سرویس جامعه جوان آنلاین: حادثه اخیر در ورزشگاه آزادی و در جریان بازی سپاهان- پرسپولیس که به دلیل نزاع هواداران دو تیم شمار زیادی زخمی و یک کشته برجای گذاشت بار دیگر زنگ خطری جدی را برای جامعه به صدا درآورد. از داستان تئوریک «انبوه خلق» و سرایت هیجانات در چنین فضاهای پرجمعیت و هیجانزدهای که بگذریم، این سطح از خشونت در جامعه دینی ما قابل توجیه نیست و بخشی از آن به نبودن مدیریت و فقدان برنامهریزیهای مناسب در حوزه امنیت برمیگردد. موضوع ضعف آموزش هم که جای خود دارد و ظاهراً سرفصل درسی و کارگاهی «کنترل خشم» باید کمکم در مراکز آموزشی جایی برای خود باز کند و فراگیر شود. از سویی وجود آمارها را در این زمینه نیز نمیتوان نادیده گرفت، یعنی همان اعداد و درصدهایی که حکایت از رشد خشونت در شهرهای بزرگ دارد.
در گزارشهای آماری منتشر شده، رسانهها خبر از رتبه نخست شهر تهران را -یعنی پایتخت کشور و شهری که بیشترین تحصیلکرده، بیشترین دانشگاهها و مراکز فرهنگی را دارد- در نزاعهای خیابانی دادند. براساس آمار نزدیک به ۲۰ درصد مراجعات به پزشکی قانونی به دلیل نزاع مربوط به شهر تهران است. با این اوصاف میتوان گفت: آستانه تحمل مردم در روستاها و شهرهای کوچک به دلیل سبک زندگی حاکم بر آنها بالاتر است. البته با گذری در خیابانهای خلوت یک شهر کوچک و مشاهده روند نسبتاً آرام و کمشتاب زندگی در آن متوجه میشویم که استرس و هیجانات منفی و عوامل منجر به آن در این شهرها بسیار اندک بوده و برعکس، عموماً در کلانشهرها بیشتر دیده میشود. جالب است بدانیم تنها در سال ۹۵ تعداد ۶ هزار و ۹۲۸ نفر به علت صدمات ناشی از نزاع به مراکز پزشکی قانونی استان تهران مراجعه کردند و از این تعداد، ۲ هزار و ۵۹۵ نفر را زنان تشکیل میدادند. البته ممکن است رقم نزاعها بسیار بیشتر از این اعداد باشد، زیرا بسیاری از افراد به دلایل مختلف از مراجعه به پزشکی قانونی ممانعت میکنند. به هر حال این یک واقعیت است که تهرانیها در صدر جدول دعوا و زد و خورد قرار دارند و ایلامیها در سال ۹۶ کمترین میزان نزاع را داشتند. آمارها گویای آن است حدود ۵۴۴ هزار و ۴۷۰ نفر در کشور به علت نزاع به پزشکی قانونی مراجعه کردند که تهرانیها با ۹۳ هزار و ۲۹۵ مورد رکورد زدند. نکته جالب و البته نگرانکننده این است که این روند رو به رشد است و نگرانکنندهتر از آن هم این است که نزاع دومین عامل مرگ و میر در اورژانس کشور اعلام شده است.
نتایج یک مصاحبه پژوهشی نشان میدهد احساس محرومیت نسبی و پایین بودن آستانه تحمل افراد و ناتوانی در مدیریت خشم از مهمترین دلایل شیوع نزاع است. به گفته دکتر معصومه بااوش، جامعهشناس و کارشناس رسمی پایه یک دادگستری نزاع در زمره آن دسته از آسیبهایی است که با ایجاد اختلال در روابط اجتماعی، فضایی آکنده از کینه، نفرت و دشمنی را در میان افراد جامعه بهوجود میآورد و در روابط اجتماعی به عنوان یکی از آسیبهای اجتماعی که ناشی از روابط ناسالم انسانی است، از آن یاد میشود. به اعتقاد وی آموزش مهارتهای زندگی و مدیریت خشم، با افزایش آستانه تحمل افراد، آنان را از نظر سلامت روانی در وضعیت مصونیت از نزاع قرار میدهد و در حال حاضر خلأ این آموزشها در برنامههای رسانهای احساس میشود. بدون شک فرهنگسراها، سراهای محله و خانههای فرهنگ که در شهری مثل تهران به وفور وجود دارد بهترین مکانها برای آموزش مهارتهای ارتباطی و کنترل خشم هستند و در قالب همکاری بین بخشی میان دستگاههای متعدد همچون آموزش و پرورش، دانشگاهها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیروی انتظامی، وزارت بهداشت، وزارت کشور و شهرداریها میتوان دورههای کاربردی و مفیدی در این زمینه برای تمام شهروندان پیشبینی و برگزار کرد.
از سویی برخی صاحبنظران رابطه مستقیمی میان خشونت با زمینههای اجتماعی قائل هستند. در این زمینه مصطفی اقلیما، عضو هیئت علمی دانشگاه و از پیشکسوتان مددکاری اجتماعی ایران در گفتوگو با ایرنا گفته است: بسیاری از موضوعاتی که اکنون به عنوان نمودهای خشونت در جامعه ایران مطرح و بیان میشوند بیشتر باید با عنوان «آسیبهای اجتماعی» شناخته شوند که ریشه در مسائل گوناگون جامعه دارند. در برخی جوامع روانپزشکان مدعیاند پرخاشگران باید بیمار به شمار آیند، حال آنکه این سخن تنها در کشورهای جهان سوم مطرح میشود که پرخاشگری و ریشههای آن بهدرستی درک نشده است. تا زمانی که علتها شناخته و رفع نشود نمیتوان پرخاشگری را در جوامع از بین برد. درواقع خشونت و پرخاش در مسائل اجتماعی، محیطی و خانوادگی ریشه دوانده است. به گفته وی کمکاری باعث شد که پرخاشگری در جامعه ما به نوعی فرهنگ تبدیل شود زیرا نارضایتیها از مراحل نخست مورد درمان قرار نگرفت؛ حتی صحبت ما در درون خانوادهها با صدای بلند و به شکل پرخاشگرانه صورت میگیرد زیرا مردم از کودکی یاد گرفتهاند با فریاد همزمان فشارهای خود را تخلیه و از حقوق خود محافظت کنند. احساس نارضایتی و تمایل به خشونت ریشه در کمبود زیرساختها و وجود محدودیتها و محرومیتها دارد. کودکی که در شرایط مناسب رشد میکند در آینده کمتر از کودکانِ دچار کمبود، دردسرساز خواهد بود.
وی در مورد راهکارهای حل این چالش، درمان ریشهها و اصلاح زیرساختها در کشور را عاملی برای رفع خشونت و پرخاشگری ارزیابی کرده و میگوید: «رهبری همیشه از گذشته تاکنون دو رهنمود مهم را به همه مقامها و رؤسای جمهوری کشور بیان داشتهاند که دولتها باید شایستهسالاری و پاسخگویی را مورد توجه قرار دهند. اگر این دو توصیه اجرایی شود دیگر مشکل و اعتراضی پیش نخواهد آمد. اگر یک مدیر شایسته در مورد اقدامات خود پاسخگو باشد فرد به خود حق واکنش خشن نمیدهد ضمن اینکه اگر به مشکلات در همان مراحل ابتدایی رسیدگی و برای حل آن چارهای اندیشیده شود مسائل به بحران بزرگ و لاعلاج منجر نخواهند شد.»
مقام معظم رهبری بارها موضوع آسیبهای اجتماعی و اهمیت توجه عمیق و ریشهای به آن را مورد توجه و تحلیل و مسئولان امر را برای حل ریشههای فرهنگی آسیبهای اجتماعی خطاب قرار دادهاند. در پایان این نوشتار گزیدهای از این رهنمودها را مرور میکنیم:
- درست است که ما در کشور در درجه اول مسئله اقتصاد را داریم و خود مشکلات اقتصادی هم [به عنوان] یکی از آن عوامل ریشهای این مفاسد، مورد توجه ما است، لکن مسئله مفاسد اجتماعی با شرحی که در جلسه قبل داده شد، یکی از بیماریهایی است که هر روزی که بر آن بگذرد و علاج نشود، عمق بیشتری پیدا میکند و علاجش دشوارتر خواهد شد؛ لذا مسئله فوقالعاده مهم است. (۱۱ /۲/ ۹۵)
- ما مردم را باید عائله خودمان بدانیم. ما مسئولان کشوریم دیگر... این ملت، این کشور، این مرزها، این فضای زندگی، عائله ما است. به مسئله آسیبهای اجتماعی در سطح کشور جوری نگاه کنیم که اگر این آسیب در داخل خانواده خود ما بود، آنجور نگاه میکردیم. (۱۱ /۲/ ۹۵)