جوان آنلاین: محمد مهدی مجاهدی، پژوهشگر علوم سیاسی طی یادداشتی در کانال شخصی خود، در تحلیل تحولات جاری در منطقه از رژیم صهیونیستی به عنوان یک پروژه «خودویرانگر» یاد کرده است: دور حوادث تلخ تند شده و امواج پرفشار اخبار همه ذهن و ضمیر مردم را به سوی نومیدی از هرگونه امکان رهایی جهت داده، و با اجبار پرفشار امواج اخبار، همه سوگیرانه فکر میکنند که کار دیگر از کار گذشته و یکسره شده. در چنین وضعی، گاهی خوب است سرمان را از درون این موجهای تند و از زیر آوار اخبار بیرون بیاوریم و از افق نزدیک و بسته اینجا و اکنون فراز بگیریم و تصویر بزرگتر را در آیینه افقهای گستردهتر تماشا کنیم. این گستردن گستره دید، این کلاننگری، میتواند گاهی کمک کند که جوگیر نشویم، یعنی ذهن و روانمان زیر آوار اجبارآلود اخبار دفن و خفه نشود تا بتوانیم درکودریافتمان را از حوادث باز تنظیم و متوازن کنیم و خود را در موقعیت جدید بازیابی و بازسازی کنیم.
تصویری که در روزهای اخیر نسیم نیکلاس طالب از افق گستردهتر تحولات ترسیم میکند، به جای آرزواندیشی یا بیان آرزو در قالب اندیشه، چنین کارویژهای دارد. او مینویسد: «به یاد داشته باشیم که کشتار، هر قدر هم هوشمندانه و زیرکانه باشد، در بهترین حالت، بر بقا نمیافزاید [و چهبسا بخت فنا را بالا میبرد]. اسرائیل با نصرالله و جانشینان او نمیجنگد؛ با زمان میجنگد [یعنی دیر یا زود محکوم به فناست].» تکرار میکنم اگر بقای تو ایجاب میکند پیوسته شمار بیشتر و بیشتری از مردم را بکشی، و پای ابرقدرتی (موقت) را به میان بکشی که رژیمهای شکننده اطرافت را به توهم صلح، سر پا نگاه دارد، معنای صاف و سرراستش این است که پایدار و تابآور نیستی.»
نکته نسیم طالب این نیست که «خون بر شمشیر پیروز است» یا «خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل». بلکه در چارچوب نظریههای تکاملی بقا (بهویژه بقای ارگانیسمهای پیچیده اجتماعی و سیاسی)، او دارد نکته بنیادین دیگری را درباره منطق ناممکن امنیت و بقای رژیم اسرائیل بیان میکند. نکته نیکلاس طالب این است که علیالاصول، امنیت و قرار و ثبات پایدار در الگوریتم «پروژه دولتسازی اسرائیل» تعبیه نشده است. اسرائیل، بهمثابه یک پروژه ملت- دولتسازی، چون تداوم و بقایش در گرو کشتار همیشگی و فزاینده دیگران است و برای این کشتار و سر پا ماندن، همیشه به قیم و بزرگتر نیازمند است، محال است که با زیستمحیطش سازگار شود و به همین علت، سرنوشتی جز بیثباتی و بیقراری و ناپایداری مدام و، در نهایت، فنا و واپاشی ندارد.
پیچیدگی و پیشرفتگی عملیاتی و اطلاعاتی و جنگافزاری اسرائیل ناگزیر و همیشه نیازمند امریکا به مثابه قیمی (موقت) و در خدمت کشتار همیشگی و فزاینده دیگران در زیستمحیط این رژیم است. به همین علت، این پیچیدگیها و پیشرفتگیها، در ستیز ناگزیر و گریزناپذیر اسرائیل با زمان، چیزی بر پایداری و تابآوری این رژیم نمیافزاید. اسرائیل پروژهای خودویرانگر است.