری ارتباط با مردم را نداشتند حضرت معصومه بسیاری از نقش‌های امام را عهده‌دار می‌شدند و مدیریت می‌کردند. همین طور زنان دیگری که در خاندان عصمت و طهارت حضور داشتند. نزد بزرگان هم همین طور است. ما می‌بینیم که بزرگان و حکما احترام فوق‌العاده‌ای برای زن قائل بودند. این انسان‌های شریف هرچه بیشتر ایمان داشتند و عامل به احکام الهی بودند، احترام زنان را بیشتر مراعات می‌کردند. به عنوان نمونه ما مرحوم علامه طباطبایی را داریم و جایگاهی که همسرشان نزد ایشان داشتند. همین‌طور جایگاهی که همسر آیت‌الله حسن زاده آملی (ره) نزد این عالم بزرگ و عارف داشتند. این تکریم را در فرمایش‌های بزرگان نیز به عینه می‌بینیم که نمونه‌ای از آن در کتاب «آیینه زن در جلال و جمال» آیت‌الله جوادی آملی، جلوه‌گر شده که زن در معارف وحیانی ما چه جایگاهی دارد. بنابراین در مکتب وحی چه در زمان انبیا و قبل از پیامبر شخصیتی نظیر حضرت مریم را داریم که با چه احترامی در قرآن از او یاد می‌شود و حتی از مادر او و همین طور از آسیه و دیگران و چه بعد از بعثت پیامبر که چطور از زنان با احترام یاد می‌شود، حتی در بیعت با پیامبر، قرآن کریم برای اینکه خانم‌ها در تعیین سرنوشت خودشان و جامعه‌شان سهیم باشند، بعد از اینکه بیعت با ایشان را به پیامبر دستور می‌دهد تازه هدیه و مشوقی هم برای آنها تعیین می‌کند و می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَهِ شَیْئًا وَ لَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ.» آیه می‌گوید: وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَه / برای آنها طلب مغفرت کن، علاوه بر اینکه قبول می‌کنی آنها در این فعالیت سیاسی و تأثیرگذار شرکت داشته باشند. 
ما همین احترام را در سیره حضرت امام، این عالم بزرگوار، مجاهد و عارف هم می‌بینیم که در نامه‌های ایشان به همسرشان و همین‌ور در امر کردن به فرزندان‌شان که احترام و شأن مادر خود را به احسن‌وجه نگه دارند کاملاً منعکس شده است. می‌بینیم که چطور آقا بهتر از خانم‌ها از حقوق‌شان دفاع و مطالبات و ظرفیت زنان را بیان می‌کنند. 

