سرویس سیاست جوان آنلاین: دکتر ابراهیم متقی، استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران، طی یادداشتی در روزنامه صبح نو به تحلیل شرایط منطقه و جبهه مقاوت پس از ترور سردار سلیمانی پرداخت. او نوشته است:
کنشگری قدرتهای بزرگ میتواند براساس سازوکارهای متنوعی شکل بگیرد به هر میزان که اینگونه بازیگران از قدرت نرمافزاری بیشتری استفاده نمایند نشانه اراده و قابلیتی است که برای کنترل حوادث و بازیگران دارا هستند. هرگاه کشوری در فضای افول قدرت قرار گیرد طبعاً در آن شرایط تمایل به سازوکارهای نظامی و امنیتی نشان میدهد. شخصیت ترامپ نشانههایی از رهبر تاکتیکی را منعکس میسازد، ویژگی اصلی رهبر تاکتیکی آن است که برای حل موضوعات به سازوکارهای نظامی مبادرت میکند. واقعیت منطقه آن است که نیروهای مقاومت در سالهای گذشته از رشد اثربخشی، تحرک و پویایی قابل توجهی برخوردار شدهاند. نیروی مقاومت از ویژگی کنش متکی به خود در حوزه شهروندی برخوردار شده و این امر در زمره واقعیتهایی است که آینده امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد.
الگوی رفتاری دونالد ترامپ و تیم راهبردی ایالاتمتحده در دو هفته گذشته به سوی کنش عملیاتی پیش رفته است. کنش عملیاتی مشکلات امنیتی یک کشور را در کوتاهمدت کاهش داده درحالیکه واقعیت بحران باقی خواهد ماند. توییت منتشر شده در حساب کاربری ترامپ بیانگر این واقعیت است که سرویسهای امنیتی و کارگزاران راهبردی ایالاتمتحده برای توجیه سیاستهای تهاجمی خود از ادبیاتی بهره میگیرند که در قالب دفاع پیشگیرانه معنا مییابد، درحالیکه ترور سردار سلیمانی نه تنها نقض حاکمیت عراق محسوب میشود بلکه با واقعیتهای الهام بخشی نیروی قدس ایران تفاوت بنیادین را منعکس میسازد.
پرسش این است که آیا امنیت منطقهای در فضای سیاسی و شرایطی که قاسم سلیمانی وجود نداشته باشد افزایش پیدا میکند یا با چالشهای بیشتری روبهرو میشود؟ وقتیکه تمامی یگانهای دریایی و ناوهای عملیاتی آمریکا در منطقه در وضعیت آماده باش قرار میگیرد، وقتی که رژیم اسرائیل سیستم امنیت موشکی خود را در فضای مرزهای سرزمینی خود بهحال آمادهباش درمیآورد و در شرایطی که آمریکا به شهروندان خود دستور میدهد از عراق خارج شوند یا برای حفاظت از سفارت به اعزام ۷۰نیروی نظامی و تفنگدار دریایی مباردت میکند بیانگر این واقعیت است که بحران امنیتی آمریکا در منطقه تازه شروع شده است.
فضای موجود منطقهای بیانگر آن است که انجام اقدامات شتابزده از سوی جبهه مقاومت چالشهای جدیدی را برای منطقه بهوجود میآورد. از آنجایی که مطلوبیت و بقای جبهه مقاومت در فضای کنش عقلانی و انقلابی خواهد بود، بنابراین اقدام متقابل باید براساس نشانههایی از توازن انجام گیرد. بهرهگیری از سازوکارهای عملیاتی بیفرجام نتیجه راهبردی برای ایران و جبهه مقاومت ایجاد نمیکند. قاسم سلیمانی نماد اقتدار ملی ایران در محیط منطقهای و نظام جهانی بوده است، تمامی شبکههای خبری بینالمللی بخش عمدهای از برنامههای خود را به پیامدهای امنیت منطقهای بعد از سلیمانی اختصاص دادهاند. اگرچه نام و یاد سلیمانی در فضای منطقهای و تاریخ ایران همانند خشایارشاه، سورنا و شاپورذوالاکتاف در ذهنیت ایرانی جاودانه خواهد ماند، اما ایران نیز نیازمند بهرهگیری از سازوکارهایی است که بتواند اقدام متقابل، متوازن و اثربخش را به انجام رساند؛ چنین اقدامی نیازمند زمان و مکان مناسب است.
واقعیت آن است که وزارت دفاع و نهادهای نظامی آمریکا انجام چنین اقدامی را متوجه دونالد ترامپ نمودهاند، بنابراین لازم است تا آینده سیاسی و موقعیت ترامپ هدفگیری شود. هدفگیری زمانی ماهیت راهبردی دارد که اعتبار ترامپ نشانهگیری شود «سون تزو» به این موضوع اشاره داشت که نابودسازی فیزیکی هیچگاه نمیتواند برای کشورها اعتبار تلقی شود باید اعتبار و افتخارات آنان نشانهگیری شود. ضرورت کنشنامتقارن برای مقابله با الگوی تهاجمی ترامپ در شرایطی نتیجهبخش خواهدبود که اعتبار ترامپ و اثربخشی سیاست او در فضای اجتماعی کشورهای منطقه منعکس شود. اگر فضای منطقهای علیه سیاستهای ترامپ در التهاب کنش انتقادی و انتقامی قرار گیرد طبعاً اثربخشی خود را برای بیاعتبارسازی سیاست ترور از سوی دونالد ترامپ منعکس میسازد.