
نویسنده: رحيم زيادعلي
انتخابات تمام شد و به حكم قانون و قواعد مردمسالاري بايد مقابل رأي ملت كه همواره براي ما «ميزان» بوده است سر تعظيم و تمكين فرود آورد و نتيجه را پذيرفت. اما تحليل رفتار مردم، گروههاي سياسي و مجريان برگزاري انتخابات موضوعي است كه باب آن تازه بعد از انتخابات گشوده ميشود و همين آسيبشناسيها و تحليل و تفسيرهاست كه ميتواند به عنوان يك تجربه، چراغ راه آينده باشد.
نظام جمهوري اسلامي ايران طي ۳۸ سال گذشته همواره در معرض رأي و نظر مردم به صورت مستقيم و غيرمستقيم بوده، به گونهاي كه طي اين سالها به صورت متوسط همه ساله شاهد برگزاري يك انتخابات و مراجعه به آراي عمومي بوده است. انتخابات دوازدهم رياست جمهوري اما به اذعان بسياري از ناظران و دستاندركاران برگزاري با تخلفات گسترده همراه بود و همين تخلفات گسترده بود که موجب شد سيد ابراهيم رئيسي به عنوان رقيب اصلي و قدرتمند رئيسجمهور منتخب، به حكم قانون دست به قلم شود و در مكاتبه با مراجع مسئول و در دفاع از حقوق شهروندان، نسبت به اين تخلفات تظلمخواهي كند. اكنون بايد منتظر ماند تا نتيجه بررسيهاي شوراي محترم نگهبان درباره اين تخلفات گسترده كه قرار است امروز اعلام شود، چيست؟
حاميان نامزد منتخب كه برخي از آنها از قضا در فتنه 88 نقشآفريني كردند، همين مقدار انتقاد قانوني را هم برنتافتند و در مقام مصلح اجتماعي برآمدند و بانگ وحدت سردادند!
رسول منتجبنيا، قائممقام حزب اعتماد ملي كه دبيركل آن به عنوان يكي از سران فتنه همچنان در حصر خانگي به سر ميبرد، در پاسخ به سؤالي درباره ضرورت وحدت، همدلي و وفاق در دوران پسا انتخابات ميگويد:در دوران تبليغات انتخابات به طور طبيعي رقابتهايي بين نامزدها و هوادارانشان به وجود ميآيد و از آنجا كه ما با فرهنگ و اخلاق اسلامي فاصله داريم، گاهي رقابتها به سمت ساختارشكني، بداخلاقي و تخريب رقيب ميرود. وي كه گويا فتنه خسارتبار سال 88 را فراموش كرده، ادامه ميدهد: وقتي يك جناح يا نامزد در انتخابات پيروز شد اگر رقابتها و صفبنديها ادامه يابد، جامعه دچار چنددستگي و پراكندگي خواهد شد و نيروها به جاي اينكه به سازندگي كشور بپردازند به حذف يكديگر و پاسخ يكديگر خواهند پرداخت.
سپس نتيجه ميگيرد: عقل سليم اقتضا ميكند بعد از اخذ رأي و اعلام نتايج بحثهاي تبليغات انتخابات تمام شود و بهجاي صحبتهايي كه در دوران تبليغات شده، جملات محبتآميز و دوستانه در اظهارات به كار رود و در عمل نيز رفت و آمد و دوستي صميمانه بين نامزدها و هواداران به جود بيايد تا نيروها متمركز و صرف پيشرفت مملكت و منافع ملي شود. جايي ديگر اسحاق جهانگيري توئيت كرد: كساني كه اين روزها بهانه سياسي ميتراشند و اما و اگر در پيروزي قاطع ملت ميكنند، به جاي تلخ كردن كام مردم، وارد بازي شيرين مردمسالاري ديني شوند. پس از آن بود كه در شبكههاي مجازي در واكنش به اين مواضع به طنز نوشته شد: 16ميليون جنگطلب و متحجر در انتخابات رأي نياوردند ولي شهر در امن و امان است اما هشت سال پيش 13 ميليون صلحطلب و متمدن رأي نياوردند، كشور هشت ماه درگير جنگ داخلي شد. البته عصبانيت اين جماعت از قانونمداري جريان انقلاب قابل درك است؛ آنها تلاش ميكردند با كشاندن مردم متدين و انقلابي به اردوكشيهاي خياباني، آثار فتنه ۸۸ را بياثر كنند كه البته با هوشمندي جبهه انقلاب خنثي شد، چراكه جريان انقلابي اهل برهم زدن بازي نيست كه اگر بود، اين اتفاق در انتخابات سال 92 سهلالوصولتر بود اما قانون را فصلالخطاب قرار داد و رئيس دولت يازدهم با تنها ۷ دهم درصد آراي بيشتر از حد نصاب به پاستور رفت.
اما تخلفات اين دوره از انتخابات تنها به زمان برگزاري محدود نميشود، بلكه پيش از آن نيز، با هزاران وعده و وعيد، مانند افزايش سه برابري يارانه سه دهك پايين، وام 10 ميليوني به دهياران و گرو گرفتن استخدام آنها در قبال رأي به نامزد مورد نظر، سهام عدالت و مواردي از اين قبيل، قدم در مسيري نهادند كه نتيجه آن در انتخابات دوازدهم رقم خورد.
سعيد حجاريان، تئوريسين اصلاحات درباره انتخابات سال 88 از عبارت «تدليس سيستماتيك» استفاده كرد. وي در همين زمينه در گفتوگويي اظهار داشته بود: چند بار گفتهام كه بحث ما اين نيست كه تخلف يا تقلب شده است. به نظر من واقعهاي اتفاق افتاده است كه اسم آن «تدليس سيستماتيك» است. در توضيح تدليس بايد بگويم كه مثلاً اگر شما سه سال در شهرداري به مردم پول بدهيد، بعد هم چهار سال در دولت به مردم سيب زميني و يارانه و پول يامفت بدهيد و رأي بخريد، تدليس سيستماتيك است. بر اين اساس نه ميگويم تقلب شده و نه ميگويم تخلف شده است. ترجيح ميدهم اسم جديدي براي آن انتخاب كنم و آن «تدليس سيستماتيك» است.
اكنون و پس از هشت سال گويي پردهاي از مصلحت حزبي و جرياني مقابل ديدگان امثال حجاريانها قرار گرفته و نميتوانند يا نميخواهند اين واقعيات را ببينند. سؤال اساسي اين است كه اگر آن اقدامات تدليس سيستماتيك بود، بازتوليد همان رفتارها در دولت همسو چه ميتواند باشد؟