به نظر می‌رسد، یکی از مهم‌ترین بحران‌های شناختی حال حاضر جهان سر تعریف زن و نقش‌هایی است که او در ساحت ارتباطی خود در خانواده و جامعه عهده‌دار شده است. چرا انسان معاصر با همه تکاپو‌های خود نتوانسته است این گره را باز کند و حتی به یک معنا گره را کورتر کرده است؟ مثلاً جنبش فمنیسم در غرب تلاشی برای مقابله با جسم انگاری یا شیء انگاری یا سوژه جنسی دیدن زن بوده، اما نتوانسته است خود را با فطرت، خرد آرام و غیر هیجانی هماهنگ کند. دیدگاه شما در این باره چیست؟
علت عقب‌ماندن جامعه بشری به واسطه فقدان یا کمبود آگاهی دقیق آنها از جایگاه زن در پیشگاه خداوند است. آنچه اتفاق افتاده، این است که هنوز جوامع جهانی از جایگاه زن اطلاع ندارند و آنهایی هم که اطلاع دارند بعضاً هدفمند می‌خواهند این دیدگاه را به انحراف یا مردم را به خواب غفلت بکشانند تا به اهداف خود برسند. بنابراین ما می‌بینیم که جامعه بشری به ویژه زنان به دنبال گمشده خودش می‌گردد، اما تا به امروز نتوانسته است به آن دست پیدا کند. در آن سو به ویژه در غرب، زنان در طلب نیاز‌های اولیه خود هستند ولی متأسفانه باز هم در این زمینه دچار سوء‌استفاده فرصت طلبان شده‌اند. 
وقتی نهضت‌های فمنیستی شکل گرفت، آن زنان دنبال چه بودند؟ در حقیقت اولین گام این نهضت‌ها مطالبه حقوق اولیه انسانی بود که در غرب به زنان داده نمی‌شد. در واقع این زنان می‌خواستند، حقوق و دستمزدشان را به خودشان بدهند. به خاطر اینکه ما سال‌های متمادی در غرب شاهد بودیم، دستمزد زنی را که کار می‌کرد یا به پدرش می‌دادند یا همسرش و خود او شخصیت و شأنی نداشت و جایگاه او را به عنوان یک انسان نادیده می‌گرفتند و اساساً به خاطر همین بود که نهضت‌های فمنیستی در غرب شکل گرفت، اما در ادامه به خاطر اینکه واکنش‌های این نوع از زنان و به طور کلی جریان‌هایی که رهبری می‌کردند، مبتنی بر هیجان و نه فطرت بود دچار تندروی و افراط شدند طوری که در ادامه، این حرکت، فعالیت‌ها و موضع‌گیری آن به ضرر خانم‌ها تمام شد و سردمداران آن نیاز به تعدیل دیدگاه‌ها و رفتار‌های خود را حس کردند، اینکه برگردند به آنچه که در فطرت زنان است و خداوند در وجود آنها به ودیعه گذاشته و در نهایت باعث سعادت آنها می‌شود، اما در خیلی از موارد نتوانستند موفق شوند. وقتی شما به تاریخ اسلام نگاه می‌کنید، می‌بینید زنانی که به اسلام گرویدند خیلی بیشتر از مردانی هستند که مسلمان شدند. مثلاً همین کتاب «دختران راهی دیگر» را ببینید که به زندگی زنان امریکایی می‌پردازد که مسلمان شده‌اند. این کتاب روایتگر و بیانگر یکسری از فعالیت‌های زنان امریکا در گرویدن به اسلام است. اینکه چطور آنها خلأ معنایی بزرگی را در زندگی خود حس می‌کردند و چطور آن را در تعالیم اسلام یافتند. با این حال کشور‌های غربی هیچ‌گاه نخواسته‌اند که این حقایق در سطح عمومی عرضه شود. شما فقط به حجم محتوای اسلام هراسی نگاه کنید. چرا آنها چنین می‌کنند؟ چون منافع نظام‌های سرمایه‌داری در گرو استفاده ابزاری از زنان است تا بتوانند رونق کارخانجات، کارتل‌ها و منابع ثروت و قدرت خود را بالا ببرند و به اسم مد و فشن، تمدن و پیشرفت زنان را به میدان ابتذال بکشانند و منویات خود را پیش ببرند. 

وظیفه اندیشمندان و کنشگران مسلمان در این باره چیست؟
قابل انکار نیست بخشی از اتفاقات تلخی که در این باره دور و بر ما می‌افتد، به خاطر کم کاری‌های ما مسلمانان بوده و باید هنرمندان ما، صاحبنظران، اندیشمندان و عقلای ما پای کار بیایند، تا بتوانند تصویر واقعی مورد نظر اسلام درباره زن و خانواده را به خودمان و دیگران نشان بدهند چیزی که حضرت آقا می‌فرمایند، ما درباره زن و خانواده به دنیا پاسخگو نیستیم ما طلبکاریم و باید به عنوان یک مطالبه به موضوع زن و خانواده نگاه کنیم نه اینکه بعضاً دیده می‌شود برخی از مسئولان درصدد پاسخگویی به غرب هستند و احساس شرم می‌کنند نسبت به اینکه بتوانند از دیدگاه اسلام درباره زن دفاع کنند تو گویی این ما هستیم که باید غربی‌ها را نسبت به دیدگاه‌مان به زن اقناع و مجاب کنیم در صورتی که این رابطه کاملاً عکس است. حقوقی که در کشور ما بر اساس احکام اسلامی و آیین اسلام برای زنان در نظر گرفته شده در هیچ کجای دنیا نیست. در کشور ایران برای توانمندسازی زنان اقدامات مناسبی صورت گرفته است و در جهت شکوفایی استعداد‌های آنها، رفع نیاز‌های اولیه آنها و حفظ کرامت آنها اقدام می‌کنند. همچنین در هیچ کجای دنیا هفته‌ای به نام هفته زن و روزی به نام روز دختر که اخیراً از ما الهام گرفته‌اند، وجود نداشته و حقوق و مزایایی که برای خانم‌ها در نظر گرفته می‌شود از مهریه و نفقه تا مسائل دیگر برایشان لحاظ نمی‌شود.

 در سال‌های اخیر می‌بینیم، زنان با وجود محدودیت‌ها و سیطره انگاره‌ها و پیش فرض‌های جنسیتی در بسیاری از جوامع توانسته‌اند در حوزه علم، سیاست، هنر، ورزش و نظایر آن به دستاورد‌های بزرگی برسند. امروزه ظهور زنان سیاستمدار به عنوان نفر اول قدرت در غرب و حتی شرق امری شگفت‌آور نیست. نمونه اخیر آن مثلاً خانم مرکل در آلمان بود که توانست کارنامه نسبتاً موفقی از خود به یادگار بگذارد. آیا جهان آرام آرام به این نتیجه رسیده است که فضا را برای حضور زنان و نقش آفرینی آنان باز کند؟ آیا می‌توان این تغییرات ولو آرام و ناپایدار را گامی در جهت بسط صلح و عدالت در جهان دانست؟
 جهان امروز ما به طور کلی حاوی نگاه‌های مردسالارانه، تبعیض‌آمیز و جنسیتی است. به خاطر همین است که می‌بینیم در مجامع بین‌المللی در بسیاری از موارد حتی برای حضور زنان ماده وتویی گذاشته‌اند برای اینکه آقایان الزام داشته باشند، زنان را چه در سطح پارلمانی و چه در سطوح دیگر مثلاً همایش‌های بین‌المللی، برنامه‌ها و اجلاس‌ها مشارکت دهند. خب در بعضی موارد هم به آنها مسئولیت‌هایی سپرده می‌شود که اشاره کردید. زنان دنیا امروز در مسئولیت‌های مختلف مثل رئیس‌جمهوری و رئیس مجلس به کار گرفته می‌شوند، اما در عین حال تعداد این زنان نسبت به جمعیت و ظرفیت‌های بالای زنان بسیار بسیار محدود است و اگر در یک قاب بزرگ نگاه کنیم چندان چشمگیر نیست. زنان ۵۰ درصد جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند، اما اصلاً نمی‌بینیم، نسبت به این جمعیت، استعداد‌ها و قدرت اثرگذاری زنان توجه متناسب با آن صورت گرفته باشد. 

ارزیابی‌تان مشخصاً از اثرگذاری جنبش‌های فمنیستی چیست؟
قابل انکار نیست که به دنبال حرکت‌های فمنیستی سهمیه‌هایی از کنشگری در فضای سیاست، اقتصاد و اجتماع به زنان داده شده است. مثلاً ۳۰ درصد از پارلمان‌ها در برخی کشور‌ها مختص زنان است. بحث سر این است که هنوز در لایه‌های زیرین تفکر حاکم بر جامعه پذیرش زنان با مقاومت صورت می‌گیرد. این جریان‌های فکری نشانگر آن است که هنوز دنیا به جای اینکه توجه خود را معطوف عدالت محوری و شایسته سالاری کند، با وجود پیشرفت‌های خیره کننده در حوزه علم و فناوری هنوز زن را به عنوان جنس دوم در نظر می‌گیرد و در نهایت با فشار سهمیه، تهدیدها، اعتراض‌ها و مصوبه‌های اینچنینی می‌خواهد از حقوق زنان دفاع کند، در واقع هنوز هم ساخت فضای سیاسی در جوامع مختلف به این بینش نرسیده که به شکل طبیعی متوجه ظرفیت‌های زنان باشد و آنها را به حساب آورد. 

راهکار در چیست؟
به نظر می‌رسد، زنان خودشان باید با خودشان همبستگی داشته باشند. در واقع منتظر دیگران نمانند، بلکه خودشان به عرصه بیایند، ظرفیت‌های همدیگر را بشناسند و در جهت صحیح آن را بازنمایی کنند و به کار ببندند. موضوع اینجاست که زنان می‌توانند به این بینش برسند که بین نقش‌های خود تضاد و تباینی نبینند. زنان می‌توانند رسالت خود را در خانه و خانواده که بی‌نظیر و بی‌بدیل است به رسمیت بشناسند و به فرمایش شهید مطهری، خودشان را گرانقدر و ارزشمند بدانند. همان که حضرت آقا برای الگوی سوم مطرح می‌کنند. زنان در سطح جهان می‌توانند خودشان را در این سطح ببینند و خود را رایگان در اختیار دیگران، نگاه‌ها و برنامه‌های دیگران قرار ندهند و خودشان را موجودی ارزشمند بدانند، برای خودشان کرامت قائل باشند و به رسالت خود آگاه باشند و به آن عمل کنند. اینجاست که زنان با تجهیز به این ویژگی‌ها می‌توانند در عرصه‌های مختلف تأثیرگذار باشند، حتی اگر مسئولیت‌های سیاسی هم به آنها واگذار نشده باشد، در جهت تحقق عدالت در دنیا، در جهت برقراری صلح عادلانه بکوشند و در عین حال محور خانواده، معلم فرزندان، پشتیبان همسر و فرزندان خود و الهام بخش برای جوامع باشند. 

