«با مسئولان بینالمللی ورزش ما خیلی حرف داریم، به آنها خیلی ایراد داریم. روزی باید به این ایرادها عادلانه رسیدگی بشود. امروز قدرتهای استعمارگر و استثمارگر و مستکبر پشتسر همه مراکز بینالمللی تقریباً ایستادهاند مانع از بررسی عادلانهاند، اما یک روز انشاءالله نوبت بررسی عادلانه به این چیزها خواهد رسید. میگویند ورزش سیاسی نیست، اما آن وقتی که احتیاج دارند که ورزش را سیاسی کنند، به بدترین شکل ورزش را سیاسی میکنند. به یک بهانهای یک کشور را از شرکت در همه آوردگاههای ورزشی بینالمللی محروم میکنند. چرا؟ شما فلانجا جنگ کردید، اما همانها ۵ هزار کودک شهید را در غزه ندیده میگیرند، آنجا ورزش نباید سیاسی بشود؟ اینجا ورزش نباید سیاسی بشود، اما آنجا به طور واضح سیاسی میشود، اشکالی هم ندارد. یک کشور را به بهانه جنگ از مسابقات جهانی محروم میکنند، اما یکی دیگر را با جنایتهای جنگی، به خاطر نسلکشی حتی محروم نمیکنند و به کلی ندیده میگیرند.»
این بخش مهمی از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار ورزشکاران و مدالآوران با ایشان است؛ سخنانی که خیلی زود با کارشکنی انگلستان در عدمصدور ویزا برای تکواندوکاران ایران حقیقت آن برای چندمین بار به همه ثابت شد؛ ثابت شد که قدرتهای استکباری هرگاه که دلشان بخواهد ورزش را به ابزاری سیاسی برای اعمال نفوذ خود تبدیل میکنند و هرگاه که نخواهند دیگران را خیلی راحت به دخالت سیاست در ورزش متهم میکنند.
در این میان، اما نباید از تلاش برای احقاق حق ورزشکاران غافل ماند. همه خوب میدانیم که دشمن در دشمنی خود کوتاه نمیآید و هر کاری که از دستش بربیاید برای ضربه زدن به ما انجام میدهد، اما اینکه مسئولان ورزش ایران برای مقابله با این شیطنتها و سیاسیکاریها چه اقداماتی میتوانند انجام دهند، نکته مهمی است که در تمام این سالها در سروصداها و حاشیههای این مسئله مغفول مانده است.
جای تأسف است که مسئولان ورزش به بهانه نفوذ و قدرت لابی برخی کشورها هیچ اقدامی انجام نمیدهند و فقط دست روی دست میگذارند تا اینگونه شاهد تضییع حقوق ورزشکاران کشورمان باشیم. این در حالی است که هر وقت حتی با سختی و مشقت زیاد به این سیاستهای کثیف اعتراض کردهایم، شاهد بودهایم ثمربخش بوده است و توانستهایم حداقل بخشی از حقوق ورزشکاران خود را زنده کنیم. ورزش ایران در بسیاری از رشتههای ورزشی از قطبهای ورزش جهان محسوب میشود و حضوری تأثیرگذار در رقابتهای بینالمللی دارد، بنابراین اینگونه نیست که کشوری به راحتی بتواند ورزشکار ایرانی را حذف کند، حتی اگر لابی و نفوذ زیاد هم داشته باشد.
اینجاست که بحث دیپلماسی ورزشی دوباره مطرح میشود؛ موضوعی که طی سالهای گذشته ثابت شده است به شدت در آن ضعف داریم و باید قوی شویم. همکاری وزارت ورزش و وزارت امور خارجه در این راه میتواند مؤثر باشد. بخش روابط بینالملل فدراسیونهای ورزشی باید در این خصوص فعالتر باشند. اینکه آنها سیاسیکاری کنند و ما تنها نظارهگر باشیم، دردی را دوا نمیکند باید تلاش کرد و اجازه نداد کشورهایی، چون انگلستان هر کاری دلشان میخواهد انجام دهند. اعتراض رسمی به فدراسیونهای جهانی یکی از مهمترین کارهاست، ضمن اینکه ایران در برخی رشتهها به عنوان قدرت جهانی آن رشته حتی میتواند مسابقات را تحریم کند.
باید برای مقابله با شیطنتهای صورتگرفته که تمامی هم ندارد، برنامه داشت، اما تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است، آنها در دشمنی خود و شیطنتهایشان محکم هستند، اما ما در احقاق حق ورزشکارانمان سست عمل میکنیم و تنها تماشاگر هستیم.