سرویس تاریخ جوان آنلاین: در پی فتح تهران و آغاز مشروطه دوم، صحنه سیاسی کشور مدتها صحنه کشمکش دو جناح اعتدالی و تندرو در میان مشروطهخواهان بود. این نزاع در آغاز صبغه فکری و سیاسی داشت، اما در ادامه به فاز نظامی نیز کشید. مقالی که هماینک پیش روی شماست، به بازخوانی و تحلیل یکی از رسائلی میپردازد که دموکراتها علیه اعتدالیها تدوین کردند. امید آنکه تاریخپژوهان و علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
فضای باز سیاسی پس از فتح تهران
اندکی پس از فتح تهران به دست مشروطهخواهان، حکومت موقتی به نام «هیئت مدیره» جهت اداره امور و نظارت بر دولت تشکیل شد که باید تا زمان استقرار مجلس شورای ملی دوم ادامه مییافت. این نهاد به سبب ترکیب ناهمگونی از محافظهکاران و تندروها در مسائلی همچون ماهیت حکومت مشروطه و چگونگی نوسازی مملکت نظرات متعارضی را ارائه میداد. عامل اصلی این ناموزونی به ماهیت اردوی شمال و جنوب بازمیگشت، زیرا در دسته اول به رهبری محمدولیخان سپهدار نیروهای گوناگونی همانند مجاهدان گیلانی، ارمنیهای حزب هُنچاک و داشناک، سوسیال دموکراتهای قفقازی و اعضای فرقه اجتماعیون عامیون بودند که پس از فتح پایتخت به گروههای مختلف سیاسی پیوستند. در اردوی جنوب نیز بختیاریها با نگرشی کلی به مشروطیت در پی کسب قدرت بودند و به ریاست علیقلیخان سردار اسعد وارد تهران شدند. از سویی دیگر سپهدار و سردار اسعد از زمینداران و خانهای بزرگ ایران به شمار میرفتند و با عضویتشان در «هیئت مدیره» تأثیر منفی بر اداره ایران میگذاشتند. این عامل باعث جذب اشراف و اعیان قاجار، محافظهکاران و دیوانسالاران به آنان شد که ماحصل آن جز چیرگی این افراد در رأس حاکمیت مشروطه و احیای قدرت وابستگان نظام کهن نبود. ولیکن بسیاری از روشنفکران با ایفای نقشی پررنگ در انقلاب، خاستگاهی از طبقات متوسط داشتند و در برنامهشان اصلاحات و دگرگونیهای عظیم ساختار اداری را گنجاندند تا قدرت سیاسی حافظان نظام قدیم را بکاهند. مغایرت این هدف با منافع و موقعیت اقتصادی بزرگان حکومتی عامل شکلگیری اولین احزاب و رقابتهای سیاسی بین آنان در ایران بود. سرانجام جدال ایشان در دوران انتخابات مجلس دوم آغاز شد. بدین ترتیب که برخی از افراد جناح تندرو مجلس اول همچون تقیزاده، وحیدالملک شیبانی و سیدمحمدرضا شیرازی و... فرقهای بهنام «دموکرات ایران» تشکیل دادند که به جهت همکاری تعدادی از سوسیال دموکراتها و انقلابیون قفقازی (همانند حیدرخان عمواوغلو و محمدامین رسولزاده) در تدوین مرامنامه و سازماندهی فرقه، این گروه را دارای انسجام مینمود. دموکراتها خواهان اصلاح ساختار دولت، تمرکز در کشور، تعدیل روابط ارباب و رعیت و تقسیم زمین بین رعایا بودند، اما در مقابل فرقه اجتماعیون اعتدالیون (اعتدالی) با پیوستن سیدمحمدصادق طباطبایی، علیمحمد دولتآبادی و ناصرالاسلام گیلانی و... پایهگذاری شد که با حمایت محافظهکاران، بیشتر تجار، طبقه حاکم قدیم و برخی از روحانیون بود؛ بنابراین برنامه اعتدالیون به حفظ نهادهای سیاسی و اجتماعی و امتیازات آن میپرداخت. مدتی بعد دموکراتها مرامنامه خود را در هفت قسمت و ۳۲ ماده منتشر کردند تا جهت اجرای ترقی و تکامل ایران راههای نیل به آن را برای مردم تشریح نمایند. اعتدالیون نیز دستور مسلکی خود را در هالهای از ابهام با محوریت اجتماع قوا انتشار دادند و در واقع به معرفی کلی حزب در شش بند پرداختند. این مرامنامه در نظر دموکراتها یک لفاظی بود بدین جهت آنان قصد به چالش کشاندن رقیب خویش نمودند. محمدامین رسولزاده که از جمله اعضای فعال دموکرات شناخته میشد و دارای وجهی حزبی و مطبوعاتی در نشریات سوسیالیستی و لیبرالیستی قفقاز بود، اقدام به نشر رساله «تنقید فرقه اعتدالیون یا اجتماعیون اعتدالیون» کرد تا وابستگی و پاشنه آشیل آنان به طبقه اعیان و اشراف را به مردم نشان دهد. اهمیت این رساله در کاربرد مضامین سوسیالیستی به منظور تضعیف جایگاه اعتدالیون در نزد مردم است که اگر آنان از عنوان «اجتماعیون» یا سوسیالیست در کنار نام خود پرهیز یا حداقل از حراست امتیازات اشراف و زمینداران دوری میکردند، شاید امکان تعاملشان با دموکراتها دور از ذهن نبود.
محتوای رساله سیاسی تندروها

«تنقید فرقه اعتدالیون» به دو بخش اصلی تقسیم میشود؛ اول به سبب استفاده عنوان اجتماعیون (سوسیالیست) در کنار نام فرقه اعتدالیون، به توضیح سیر تاریخی پیدایش سوسیالیسم در اروپا و تأسیس آن میپردازد که بر این پایه، سه حوزه را تشریح میکند: ۱) مالکیت خصوصی ۲) حکم قانون تکامل و ترقیات مدنی ۳) معرفی پارتی سوسیالیسم در اروپا. هدف وی از طرح این مسائل وصف تکامل و ترقی انسان در طول تاریخ است که تنها با جدال مسئله مالکیت بسط یافته و منجر به تأسیس یک حاکمیت میشود. این حکومت دارای یک پادشاه و طبقهای از اشراف و اعیان وابسته به اوست که دارای تمام امتیازات مادی و معنوی هستند؛ پادشاه و دوستان در حلقه او همیشه در کنار هم و متحدالمنافع هستند و این عامل سبب تقسیم جامعه به دو قشر دارا و ندار میشود، اما رسولزاده با ایمان به چرخه تکامل در تاریخ بر این باور است که پیشرفت ملل متمدن عالم بهواسطه انقلاب و حذف «طبقات ممتازه» میسر میباشد و این را تنها شرط ترقی یک ملت اعلام میکند، چنان که مینویسد: «ترقیات دنیا توقفپذیر نیست و قانون تکامل دارای متعلق آهنینی است...، صنوف و طبقات ممتازه که در سایه ترقیات طبیعی قانون تکامل شریک اقتدارات تامه حکمدار شدهاند مجبور میشوند که رفته رفته در این حقوق شراکت دیگران را نیز متحمل گردند... این عجز خود را ذاتاً به تجربههای زیاد دیده و حس کردهاند. تاریخ امم و گزارشهای تکامل ملل متمدنه عالم ما را در این ادعای خود دلیل واضح میباشد. تمام دول مشروطه و جمهوری امروزه اروپا که حالیه هر یکی به اندازهای و به قسمی شکل حکومت ملی را دارند این اقتدار را از چنگال طبقات ممتازه به خونریزی مدهش صاحب گردیدهاند. بلی قانون تکامل قویترین قوای کائنات است، برحسب اقتضای آن چرخ تاریخ با یک ترتیب معین لایتغیری می [گردد]و هیچ قوهای نمیتواند که آن را از حرکت خود بازدارد...». با این مقدمه، او حاکمیت و جامعه ایران را پادشاهی و طبقاتی معرفی میدارد که حال دچار انقلاب شده و توانسته نظام سلطنت مطلقه را تبدیل به مشروطیت کند ولیکن در برخورد با اشراف و زمینداران وابسته به پادشاهی موفقیت چشمگیری نداشته و در نتیجه ایران جهت تحقق ترقی میبایست تمام امتیازات و منافع این طبقه را نابود سازد. این برخورد سخت، به منظور عدم تخصیص جایگاه ویژه به اعیان و خانها در نظام جدید بود؛ بنابراین مشروطهخواهان تصمیمی برای حفظ حاکمیت نوین و آرمانهایش اخذ نمودند و آن چیزی جز ایستادگی در برابر «اعیانیت و ممتازیت» در قالب یک گروه سیاسی نبود. اشراف نیز واکنشی با ساختار «یک پارتی محافظهکاری» از خود نشان دادند تا «مقاصد استبدادیشان» را در حکومت ترویج دهند و این هیئت همان اعتدالیون بود. در حقیقت، این عبارات رسولزاده واقعیت اجتماع حافظان نظام قدیم در یک حزب، ترغیب به مبارزه آشکار با آنان و سیر خط ترقی در فضای سیاسی ایران نمایان مینمود، اما تمام این موارد در فرقه دموکرات جمع میشد چراکه این حزب مشی خود را «تکامل» و ماهیتش را اصلاح ساختار دولت میدانست که به معنای جدال با اعتدالیون سنتی بود. «تکامل» که نقطه ثقل این منازعه به شمار میرفت یادآور تئوری گئورکی پلخانف بود که استخوانبندی نظرات مارکس را داشت. بدین تفسیر که حرکت جهان مادی است و هیچ قدرتی تاب برابری با آن را ندارد. به عبارت دیگر، جبر تاریخی وجود دارد که نظامهای مطلق تبدیل به مشروطیت و یا جمهوری میشوند تا سرمایهداری بر آنان تسلط یابد و سپس با ایجاد شکافهای اقتصادی گسترده راه برای ورود سوسیالیسم به جوامع میگشاید. این قاعده در نگرش دموکراتها و رسولزاده برای جامعه عصر قاجار دستیافتنی بود بدین ترتیب که با وجود تغییر حاکمیت به مشروطه نیاز مبرم به سرنگونی سیستم ارباب- رعیتی وجود دارد تا شعارها و آرمانهای دموکراتیک در جامعه گسترش یابد و سرمایه بسیار جهت تأسیس کارخانهها وارد ایران شود. بدین شکل طبقه کارگر نیز شکل میگیرد و امواج اقتصادی تشدید مییابد سپس نوبت به سوسیالیسم میرسد؛ بنابراین «تکامل» نزد حزب دموکرات دارای چنین جایگاهی بود که در نقطه مقابل منافع اعیان و زمینداران یا اعتدالیون حرکت میکرد، زیرا آنان از پشتیبانی خانهایی همانند سپهدار برخوردار بودند که تمایل چندانی به این تغییرات نداشتند. رسولزاده با علم بر این چالش اقدام به معرفی تئوری کارل مارکس، احزاب کنسرواتیو (محافظهکار) و سوسیالیست در اروپا پرداخت تا هم عنوان «اجتماعیون اعتدالیون» را پدیدهای بدیع از سوی گروه رقیب معرفی کند و از سویی ماهیت آن را آشکار کند. البته شرح گروههای سوسیالیستی اروپا در روزنامه ایراننو وجود داشت و هدف آن مبارزه با اعتدالیون و نابودی طبقه اشراف و اربابی توسط قشر ضعیف بود؛ بنابراین مرحله مبارزه طبقاتی در بخش اول رساله رسولزاده بهصورت تکنیک بررسی شد و حال در قسمت دوم به تاکتیک آن بر اساس سه مسئله اصلی سوسیالیسم یعنی مساوات، پارلمانتاریزم و دموکراسی میپرداخت. مطابق مرامنامه یک صفحهای اعتدالیون، پیروزی لوای مشروطه تنها با یاری یک دین بود که این در نظر وی، سایر اقوام و ادیان در ایران را خط بطلان میکشید: «دعوای استبداد و مشروطه یک دعوای حقوقی است و در حقوق هم تمام ابنای ایران بدون فرق نژاد و مذهب شریکند.» این به معنای ارتباط موضوع حاکمیت با ملت فارغ از قومیت و آیین بود. از سویی، این مسئله سبب بحران در امور مملکتداری و عدم مشارکت سیاسی اقلیتهایی همچون یهودیان و مسیحیان در سرنوشت ایران میشد. بدیهی بود که این مسئله با مساوات مغایرت داشت و رسولزاده پیشنهاد اتحاد بین ادیان و اقوام ایران را جهت رفع تبعیض بین آنان، بیان کرد. از سویی دیگر اعتدالیون آرای سیاسی مردم را یکسان میپنداشتند و این برای رسولزاده «تمام ملت را به یک پارتی متحد منقلب [کردن]» بود در صورتی که نظرات متنوع، نمایشِ دموکراسی و مجلسی آزاد به شمار میرفت. این موضوع، عاملی هم برای پیدایش احزاب گوناگون میشد تا اهداف و برنامههایشان را در پارلمان به بحث و گفتگو ببرند و از آن برای حل مسائل ایران استفاده کنند: «امرهم شوری بینهم از نوامیس قرآن عظیمالشأن است اگر اختلاف آرا نمیشد شورا برای چه بود؟ آیا کسی شورایی سراغ دارد که در تمام موارد موضوعه و اتفاقات ممکنه اتفاق رأی را حاصل نماید؟ آیا هیچ مرامنامه پارتی سیاسی میتواند که یک ملت مختلفالصنف و الطبقه را متحد و متفق کند؟» سرانجام نادیده انگاشتن این سه مسئله برای رسولزاده به معنای حذف اهداف دموکراتیک و رشد یک جامعه پویا در حکومت مشروطه بود که نقصی اساسی در مسلک اعتدالیون به شمار میرفت. در پایان رساله، او بدین نتیجه میرسد که مرامنامه اعتدالیون بیشتر حالتی تقلیدمانند از «اجتماعیون عامیون» را داشت تا «عده خودشان را ولو اسماً هم باشد زیاد کنند و به سواد خود، رقبای سیاسی [شان]را بترسانند...» و در واقع حضور آنان در عرصه سیاسی و منازعهشان با دموکراتها، کسب کرسی بیشتر در سکانداری ایران بود. از این رو، رسولزاده آینده آنان را بلند و پیشرفتگرا نمیپنداشت و یقین داشت که: «دوام پارتی اجتماعیون- اعتدالیون به این شکل حالیهاش قابل [قبول]نیست و حکماً محکوم به تجزیه و تقسیم است.»
بازتابهای انتشار یک رساله سیاسی
پس از انتشار رساله رسولزاده در تهران، تغییراتی مثبت برای دموکراتها و همچنین نویسنده حاصل شد که حسین پرویز، یکی از اعضای حزب دموکرات، در نامهای به حسن تقیزاده مینویسد: «کتابی هم که در تنقید فرقه اعتدالیون آقای رسولزاده نوشته... خوب میخرند. در میان مردم بد اثر نکرده و اعتدالیون را به خشم آورده و بعضیها میگویند شاید جوابی هم بنویسند، ولی گمان ندارم...». ولیکن در هر صورت، این جزوه سیاسی ماهیت سبک رقیب خود را در نظر مردم آشکار نمود و تنشی را ایجاد کرد که دموکراتها با انسجام و ترویج اهداف دلفریب دموکراتیک از یک طرف و کوشش طبقه متمول در قالب حزبی به نام اعتدالیون از سویی دیگر، پایان مشروطه و ورود بیگانگان به کشور را رقم زنند.
پینوشتها:
۱- محمدولیخان سپهدار، علیقلیخان سردار اسعد، مرتضی صنیعالدوله، حسن وثوق الدوله، سیدحسن تقیزاده، ابراهیم حکیمالملک و علیمحمد تربیت و... بود.
سهراب یزدانی، مجاهدان مشروطه، تهران، نشر نی، ۱۳۸۸، چ ۱، ص ۱۹۰،
۲- لایهای از سیاستمداران جدید همچون وثوقالدوله، احمد قوامالسلطنه و صادق مستشارالدوله
۳- ایران نو، ش ۱۰۲، ۱۸ ذیالحجه ۱۳۲۷، ص ۱،
۴- «مرامنامه فرقه سیاسی دموکرات ایران» در کتاب مرامنامهها و نظامنامههای احزاب سیاسی ایران در دومین مجلس شورای ملی، به کوشش منصوره اتحادیه، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۱، صص ۸-۳.
۵- «دستور مشروح مسلکی یا مرامنامه حزب اجتماعیون اعتدالیون»، همان، صص ۱۲۰-۹۳،
۶- محمدامین رسولزاده، «تنقید فرقه اعتدالیون یا اجتماعیون-اعتدالیون»، تهران، مطبعه فاروس، ۱۳۲۸ ق، همان، صص ۸۳-۶۰.
۷- همان، صص ۲-۶۱،
۸- همان، ص ۶۳،
۹- روزنامه ایران نو، ش ۶۵، ۲۹ شوال ۱۳۲۷، ص ۱،
۱۰- همان، ص ۶۵،
۱۱- همان جا
۱۲-همان، ش ۱۹۴، ۲۲ ربیعالثانی ۱۳۲۸، صص ۱ و ۲،
۱۳- Georgi Plekhanov. الهامبخش نخستین گروه مارکسیستهای روس و آغازگر سوسیال دموکراسی روسیه که آثار و نوشتههایش موجب پرورش چند نسل مارکسیست در روسیه همچون لنین شد. جهت اطلاعات بیشتر به کتاب ذیل مراجعه نمایید:
۱۴- میخاییل تریفونوویچ ای. اف چوک و ایرنا نیکلایونا، پلخانف، پیشاهنگ مارکسیسم در روسیه، ترجمه بابل دهقان، تهران، نشر اشاره، ۱۳۸۶،
۱۵- برنامه حزب سوسیال دموکرات روسیه، آگوست ۱۹۰۳، در پایاننامه «حزب همت از آغاز تا انجام (۱۹۲۰-۱۹۰۴)»، محمد رافعی، کارشناسی ارشد تاریخ مطالعات قفقاز، دانشگاه تهران، دی ۱۳۹۱، صص ۲۱۰-۲۰۸.
۱۶- فریدون آدمیت، فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران، تهران، پیام، ۱۳۵۴،
۱۷- این موضوع در گزارشهای رسولزاده از ایران هنگام پیروزی مشروطیت و عصر استبداد صغیر در روزنامههای قفقازی ارشاد و ترقی مشاهده میشود (محمدامین رسولزاده، گزارشهایی از انقلاب مشروطه ایران، ترجمه رحیم رئیسنیا، تهران، شیرازه، ۱۳۷۷). البته «تکامل» در روزنامه ایران نو نیز یک محور بود که بر اساس آن افکار عمومی پرورش مییافت، هم چنان که در یکی از شمارهها تشریح کرد: «انسانیت در کار شناختن خود میباشد. در احتیاجات عامه یک تناسب خیلی جدی موجود است، وقتی که یک کشفی واقع میشود و یا یک اختراع به عمل میآید، میبیند که همان اختراع و کشف باعث بعضی افکار تازه حتی لغات جدید میشود. مثلاً با تأسیس راهآهن خیلی افکار و اقوال تغییر مییابد؛ چاروادارها قاطرهای خودشان را فروخته، مثلاً در کارخانههای راهآهن میروند عمامه میفروشند و در آن جا برخلاف معیشت []بهکارگیری بعضی اصطلاحات تازه را یاد گرفته و بعضی افکار جدیدی را مأنوس میشوند...». (روزنامه ایران نو، ش ۲۰۷، جمادیالأول ۱۳۲۸، صص ۲-۱).
۱۸- قانون تکامل در اروپا بخشی از مسیر «مرکزیت سرمایه و پرولتاری شدن هیئت اجتماعیه» را طی کرده بود و تبدیل به زمینهای جهت «افکار و آمال سوسیالیستی» میشد که حال، در قالب گروههای سیاسی نوین شکل میگرفت (رسولزاده، ۱۳۲۸، صص ۱-۷۰).
۱۹- رسولزاده، ۱۳۲۸، صص ۷۴-۶۸،
۲۰- روزنامه ایران نو، ش ۲۱۲، ۱۳ جمادی الأول ۱۳۲۸، صص ۱ و ۲؛ ش ۷، ۱۴ شعبان ۱۳۲۷، ص ۱؛ ش ۱۹، ۲۹ شعبان ۱۳۲۷، صص ۱ و ۲؛ ش ۱۰۲، ۱۸ ذیالحجه ۱۳۲۷، صص ۱ و ۲،
۲۱- برنامه حزب سوسیال دموکرات روسیه، اوت ۱۹۰۳، مندرج در پایاننامه حزب همت از آغاز تا انجام
(۱۹۲۰-۱۹۰۴)، ۱۳۹۱، ص ۲۰۹،
۲۲- رسولزاده، ۱۳۲۸، ص ۷۷،
۲۳- همان، صص ۸-۷۶،
۲۴- همان، ص ۷۸.
۲۵- همان جا
۲۶- همان، ص ۸۰،
۲۷- همان، ص ۸۲،
۲۸- ۱۸ شوال ۱۳۲۸، سیدحسن تقیزاده، نامههای مشروطیت و مهاجرت، به کوشش ایرج افشار، تهران، نشر قطره، ۱۳۸۵، ص ۲۰۳