نقش زنان در ایفای صلح جهانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اگر زنان می‌خواهند نقش خود را در صلح جهانی به درستی ایفا کنند، این صلح را باید از صلح با خویشتن و با نقاط قوت و ضعف خود آغاز کنند و بعد در سطحی دیگر به صلح با افراد خانواده و اعضای جامعه برسند، در این صورت است که می‌توانند زمینه‌ساز ظهور آن صلح در عرصه جهانی باشند و ان‌شاء‌الله هم در دولت جهانی حضرت‌مهدی (عج) که نماد کامل صلح و عدالت است و تعداد قابل توجهی از زنان از کارگزاران حضرت هستند و هم در مقدمه‌سازی تحقق این دولت و برقراری و ظهور تمدن نوین اسلامی نقش خود را به خوبی ایفا کنند. 

نقش زن در تعالی حقوق بشر اسلامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
توسعه یک کشور با مشارکت زنان در حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن ارتباط مستقیم دارد. نگاه مسلط در کشور‌های اسلامی به خصوص ایران، این است که زنان با ظهور اسلام، نقش و موقعیتی بی‌نظیر یافته و دارای هویتی انسانی گردیده‌اند. به طوری که تساوی ارزشی بین زن و مرد و نیز یکسان بودن راه ترقی برای آن دو، یک اصل اساسی است و جزء اصول مسلم دینی به حساب می‌آید. در اصول متعدد قانون اساسی نیز به نقش زن در مشارکت‌های سیاسی، مدنی و برابری زن و مرد تأکید شده و در اسناد مهم بین‌المللی نیز ویژگی‌های توسعه پایدار حاکی از ضرورت همه جانبه بودن نقش اجتماعی، تربیتی و فرهنگی زنان در اجتماع و خانواده به صورت موزون که یکی فدای دیگری نشود، هماهنگ با ارزش‌ها و در تعامل با تحولات جهان امروزی، مشهود است. 

کرامت انسانی زن و خانواده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
کرامت یکی از مفاهیمی است که در فرهنگ اسلام با تأکید بسیار به کار رفته است؛ و مبدأ و مبنای بسیاری از حقوق مانند حق حیات، حق تشکیل خانواده، تربیت و ... واقع شده است. یکی از مباحث مهم در عرصه خانواده پژوهی، مبانی و اصولی است که خانواده سالم بر آن مبتنی بوده و این مبانی موجب استحکام نهاد خانواده می‌باشد. بی‌شک زن هم به عنوان همسر و هم به عنوان مادر، نقش و جایگاه والایی در گفتمان خانواده به ویژه در رویکرد اسلامی دارد. قرآن‌کریم و اهل‌بیت (ع) ضمن تکریم خانواده از کرامت زن سخن گفته و بر مبنای آن، حقوقی را در اجتماع و خانواده تعیین نموده است. افزون بر این، حاکم شدن اصل کرامت در خانواده و تکریم و احترام زن در خانه آثار و نتایج اخلاقی ارزشمندی دارد که موجب استحکام نهاد خانواده می‌شود.

 نقش زنان در بیداری اسلامی چگونه است؟
با اشاره به بیداری اسلامی و نقش زنان در آنها باید گفت بانوان در انقلاب اسلامی ما حضرت زهرا (س) را الگوی خود قرار داده و در عرصه مقابله با ظلم و استکبار حضور یافته‌اند. امروزه در کشور‌های غربی هم زنان به همین صورت در میادین حاضر می‌شوند. در نگاه اسلام زنان نیز باید در ساخت آینده کشورشان سهیم باشند نه این‌که نسبت به موقعیت و شرایط جامعه و محیط اطراف خود بی‌تفاوت باشند. بیداری اسلامی و مقاومت زنان در کشور‌های عربی الهام گرفته از حضور زنان در انقلاب اسلامی است و تأکید می‌کنم زنان عرب از نقشی که غربی‌ها برای آنها در نظر گرفته بودند خسته شده و دیگر نمی‌خواستند در جامعه حضوری ابزاری داشته باشند، بنابراین مانند بانوان ایرانی در جریان انقلاب‌ها فعالانه شرکت کردند تا ماهیت از دست رفته خود را به دست آورند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار