دنيا حيدري
جديت كميته بينالمللي المپيك در خصوص استقلال فدراسيونهاي ورزشي و عدم دخالت دولتها در امور آنها بركسي پوشيده نيست. به طوريكه حتي ديوان عدالت اداري هم حكم ابطال انتخابات فدراسيون تيراندازي به دليل دوشغله بودن مهدي هاشمي در زمان برگزاري انتخابات را ملقي ميكند. با اين وجود اما هنوز هم موجي از نگراني ورزش ايران را دربر گرفته است، چراكه مشكل اصلاح اساسنامهها همچنان به قوت خود باقي است و شايد اين كندي كار، ضربهاي گزاف و جبرانناپذير به پيكره ورزش كشور بزند!
چندي پيش بود كه بنيتميم، نايبرئيس فدراسيون كشتي از تأكيد كميته بينالمللي المپيك بعد از المپيك لندن به اصلاح اساسنامه فدراسيون ورزشي كشورها و عواقب نگرانكننده آن گفت. او همچنين تأكيد كرد كه اين كميته زمان خاصي را در اين راستا مشخص نكرده تا دست خودش براي اعمال جريمه باز باشد. اين صحبتها در حالي مطرح شد كه فدراسيون كشتي از ماهها قبل در خصوص اصلاح اساسنامه با وزارت ورزش وارد گفتوگو شده بود، اما هنوز با وجود گذشت روزها از طرح اين مسئله، هنوز هم مسئله اساسنامهها به قوت خود باقي است. به طوريكه اينبار خادم، رئيس فدراسيون كشتي به زبان آمده و با ابراز نگراني در اين خصوص ميگويد كه مسئله تعليق بسيار جدي است و براي برحذر بودن از آن بايد هرچه سريعتر اساسنامه فدراسيون اصلاح شود تا مجامع بينالمللي بهانهاي براي به چالش كشيدن كشتي ايران نداشته باشند.
اين مسئله البته تنها مختص فدراسيون كشتي نيست و فدراسيونهاي ديگر را نيز شامل ميشود. بهطوري كه وقتي ماه گذشته مبيني (كه در پي بركناري هاشمي به عنوان سرپرست فدراسيون تيراندازي منصوب ميشود)، به منظور برگزاري اجلاس سالانه فدراسيون جهاني راهي آلمان ميشود، اجازه حضور در اين اجلاس را پيدا نميكند، چراكه فدراسيون جهاني اعلام ميكند تنها سيدمهدي هاشمي و نواب نوري را به عنوان نمايندگان ايران در اين فدراسيون ميشناسد. حساسيت فدراسيون جهاني كار را به جايي ميكشاند كه سيدمهدي هاشمي مجبور ميشود به بهانه بيماري عدم حضور خود در اين اجلاس را توجيه كند تا با وجود حساسيتهاي فدراسيون جهاني، سؤالات متعدد آنها در خصوص اتفاقات فدراسيون تيراندازي ايران، اين ورزش را با مشکل روبهرو نکند. مسئلهاي كه ديوان عدالت اداري را مجاب ميكند تا در نهايت رأي خود مبني بر ابطال انتخابات فدراسيون تيراندازي و بركناري هاشمي را ملقي كند. رئيس بركنار شده فدراسيون تيراندازي با ارائه توضيحاتي ديوان عدالت اداري را مجاب ميكند كه چنين رأيي مبني بر لغو انتخابات نبايد صادر ميشد و ديوان عدالت اداري اجازه دخالت در امور فدراسيونها را ندارد و فقط ميتوانست وزارت ورزش را به عنوان متخلف اعلام کند. مسئلهاي كه باعث ميشود خطر به طور موقت از بيخ گوش تيراندازي دور شود، اما آيا هر بار ميتوان براي فرار از واقعيت به بهانههايي اينچنيني متوسل شد؟
مسئله جديتر از اين حرفهاست كه بتوان آن را با يك تلفن و بهانههايي چون بيماري حل و فصل كرد. اساسنامه فدراسيونها نياز به اصلاح دارد. آن هم نه يك اصلاح سرسري و ظاهري، بلكه اصلاحي اساسي و اصولي كه بتواند استقلال فدراسيونها را آنگونه كه مجامع بينالمللي خواستار آن هستند، تضمين كرده و دست دولت را از دخالت در امور آنها كوتاه كند. اين يك مسئله بينالمللي است كه سرپيچي از آن تاكنون كشورهاي زيادي را به مخاطره انداخته است. مسئلهاي كه ورزش ايران نيز خاطرات تلخي در راستاي آن دارد و خوب ميداند كه اين بحث به هيچ عنوان شوخي نيست و كاملاً جدي است. مسئلهاي كه انتظار ميرود وزارت ورزش بيتوجه از كنار آن عبور نكند.
خصوصاً كه در كنار سلطانيفر اين روزها مهرههايي چون داورزني، رئيس سابق فدراسيون واليبال مشغول به كار هستند. امثال داورزني كه خود سابقه حضور در فدراسيونهاي ورزشي را دارند و به طور كامل به اهميت لزوم استقلال فدراسيونهاي ورزشي طبق خواسته و نظر كميته بينالمللي المپيك واقف هستند، اما آيا اشراف كامل آنها ميتواند روند اصلاح اساسنامه را تسريع كند و مانع از تعليق ورزش ايران شود؟ خطري كه اگرچه به طور موقت از بيخ گوش فدراسيون تيراندازي گذشت، اما فدراسيون كشتي را همچنان به طور جدي تهديد ميكند.