کد خبر: 1209604
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۱
سخنان همزمان رئیس‌قوه قضائیه که «با اعتمادسازی چهره‌به‌چهره نظر ایرانیان (متخصصان) را برای بازگشت به کشور جلب کنید» و سپس وزیر ارشاد که «معین می‌تواند در ایران کنسرت بدهد» و بعد وزیر گردشگری که «قرار است در‌ها روی ایرانیان باز شود و میلیون‌ها ایرانی با امنیت و به‌راحتی وارد کشور شوند»، به چه اشاره دارد؟ آیا یعنی اتخاذ یک سیاست واحد و تصمیم‌گیری‌شده؟ لزوماً نه، اما می‌تواند به چنین سیاستی هم متصل شود. آیا این به معنای مقدمه یک عفو گسترده‌تر است؟ باز هم نه لزوماً، چون غیر از برخی دسته‌جات ضدانقلاب با جرائم تروریستی و برخی افراد با جرائم مالی و جنایی، کسان دیگر که شامل چند میلیون ایرانی خارج از کشور هستند، اتهامی ندارند که نیازی به عفو عمومی باشد. این اظهارات می‌تواند در قالب آغوش باز مام‌میهن برای همه ایرانیان تعبیر شود و کسی هم در آن تردید نکرده است. هر چه هست یک سال پس از آشوبی که برخی در خارج آن را پایان نظام می‌دانستند و برخی در داخل خود را برای شرایط جدید آماده می‌کردند، این‌گونه موضع‌گیری‌های مسئولان نظام، نشانه‌ای از اقتدار و ثبات است. عفو‌ها یا گشایش‌ها در زمان اقتدار صادر می‌شود
غلامرضا صادقیان

سخنان همزمان رئیس‌قوه قضائیه که «با اعتمادسازی چهره‌به‌چهره نظر ایرانیان (متخصصان) را برای بازگشت به کشور جلب کنید» و سپس وزیر ارشاد که «معین می‌تواند در ایران کنسرت بدهد» و بعد وزیر گردشگری که «قرار است در‌ها روی ایرانیان باز شود و میلیون‌ها ایرانی با امنیت و به‌راحتی وارد کشور شوند»، به چه اشاره دارد؟ آیا یعنی اتخاذ یک سیاست واحد و تصمیم‌گیری‌شده؟ لزوماً نه، اما می‌تواند به چنین سیاستی هم متصل شود. آیا این به معنای مقدمه یک عفو گسترده‌تر است؟ باز هم نه لزوماً، چون غیر از برخی دسته‌جات ضدانقلاب با جرائم تروریستی و برخی افراد با جرائم مالی و جنایی، کسان دیگر که شامل چند میلیون ایرانی خارج از کشور هستند، اتهامی ندارند که نیازی به عفو عمومی باشد. این اظهارات می‌تواند در قالب آغوش باز مام‌میهن برای همه ایرانیان تعبیر شود و کسی هم در آن تردید نکرده است. هر چه هست یک سال پس از آشوبی که برخی در خارج آن را پایان نظام می‌دانستند و برخی در داخل خود را برای شرایط جدید آماده می‌کردند، این‌گونه موضع‌گیری‌های مسئولان نظام، نشانه‌ای از اقتدار و ثبات است. عفو‌ها یا گشایش‌ها در زمان اقتدار صادر می‌شود. هرچند پیش‌از این هم قرار بر در‌های بسته نبوده، اما گاه سلایق‌خاص، تبدیل به قواعدعام می‌شود و ما هم به اسارت مشهورات زمانه درمی‌آییم! می‌توان گفت یکی از برکات فتنه‌ها این است که ما را به بازاندیشی در مشهورات وا می‌دارد؛ چیزی که درشرایط عادی، کمتر اتفاق می‌افتد. اکنون توجه به بازگرداندن ایرانیان، یک رویکرد اقتدارگرایانه است که در سایه بازاندیشی حاصل شده است.
سال‌ها پیش که شنیدم برخی چهره‌های موجه نظام تلاش‌هایی برای بازگرداندن متفکران ایرانی خارج از کشور داشته‌اند، می‌اندیشیدم که اگر یک عفو عمومی اعلام شود، بر اقتدار ایران، قدرتی صدچندان خواهد افزود که هم مادی و هم معنوی و راهبردی است. اما نکته اینجاست که اگر کسی می‌پرسید وقتی کسی متهم نیست، چرا باید عفو شود و با فرض یک عفو عمومی گسترده، چه تغییری حاصل می‌شود که بدون آن ممکن نیست؟ فقط می‌توانستم پاسخ دهم که اهمیت تبلیغی اعلام عفو چیزی فراتر از این واقعیت است. البته این یک نظر شخصی است، اما گمان می‌کنم در شرایط کنونی، اعلام عفو صرف‌نظر از نتایج آن، یک پیروزی اقتدارگرایانه بزرگ برای ایران است. مشخص است که بسیاری از افراد خاص که مواضع ضد جمهوری اسلامی داشته‌اند، حتی با امان‌نامه شخصی حاضر به بازگشت نیستند. نه به این‌دلیل که به امان‌نامه اعتماد ندارند، زیرا آنچه برخی از آنان گفته و کرده‌اند، از آنچه برخی هم‌اکنون در کشور آزادانه می‌گویند و عمل می‌کنند، چه‌بسا ساده‌تر و مقبول‌تر است، مسئله اینجاست که برخی برای خود نوعی از حیات سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی در خارج از کشور دست‌وپا کرده‌اند که مام‌وطن برای آنان دیگر بی‌معنا شده و بازگشت به ایران اولویت و غایت آنان نیست. مسئله اصلی در‌های باز کشور هم لزوماً برای بازگشت برخی مشاهیر نیست و اتفاقاً و دقیقاً هدف آن بازگشت متخصصان و کارآفرینان و افراد بامهارت گمنامی است که کشور به تخصص آنان نیاز دارد و آنان نیز به وطن خود دلبسته‌اند و این وسط می‌ماند فراهم‌شدن شرایط خاص. اما اگر یک یا چند نفر از مشاهیری که منتقد سخت نظام هم بوده‌اند، بازگردند، آن پیامی که می‌خواهیم به ایرانیان غیرمشهور متخصص بدهیم، به‌راحتی صادر و باور می‌شود. اسم‌آوردن از معین، خواننده ایرانی یا عادی‌شدن حضور رسانه‌ای برخی افراد که رفتنشان نوعی فرار محسوب می‌شد، این پیام را دارد که همین بازگشت ایرانیان متخصص، اما گمنام، باید با سرقطارانی از ایرانیان مشهور آغاز شود و ما نیاز به یک بازنگری در مسئله ایرانیان خارج از کشور داریم.
زمانی رفتن یک فرد فرهنگی یا متفکر منتقد یا متعرض به نظام و حتی با عنوان شدید «ضدانقلاب» شاید برای دستگاه‌های نظارتی و امنیتی نوعی برد به‌حساب می‌آمد که خیال‌شان از آثار تخریبی حضور آن‌ها در کشور راحت می‌شد، اما اکنون دنیا کوچک شده است و هیچ‌کس خارج از دسترس نیست؛ و کسی که رفته است، گویی که نرفته است و حضور دارد! یک ایرانی وطن‌پرست اگر با فراهم‌شدن شرایط به ایران بازگردد، در اینجا خود‌به‌خود برخی قواعد را هم می‌پذیرد، اما در خارج از ایران، تعهدی ندارد و حتی لجاجت‌هایی هم به‌خرج خواهد داد. نمی‌خواهم از برخی فعالان سیاسی به‌طور مشخص نام ببرم، اما می‌توان یک دسته صدتایی از کسانی که در ایران هر روز فعالیت سیاسی- از گفته و نوشته و آمدوشد- دارند، فهرست کرد که هیچ خائن به وطنی مانند آنان حرف نمی‌زند و عمل نمی‌کند. در مقابل کسانی هستند در خارج که مواضع منطقی یا اصولی می‌گیرند. حال چرا این‌ها هستند و آن‌ها نیستند؟!
بازمی‌گردم به آغاز سخن. اگر اظهارات مسئولان ایرانی و تلاش آنان برای بازگشت، مقدمه یک بازنگری در مشهورات غلط و آغازی بر یک عفو باشد، قطعاً روی اصلی آن با ایرانیان وطن‌دوست و متخصص است که دل در گرو بازگشت و خدمت به ایران دارند و ما باید این شرایط را فراهم کنیم. اما وجه تبلیغی آن در بازگشت برخی مشاهیر به‌ویژه از دسته متفکران خارج از ایران است. معنای این رخداد اگر رخ دهد، قرارگرفتن ایران در قله اقتدار و اوج اطمینان به ثبات و گام‌نهادن در مسیر جبران برخی خطا‌ها و یک جهش بزرگ‌تر به سوی آینده بهتر است. قطعاً شرایط جهانی به‌ویژه پیروزی بزرگ ایران در اثبات و القای آموزه دیرینه خود در دروغین‌بودن شعار‌های فرهنگی و حقوق‌بشری تمدن غربی، زمینه‌ساز این تصمیم بزرگ است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار