سي و دومين دوره جشنواره بينالمللي فيلم فجر با تمام حواشي و مسائل متن و پيرامونياش به پايان رسيد. اين دوره از جشنواره هم مانند دورههاي قبلي و ديگر جشنوارههاي مشابه داراي نقاط قوت و ضعف متعددي بود كه پرداختن به هر كدام از آنها حوصله، زمان و فضاي موسع و مطولي را طلب ميكند كه از حوصله مخاطب خارج است. اما واقعيت اين است كه برخي مسائل روي داده در اين دوره از جشنواره وجود دارد كه نميتوان از آنها به راحتي و با تساهل و تسامحانگاري عبور كرد. يكي از آزار دهندهترين اتفاقات جشنواره جابهجايي بدون اطلاع و البته بيسر وصداي يكي از حاشيهدارترين فيلمهاي جشنواره يعني فيلم «عصباني نيستم» (ساعت 16 عصر) به كارگرداني رضا دُرميشيان بود كه آن را در روز پاياني نمايش فيلمهاي جشنواره (دوشنبه 21بهمن ماه) با فيلم «طبقه حساس» (ساعت 10 صبح) به كارگرداني كمال تبريزي، جابهجا كردند.
صرفنظر از پيگيري و چرايي پذيرش و نمايش اين فيلم در جشنواره فجر انقلاب اسلامي!توسط هيئت انتخاب و حمايت بيچون و چراي برخي مسئولان برپايي جشنواره(كه به انحاي مختلف اين حمايت خودنمايي ميكرد) از آن كه سراسر توهين و افترا به نظام مقدس اسلامي كشورمان با تشبث به توهمات فتنهگران سال 1388 و آشوب امريكايي – اسرائيلي كه به بهانههاي واهي برپا شد، ساخته شده است؛ و سعي ميكند تا به نحوي از نظام و بالاخص مردم به خاطر پس زدن و به زبالهدان تاريخ انداختن فتنهگران و حاميان و تالي تلو هايشان انتقام بگيرد؛ در حالي كه اين پيگيري به عنوان يك حق مبرهن از جانب رسانههاي ارزشي انجام خواهد شد، لازم است كه نسبت به اين جابهجايي توضيحاتي داده شود. اكثر منتقدان و خبرنگاران رسانهها كه شب قبل از اين اتفاق تا ساعات اوليه بامداد روز دوشنبه(21بهمن ماه)، به خاطر تماشاي فيلمها و ارسال مطالب مرتبط به آنها جهت انعكاس در رسانهها، در محل برپايي جشنواره حضور داشتند براي تماشا و شركت در نشست خبري فيلم «عصباني نيستم» در ساعت 16 عصر و طرح مباحث و سؤالات مختلف، برنامهريزي كرده بودند. اما در كمال تعجب و به بهانه اشكال فني و آماده نبودن فيلم «طبقه حساس» كمال تبريزي و در حالي كه مراسم استقبال از عوامل و بازيگران فيلم آقاي تبريزي بر اساس عرف جشنواره و خبررساني به حاضران انجام گرفته بود و در حالي كه همه در سالن منتظر نمايش اثر وي بودند به يكباره اعلام شد كه قرار است فيلم «عصباني نيستم» رضا دُرميشيان اكران شود! نكته جالب اينكه كمال تبريزي همان شب و در برنامه «هفت» هر گونه اطلاع، همكاري و صحت مدعاي مطرح شده را انكار كرد و گفت كه فيلمش ايرادي نداشته و شايعه همكاري او با مسئولان جشنواره براي اين جابهجايي صحت نداشته و «دروغ» است! عصر همان روز و پس از نمايش فيلم كمال تبريزي در سانس ساعت 16، چند خبرنگار با عليرضا رضاداد دبير جشنواره روبهرو شدند و طبق روال عادي از او علت اين جابهجايي را پرسيدند. آقاي دبير جشنواره كه سعي ميكرد با كشيدن دستش خودش را آزاد كند! ضمن پايين رفتن از پلهها (البته با سرعت بيشتر و اخم و درهم كشيدن صورتش) گفت برويد از دفتر من وقت بگيريد و اگر موفق شديد آن وقت در زمان مقرر شده پاسختان را ميدهم!؟ اين در حالي است كه چنين پرسش و پاسخهايي در فضاي جشنواره يك اتفاق معمولي و روتين است كه مسئولان و فيلمسازان به سؤال خبرنگاران و منتقدان با حفظ احترام پاسخ ميدهند! اما علت بازگو كردن اين اتفاق نامه جالب و البته از سر مناعت طبع او در رسانههاست كه سعي كرده است برخي توهينها و اتفاقات بد را در قالب يكسري كلمات با ظاهري فريبا اما به دور از نحوه رفتار و اعمال واقعياش، مستتر و اصطلاحاً لاپوشاني كند!
در بخشي از اين نامه آمده است: «. . . از همه هيئتهاي انتخاب و داوري كه ما را در اين راه ياري كردند و طعن و كنايهها را به جان خريدند[!] و به حرمت و احترام سينماي ايران سكوت پيشه كردند و اجازه ندادند يكپارچگي ايجاد شده در سينما خدشهدار شود[!]، سپاسگزاري ميكنم. تلاش رسانههاي گوناگون را ارج مينهيم كه در بازتاب اين رويداد مهم تلاش و كوشش كردند و هر كدام به قدر وسع[!] و به اقتضاي مسئوليت و رويكرد خود[!] به نقد و بررسي آن نشستند. ...» هرچند آقاي رضا داد سعي ميكند نحوه پردازش، ورود و نگاه رسانهها و اهالي رسانه به اتفاقات رخ داده شده در جشنواره را با رندي و زرنگي(البته به زعم خودشان)، به مسائلي از جمله «وسع!» و «اقتضاي مسئوليت!» رسانهها و خبرنگاران ارجاع بدهد؛ اما حتماً ايشان و ديگر همكارانشان به خوبي از «فراست» و «تيزهوشي» اهالي رسانه باخبر و معترفند!
از طرفي ديگر، عذر تقصير خواستن زماني موضوعيت و مدخليت داشته و موجه است كه اتفاقي غير عمدي و سهوي از جانب كسي رخ بدهد، نه اينكه مسئولي به رغم موظف بودنش به پاسخگويي و با علم به بد بودن رفتار و اعمالش، حركتي را با حالتي طلبكارانه و از سر «تبختر» و. . . در حضور برخي افراد يا به اصطلاح در «خلوت» انجام بدهد، اما بعد بيايد و با انتشار يك نامه آن هم در «جلوت» و انظار عمومي كساني كه از عمل بد و توهينآميز وي اطلاعي ندارند، اصطلاحا تيريپ «بزرگواري» و «بزرگ منشي» در بياورد! كلام آخر اينكه دوستان بزرگوار وزارت ارشاد و البته سازمان سينمايي و اطراف و اكنافش لازم است كه يكبار ديگر به جايگاه مهم، خطير و حساس مسئوليتيشان با نگاهي نه از بالا و از سر غرور و نخوت كه با مشخصههايي از جمله پاسخگويي و وظيفه شناسي و كرنش در مقابل مردم كه ولي نعمتان آنها هستند، تفكر و تعمق كنند تا انشاءالله مورد لطف پروردگار و مودت مردم قرار بگيرند!