«دخالت در امور داخلی ایران» ثابتترین عنصر دستگاه دیپلماسی ایالات متحده امریکا در مواجهه با جامعه ایرانی در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است، به طوری که در هنگامههای مختلف، مقامات رسمی این کشور تلاش کردهاند در قالب سخنرانی و بیانیههای سیاسی ضمن دخالت آشکار در موارد داخلی کشورمان، به تهییج و تحریک مردم علیه نظام و حاکمیت سیاسی بپردازند. این رفتار امریکاییها به ویژه در سالهای اخیر به عنوان یک اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گرفته، به گونهای که هرگاه تجمعی چند دهنفرهای در یک شهر یا استان کشور به دلیل مشکلات اقتصادی شکل گرفته است، از رئیسجمهوری امریکا گرفته تا وزیر خارجه یا سخنگوی کاخ سفید یا وزارت خارجه این کشور، نقاب خیرخواهانه به صورت زده و از لزوم احقاق حق پایمالشده جامعه ایرانی سخن به میان آوردهاند! آن هم در شرایطی که امریکا همچنان سکوی نخست دشمنیهای پایدار و دامنهدار را با جامعه ایرانی در مقابل سایر دشمنان در اختیار دارد و کمافیالسابق این رویکرد ایرانستیزانه خود را حفظ کرده است و حتی حاضر نیست کف منافع ایران در برجام را نیز تأمین کند. رفتار مداخلهجویانه امریکاییها تا به امروز نیز ادامه داشته است، به طوری که ند پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا در اظهاراتی مداخلهجویانه درباره مطالبات مردمی ایران در صفحه توئیترش نوشت: «معترضان شجاع ایرانی پای حقوق خود ایستادهاند. مردم ایران حق دارند دولتشان را بازخواست کنند. ما از حق آنها برای تجمعات مسالمتآمیز و آزادی بیان چه به شکل آنلاین و چه به شکل آفلاین (حضوری) و بدون ترس از خشونت و تلافی حمایت میکنیم.»
«سال ۸۸» اوج دشمنی امریکا با ملت ایران
بارزترین نمونه از رفتار امریکاییها را که توأمان با اظهارات مداخلهجویانه، به اعمال تحریمهای ضدانسانی متمرکز شدند، میتوان در غائله حین و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ جستوجو کرد؛ جایی که بسیاری از مقامات امریکایی در کنار متحدان اروپایی و منطقهای خود با حمایت رسمی و مستمر، به حمایت آشوبگران کف خیابان پرداختند و از لزوم فروپاشی جمهوری اسلامی ایران سخن به میان آوردند.
در واقع در همان ماههایی که خیابانهای تهران و برخی دیگر از شهرهای کشور در سال ۸۸، صحنه رفتارهای هنجارشکنانه حامیان یک کاندیدای خاص در انتخابات و جامعه بارها شاهد توهین به مقدسات در این ایام بود، مقامات غربی رفتار این افراد کف خیابان را مبتنی بر دموکراسی و آزادیخواهی توصیف و با همین بهانه انواع و اقسام فشارهای بینالمللی را علیه کشورمان اعمال کردند.
مقامات آن روز امریکا که امروز برخی از آنها در دولت جو بایدن نیز صاحب کرسی هستند، با تصور اینکه کار نظام جمهوری اسلامی ایران رو به پایان است، علاوه بر حمایتهای رسمی و سیاسی به تزریق پول از طریق واسطههای داخلی جهت تجهیز فتنهگران نیز اقدام کردند و حمایت دیپلماتیک و بینالمللی را نیز برای دستیابی به اهداف خود به عمل آوردند.
ریچارد نفیو، معاون سابق وزارت خزانهداری امریکا و طراح تحریمها علیه ایران در کتاب خود با عنوان «هنر تحریمها» با اشاره به اینکه آشوبهای کف خیابان در ایران در سال۱۳۸۸ کاخ سفید را به این نتیجه رساند که با توجه به تضعیف دولت ایران، تحریمها علیه ایران را تشدید کند، نوشت: «در نوامبر ۲۰۰۹ (آذر ۱۳۸۸) اوباما به سفیر امریکا در سازمان ملل و وزیر خارجه (خانم کلینتون) اجازه داد برنامههای خود را برای تحریم پیش ببرند.»
جان بولتون نیز که تا زمان صدور قطعنامه ۱۸۳۵ نماینده امریکا در سازمان ملل بود، درباره تأثیر فتنه ۸۸ در تشدید تحریمهای امریکا علیه ایران تأکید میکند: «این فتنه ۸۸ در ایران بود که گزینه تحریم ایران را که بیش از دو سال از دستور کار خارج شده بود، مجدداً به روی میز برگرداند.»
وضع تحریمهای ضدانسانی و همزمان خیرخواهی مردم ایران!
مدعیان حمایت از مردم ایران در همان مقطع زمانی و در حمایت از کودتاچیان داخلی قطعنامه ۱۹۲۹ را اعمال کردند؛ قطعنامهای که تحریمهای ضدانسانی علیه مردم ایران را به شکل فزایندهای گسترش داد و باعث شد مشکلات اقتصادی و معیشتی فراوانی را برای جامعه به دنبال داشته باشد. پیش از این نیز به بهانههای مختلف حقوق بشری، منطقهای و هستهای امریکا- اروپا دهها تحریم ضدانسانی علیه مردم ایران وضع کردند که میتوان شش قطعنامه صادره توسط شورای امنیت و ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل را تنها بخشی از آن دانست.
اینکه امروز نیز سخنگوی وزارت خارجه امریکا برخلاف ماهیت ایرانستیزانه کاخ سفید تلاش میکند خود را حامی مردم ایران نشان دهد، در حالی است که طی سالهای پس از انقلاب و به ویژه دو دهه اخیر، مقامات ایران با اعمال تحریمهای اولیه و ثانویه حتی دارو و موارد ضروری را که برخی از اقشار جامعه ایرانی برای زنده ماندن باید به آن دسترسی داشته باشند نیز دریغ کرده و تنها با هدف تضعیف کشور و فروپاشی نظام، گارد حمایت و دلسوزی از مردم را میگیرند، آن هم در حالی که همچنان از پاسخ به این پرسش طفره میروند که اگر جامعه ایرانی برای شما صرفاً «نقش ابزاری برای دستیابی به اهدافتان» را که همان «سقوط حاکمیت سیاسی کشور» است بازی نمیکند، چرا گستردهترین و فلجکنندهترین تحریمها را علیه جامعه ایرانی وضع کردید و به توسعه آن همچنان علاقهمند هستید؟