کد خبر: 1171543
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۴۰۲ - ۱۱:۵۸
آمریکن کانسروتیو می‌نویسد: مادلین آلبرایت، نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل، گفته بود کشته شدن صدها هزار کودک عراقی به خاطر تحریم‌های واشینگتن «ارزشش را دارد.» اما ما این‌طور فکر نمی‌کنیم.

به گزارش جوان آنلاین به نقل از مشرق، آمریکا طی دهه‌های گذشته عمدتاً با استفاده از دو ابزار تحریم و نیروی نظامی، جهان را به آشوب کشیده است در حالی که هزینه‌های مالی این ماجراجویی‌ها را مردم آمریکا و هزینه‌های جانی آن‌ها را سربازان آمریکایی، نیروهای متحد با این کشور، و غیرنظامیان بی‌گناه در کشورهای هدف واشینگتن پرداخت کرده‌اند. سیاست‌های مخرب آمریکا، صرف‌نظر از رفت‌وآمد مستأجران کاخ سفید، از جورج بوش پسر گرفته تا باراک اوباما، دونالد ترامپ، و اکنون جو بایدن، کم‌وبیش بدون تغییر ادامه پیدا کرده‌اند. پایگاه اینترنتی مجله‌ی آمریکایی «آمریکن کانسروتیو» طی گزارشی تحت عنوان «محدودیت‌های شماره‌ی یک[۱]» می‌نویسد نظر به شکست سیاست خارجی واشینگتن با وجود استفاده از تمام ابزارهای قدرتش، دولت بعدی آمریکا باید فضائل سیاست خارجی، مانند فروتنی، خویشتن‌داری، عمل‌گرایی، و واقع‌گرایی را بیاموزد. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، گزیده‌ای از مقاله‌ی آمریکن کانسروتیو است.

لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های محافل رسانه‌ای-اندیشکده‌ای بین‌المللی این گزارش را منتشر می‌کند و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ لزوماً مورد تأیید مشرق نیست. مخاطبان محترم توجه داشته باشید که گزارش زیر حاوی تصاویر و ویدیوهایی است که ممکن است برای برخی افراد دل‌خراش باشند.

جهان به هم ریخته، اما واشینگتن مصمم است آن را درست کند. وزیر خارجه‌ی آمریکا به سراسر جهان پرواز می‌کند و به دوست و دشمن دستور می‌دهد. اگر هم مقامات خارجی از عمل به این دستورات امتناع کنند، «عمو سام» مشت آهنینش را بیرون می‌آورد. اول، تحریم‌ها وضع می‌شوند تا از دستورات واشینگتن پشتیبانی کنند. توانایی و تمایل واشینگتن به انجام جنگ اقتصادی بی‌همتاست. آمریکا و متحدانش خونشان از سیاست‌های اجبار اقتصادی چین، مانند محدودیت‌های تجاری، ممنوعیت‌های گردشگری، و ممانعت‌های سرمایه‌گذاری، به جوش می‌آید[۲]، که قابل‌درک هم هست. با این حال، وزارت خزانه‌داری خود آمریکا تقریباً هر روز تحریم‌های اقتصادی[۳] جدیدی را وضع می‌کند. هزاران دولت، کسب‌وکار، مقام دولتی، و غیره، در حال حاضر در «فهرست بدها» ی دولت آمریکا قرار دارند[۴]. کنگره نیز بدون لحظه‌ای تفکر، چه برسد به بحث جدی، کشورهای دیگری را که تن به اوامرش ندهند، مجازات می‌کند؛ چه دوست باشند[۵]، چه دشمن. بدتر از همه، وضع تحریم‌های اقتصادی علیه ملت‌های پیشاپیش فقیر با هدف سرنگونی یا تحمیل خواسته‌های آمریکا به دولت‌هایشان است. هزینه‌ی این تحریم‌ها[۶]، که سرمایه‌گذاری، تجارت، و خدمات بین‌المللی را به‌شدت دشوار می‌کنند، از جیب مردم آمریکا پرداخت می‌شود[۷]، اما ملت‌های دیگر از این تحریم‌ها بسیار بیش‌تر آسیب می‌بینند.

تحریم‌های آمریکا هم از نظر آسیب‌هایی که می‌زنند و هم، در عین حال، از نظر ناکارآمدیشان (چنان‌که در مورد کوبا، ونزوئلا، سوریه، ایران، و کره‌ی شمالی دیده‌ایم) قابل‌توجه هستند. وقتی آمریکا کل اقتصاد یک کشور را هدف قرار می‌دهد، رنج ناشی از تحریم‌ها گسترده و گاهاً مرگ‌بار است. مقامات آمریکایی از آسیب‌هایی که تحریم‌ها به افراد بی‌گناه وارد می‌کنند، آگاه هستند، اما به هیچ عنوان برایشان اهمیتی ندارد. به عنوان نمونه، وقتی «مادلین آلبرایت» [سفیر وقت آمریکا در سازمان ملل که بعدها، بین سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱، وزیر خارجه‌ی این کشور شد] با سؤالی درباره‌ی مرگ دسته‌جمعی کودکان عراقی در اثر تحریم‌های آمریکا مواجه شد، پاسخ مشهورش این بود: «به نظر ما ارزشش را دارد.» افسوس که به‌رغم چنین هزینه‌های انسانی هنگفتی، نتایج عملی اندکی به دست آمده است. اگرچه تحریم‌های آمریکا ممکن است در نهایت رژیم‌های هدف را تضعیف کنند، اما واشینگتن تا کنون نتوانسته است اراده‌ی خود را به حتی یکی از دشمنانش تحمیل کند. با وجود سال‌ها و حتی دهه‌ها تحریم، کوبا همچنان کمونیست است؛ ونزوئلا همچنان دولتی مستبد دارد؛ کره‌ی شمالی تسلیحات هسته‌ای خود را رها نکرده؛ سوریه بشار اسد را از قدرت برکنار نکرده؛ و ایران نیز فعالیت‌های هسته‌ای خود را کنار نگذاشته است.

دومین ابزار مداخله‌ی واشینگتن، اقدام نظامی است. کافی است در برابر آمریکا مقاومت کنید؛ واشینگتن بلافاصله آمادگی آن را دارد تا به کشور شما حمله و آن را بمباران و اشغال کند! هزینه‌ی این سیاست، نجومی است و از بودجه‌ی پنتاگون شروع می‌شود. اخیراً کنگره، بودجه‌ی بی‌سابقه‌ی ۸۵۸ میلیارد دلاری را برای هزینه‌های «دفاعی» (در اصل، «حمله») تصویب کرد[۸]. سیاست به‌اصطلاح «جنگ جهانی علیه تروریسم» به‌تنهایی در نهایت حدود ۸ تریلیون دلار[۹]، شامل درمان پرسنل نظامی مجروح و معلول، هزینه خواهد داشت. آن‌چه غم‌انگیزتر است، انسان‌هایی هستند که کشته یا فلج شده‌اند. یک تخمین محافظه‌کارانه از مجموع کشته‌شدگان جنگ‌های آمریکا در دو دهه‌ی گذشته، حدود یک میلیون نفر است[۱۰]. این در حالی است که طبق برخی آمارها، تعداد عراقی‌هایی که در پی تهاجم واشینگتن به کشورشان کشته شدند به‌تنهایی چیزی نزدیک به این عدد است[۱۱]. تلفات آمریکا، شامل پرسنل نظامی و پیمانکاران، هزاران نفر بوده است. آمارهای رسمی، تعداد مجروحان را، که ده‌ها هزار نفر هستند، کم‌تر از آن‌چه که هست، گزارش می‌کنند[۱۲]. شیوع افسارگسیخته‌ی خودکشی [در میان نظامیان و کهنه‌سربازان آمریکایی] نیز تعداد کشته‌ها را افزایش داده است. آمار خودکشی‌ها بیش از چهار برابرِ تعداد نیروهایی است که در جنگ کشته شده‌اند[۱۳]. به علاوه، هزاران نفر نیز به جراحات شدید و «اختلال اضطراب پساحادثه» دچار هستند.

ضمناً فقط آمریکایی‌ها نیستند که تلفات می‌دهند: نیروهای متحد آمریکا، به‌ویژه نیروهای محلی، ده‌ها هزار نفر کشته داده‌اند. صدها هزار غیرنظامی در عراق، سوریه، و یمن، ده‌ها هزار نفر در افغانستان، و هزاران یا ده‌ها هزار نفر در لیبی، کشته شده‌اند. این درگیری‌ها تعداد زیادی را نیز زخمی و میلیون‌ها نفر را آواره کرده‌اند. اگرچه بخش عمده‌ای از این قربانیان، نتیجه‌ی اقدامات مستقیم آمریکا نبوده‌اند، اما به عنوان مثال، قربانیان غیرنظامی حملات هوایی آمریکا، بیش از آن چیزی هستند که دولت‌های این کشور اذعان کرده‌اند[۱۴]. با این وجود، تخصص اصلی آمریکا تخریب دولت‌ها و تفرقه انداختن در کشورها بوده که موجب آغاز و تداوم درگیری‌های وحشیانه و کشتار جمعی شده است. به علاوه، واشینگتن حمایت از جنگ‌افروزان دیگری، مانند عربستان، را نیز به عهده گرفته است که همچنان به قتل و غارت ادامه می‌دهند، در حالی که چشم‌انداز پیروزیشان در جنگ ناپدید شده است. این در حالی است که هیچ‌یک از جنگ‌های اخیر آمریکا هنوز صلح، ثبات، رفاه، و دموکراسی‌ای را که وعده داده شده بود، به ارمغان نیاورده‌اند.

واشینگتن جنگ با هواپیماهای بدون‌سرنشین را نیز به اوج خود رسانده و به این ترتیب در سرزمین‌های دوردست، مرگ را مهمان انسان‌ها، چه بی‌گناه و چه گناه‌کار، کرده است. درست است که این نوع جنگ، خویشتن‌دارانه‌تر از تهاجم همه‌جانبه است، اما «راحتیِ قتل با پهپاد» به خودی خود، استفاده از این ابزار را بیش‌ازحد آسان می‌کند. پهپاد، اگرچه سلاح مؤثری است، اما با بی‌دقتی و بی‌مبالاتی به کار گرفته شده و همین مسئله تأثیرات مرگ‌باری به دنبال داشته است[۱۵]. از همه بدتر، قتل‌های «شناسه‌ای[۱۶]» هستند: ترور افراد به خاطر رفتارهایی که از آن‌ها مشاهده می‌شود [و مطابق با رفتارهای مشکوک یا مجرمانه تلقی می‌گردد]، نه بر اساس اقداماتی که انجام می‌دهند [و مجرم بودن آن‌ها را اثبات می‌کند]. نمونه‌ای از اشتباهات وحشتناکی که ناگزیر در پی این نوع ترور رخ می‌دهند[۱۷]، «حمله‌ی کابل[۱۸]» همزمان با عقب‌نشینی آمریکا از افغانستان بود که یک امدادگر و چندین [هفت] کودک را کشت[۱۹].

از زمان پایان جنگ سرد تا کنون، آمریکا خطرناک‌ترین کشور جهان بوده است. اگرچه روسیه پس از حمله به اوکراین، اکنون مدعی کسب این عنوان شده، اما آمریکا، در مقایسه با روسیه، به کشورهای بیش‌تری حمله کرده، هرج‌ومرج بیش‌تری به بار آورده، و غیرنظامیان بیش‌تری را کشته است. در مورد چین، باید نیم قرن به عقب برگردیم (به زمان «انقلاب بزرگ فرهنگی کارگری[۲۰]») تا ببینیم دولت این کشور آسیب‌های انسانی قابل‌مقایسه‌ای [با آمریکا] را به بار آورده است؛ آن هم به مردم خودش [نه ملت‌های دیگر]. آمریکا همچنان قدرتمندترین کشور جهان با بزرگ‌ترین اقتصاد، بیش‌ترین نفوذ فرهنگی، و مرگ‌بارترین ارتش است. با این حال، سیاست خارجی واشینگتن به طرز وحشتناکی شکست خورده است؛ و این شکست، زمانی چشم‌گیرترین نمود را داشته که آمریکا با بیش‌ترین شدت، از طریق تحریم‌های اقتصادی یا نیروی نظامی، دست به مداخله زده است. نمود غم‌انگیزی از شکست تلاش‌های پرآب‌وتاب آمریکا در زمینه‌ی مهندسی اجتماعی بین‌المللی منظره‌ی سقوط آدم‌ها از هواپیماهایی بود که [در جریان عقب‌نشینی آمریکا از افغانستان] داشتند فرودگاه کابل را ترک می‌کردند.

تکان‌دهنده است که اعضای دستگاه سیاست خارجی آمریکا به شکل تغییرناپذیری بی‌کفایت بوده‌اند، اما در عین حال، به خاطر این بی‌کفایتی، در زندگی شغلی‌شان مجازاتی متحمل نشده‌اند. این میزان مسئولیت‌ناپذیری ننگ‌آور است. با این حال، نخبگان واشینگتن هیچ‌گاه در توجیه بی‌رحمانه‌ی تلفاتِ بعضاً عجیب‌وغریب خارجی تردید نکرده‌اند. به عنوان مثال، آلبرایت متکبرانه اصرار داشت[۲۱] که آمریکا، نسبت به سایر کشورها، می‌تواند افق‌های دوردست‌تری در آینده را ببیند؛ و به این ترتیب، سیاست‌های تهاجمی و نظامی‌گرایانه‌ی آمریکا را توجیه می‌کرد. عقیده‌ی آلبرایت، اگرچه نظر به فجایع متعدد ناشی از مداخلات آمریکا طی چند دهه‌ی اخیر، به‌وضوح مهمل است، اما در میان مقامات دیگر در واشینگتن نیز بسیار رواج دارد. جز یک مقام مفت‌خور واشینگتن، چه کس دیگری اقدامات آمریکا را دوراندیشانه و موفقیت‌آمیز ارزیابی می‌کند؟ با این وجود، چنان‌که پیش‌تر نیز اشاره شد، آلبرایت مرگ صدها هزار کودک را با این کنایه، بی‌اهمیت جلوه می‌دهد که «به نظر ما ارزشش را دارد.» شکی نیست که جورج دابلیو بوش درباره‌ی عراق، باراک اوباما درباره‌ی افغانستان، و دونالد ترامپ درباره‌ی یمن، هم همین عقیده را داشتند.

 

حال تصور کنید اگر یک مقام خارجی (مثلاً ولادیمیر پوتین یا شی جین‌پینگ) ادعایی مانند این را داشته باشند، آمریکایی‌ها چه واکنشی نشان خواهند داد. اگر رئیس‌جمهور روسیه توضیح بدهد که تلفات غیرنظامی در درگیری اوکراین تأسف‌بار، اما ضروری هستند، چه می‌شود؟ هرچه باشد، کشور او آینده‌نگری منحصربه‌فردی از خود نشان داده و بهای اقداماتش «ارزشش را دارد.» هر هزینه‌ای را، هر قدر هم که زیاد باشد، می‌شود به‌راحتی توجیه کرد، مشروط به این‌که شخص دیگری آن را بپردازد. سیاست خارجی آمریکا امروز فقط احمقانه و خودمتناقض نیست؛ بلکه عمیقاً غیراخلاقی است. واشینگتن انسان‌ها را به وسیله‌ای برای اهداف «عمو سام» تبدیل کرده و آن‌ها را وادار می‌کند بهایی را بپردازند که اغلب به قیمت جانشان تمام می‌شود. دولت بعدی آمریکا باید فضائل سیاست خارجی، مانند فروتنی، شفقت، خویشتن‌داری، همدلی، عمل‌گرایی، و واقع‌گرایی را دوباره بیاموزد. دنیا یک صفحه‌ی شطرنج جهانی نیست که سیاست‌گذاران آمریکایی حق داشته باشند در آن ویرانی به بار بیاورند و، هم پرسنل نظامی آمریکا و هم غیرنظامیان خارجی را مانند یک مشت مهره‌ی سرباز قربانی کنند.

[۱] The Limits of Number One Link

[۲] Responding to China's Global Influence Link

[۳] Sanctions Programs and Country Information Link

[۴] Time for Washington To Stop Sanctioning the World... Link

[۵] Joint statement on the re-imposition of US sanctions... Link

[۶] Report: Iran Sanctions Cost US Economy up to $۲۷۲ Billion Link

[۷] Economic Sanctions: Too Much of a Bad Thing Link

[۸] Congress Passed an $۸۵۸ Billion Military Bill. Here’s What’s in It. Link

[۹] U.S. Budgetary Costs of Post-۹/۱۱ Wars Through FY۲۰۲۲: $۸ Trillion Link

[۱۰] Human Cost of Post-۹/۱۱ Wars: Direct War Deaths in Major War Zones... Link

[۱۱] Iraq conflict has killed a million Iraqis: survey Link

[۱۲] U.S. & Allied Wounded Link

[۱۳] High Suicide Rates Among United States Service Members and Veterans of the Post-۹/۱۱ Wars Link

[۱۴] Hidden Pentagon Records Reveal Patterns of Failure in Deadly Airstrikes Link

[۱۵] Drone Strikes Reveal Uncomfortable Truth: U.S. Is Often Unsure About Who Will Die Link

[۱۶] Secret ‘Kill List’ Proves a Test of Obama’s Principles and Will Link

[۱۷] Read U.S. Central Command’s Investigation Into Botched Aug. ۲۹, ۲۰۲۱ Kabul Drone Strike Link

[۱۸] August ۲۰۲۱ Kabul drone strike Link

[۱۹] Military Investigation Reveals How the U.S. Botched a Drone Strike in Kabul Link

[۲۰] انقلاب فرهنگی چین لینک

[۲۱] Understanding the Failure of U.S. Foreign Policy: The Albright Doctrine Link

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار