
به گزارش فارس، حضرتآیتالله العظمی خامنهای در خطبههای نماز عید فطر سال جاری، با اشاره به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال جاری، ذات انتخابات را توأم با نوعی چالش خواندند و تأکید کردند که انتخابات، تجلی حضور مردم، مظهر مردمسالاری دینی و ذخیره و پشتوانه امنیت کشور است و باید مراقب بود که این پشتوانه بزرگ، به چالشی برای امنیت کشور تبدیل نشود.
این هشدار رهبر معظم انقلاب ما را بر آن داشت که روند چالشآفرینی برخی افراد و جریانها را در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و فتنهای که بعد از آن به وقوع پیوست، بازخوانی کنیم تا شاید در جلوگیری از تکرار چنین وقایع تلخی در انتخابات مجلس نهم مؤثر افتد.
عملکرد فتنهگران در تبدیل انتخابات سال ۸۸ به یک چالش امنیتی را میتوان به ۴ بخش "تردیدافکنی و شبههپراکنی درخصوص سلامت انتخابات"، "تشکیل کمیته صیانت از آرا"، "القای تقلب در انتخابات" و در نهایت "ایجاد آشوب و اغتشاشات خیابانی" تقسیم کرد.
خبرگزاری فارس در قسمتهای جداگانه، به بازخوانی مواضع و رفتارهای افراد و گروههای مؤثر در فتنه ۸۸ در ۴ بخش فوقالذکر میپردازد.
* نمادسازی
یکی از محورهای مشترک کودتاهای رنگی، استفاده از نمادهاست که عموماً شامل یک نماد رنگی است و در برخی کشورها مانند اوکراین شامل عبارتهای نمادین نیز میشود (عبارت نمادین در اوکراین شعار «وقتشه» بود). در گرجستان گل رز، در اوکراین رنگ نارنجی و در قرقیزستان گل لاله نمادهای انقلابهای رنگی بودند. انتخاب نماد مشترک رنگی علاوه بر این که بر جلوه تجمعات اجتماعی هواداران میافزاید، از مهمترین تاکتیکهایی است که میتواند با کم کردن و حتی از بین بردن هزینه اعتراضهای سخت مانند مقابله با پلیس و دادن شعارهای تند و ... اعتراض مدنی را به دلیل کم هزینه شدن اعتراضات، از یک سو پر دامنه و چتر پوششی آن را گسترش بدهد و از دیگر سو موجب تداوم دوره زمانی این اعتراضات شود.
در انتخابات دهم نیز رنگ سبز به عنوان نماد انتخاب شد. انتخاب رنگ سبز با توجه به موقعیت نمادین این رنگ در جامعه مذهبی ایران در کنار استفاده از شعار «اللهاکبر» که عنوانی نمادین داشت، در واقع بومی کردن روشهای انقلابهای رنگی در ایران است. تمرکز بر نماد رنگی در این انتخابات و حوادث بعد از آن به حدی بود که مانند انقلابهای رنگی در جمهوریهای استقلال یافته شوروی که به نام رنگهای نماد شده معروف شدند، این جریان نیز به جای استفاده از عنوانهای گذشته خود مانند دوم خرداد و اصلاحطلبان، نام «جنبش سبز» را برای خود انتخاب کرد.
* سازمان دهی خیابانی
یکی دیگر از روشهای انقلاب رنگی، ایجاد سازماندهی خیابانی به عنوان ابزار اعتراض و اهرم فشار برای مجبور کردن نظام و دولت و نخبگان حاکم به تن دادن به خواستههای آنهاست. سازماندهی خیابانی از قبل از انتخابات آغاز میشود و به تدریج در جریان فعالیت انتخاباتی، سازماندهی و تشکلیافتگی اصلی خود را پیدا میکند و با فراخوان جریان رهبریکننده انقلاب در برابر نهادهای رسمی و دولتی تجمع اعتراضآمیز انجام میدهند و با متوقف کردن جریان عادی کشور و یا تصرف مراکز دولتی، جریان حاکم را به پذیرش خواستههای خود، مجبور میسازند.
در گرجستان هواداران انقلاب رنگی پس از گشایش مجلس به آن یورش برده و سخنان «ادوارد شواردنادزه» را ناتمام گذاشتند و با در دست داشتن گل رز مجلس را تسخیر کردند. در اقدام دیگر نیز ساختمان ریاست جمهوری را تصرف کردند و شواردنادزه را مجبور به فرار از تفلیس کردند. بعد از بیست روز از آغاز تجمعات خیابانی که به طور متوسط بین ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر در آن شرکت میکردند، شواردنادزه از سمت خود استعفا کرد و ساکاشویلی پیروزی انقلاب رنگی را تبریک گفت.
در اوکراین و قرقیزستان نیز مشابه همین حوادث پیش آمد و جریان رهبری کننده انقلاب رنگی با استفاده از تجمعهای خیابانی به عنوان ابزار نافرمانی مدنی در پایتختهای این کشورها (کیف و بیشکک) و نهادهای دولتی طی چند روز، نخبگان حاکم را کنار زدند و پیروزی انقلاب را جشن گرفتند.
در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز از چند روز مانده به انتخابات، ستاد موسوی و عناصر محوری و تاثیرگذار، این برنامه را اجرایی و عملیاتی کردند. قربان بهزادیاننژاد، رئیس ستاد انتخاباتی موسوی ۱۲ خرداد ۸۸ طی دستورالعملی به ستادهای سراسر کشور از آنها خواست، حامیان موسوی را به صورت سازماندهی شده از چند شب باقی مانده به انتخابات به خیابانها بیاورند. تجمعات شکل گرفته خیابانی در قبل از انتخابات در واقع با هدف تمرین و ایجاد آمادگی برای تجمعاتی از نوع انقلابهای رنگی در بعد از انتخابات و اعلام نتایج آن بود.
انتشار نامه هاشمی رفسنجانی تنها سه روز پیش از انتخابات که دعوت به شورش در آن تلویحا و تصریحاً مورد توجه و تاکید بود و از دود و آتش و آتشفشان در سینه مردم سخن گفته بود، با هر انگیزه و نیتی که نوشته شده باشد، تنها در راستای گرم کردن تنور شورشهای خیابانی بعد از انتخابات، قابل ارزیابی است.
"با این همه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این برنمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت."
رفسنجانی در نامه مذکور، از فتنههای بعد از انتخابات صریحا خبر میدهد و البته با نعل وارونه زدن تلاش دارد که مسئولیت آن را به گردن رهبری بیندازد.
"از جنابعالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید."
خصوصا این که وی هیچگاه علیه این اغتشاشات حتی ماهها بعد از انتخابات نه تنها اعلام موضع منفی نکرد بلکه در مصاحبه خود به مناسبت ۱۲ فروردین ۸۹، این شورشهای براندازانه را اعتراضات مردم تحلیل کرد که اکثریت شرکتکنندگان در آن نیز معتقدان به نظام میباشند!
همچنین موسوی در مصاحبه با تایمز لندن در پاسخ به این مسئله که سیاست خارجی جمهوری اسلامی را رهبری ایران تعیین میکند؛ شما چه نقشی میتوانید درباره رابطه با آمریکا ایفا کنید؛گفته بود «زمانی که آیتالله خامنهای هم تظاهرات خیابانی را ببیند، قطعا عقبنشینی خواهد کرد.»
سید علی رضا مرندی وزیر دولت موسوی نیز در گفتوگوی مکتوب و تلفنی از موسوی میخواهد که این مسئله را تکذیب کند که موسوی چنین نمیکند.
"یکی از همین آقایان، قبل از انتخابات یک مصاحبه با «تایمز» انجام داده بود و مسائل ناروایی را نسبت به ولایت فقیه مطرح کرده بود. من و همسرم که این مطلب را در اینترنت خواندیم، برای ایشان نامه فرستادیم و انتقاد کردیم. چند روز بعد از اعلام نتایج، همین آقا به من زنگ زد و گفت: تو واقعا من را ضد ولایت فقیه میدانی؟ من جواب دادم که اگر واقعا اعتقادی به این مصاحبه نداری، آن را تکذیب کن. بگو اینها آمریکایی هستند و دروغ نوشتهاند. ولی اگر تکذیب نکنی، حرف شما محسوب میشود و مشخص میکند که شما با ولایت فقیه مشکل داری. همان موقع به او گفتم که فقط یک ساعت با خدا خلوت کن، به هر نتیجهای رسیدی بیا به مردم اعلام کن. او به من گفت که اگر به این نتیجه رسیدم که اشتباه کردهام، اعلام میکنم. حالا یا ایشان با خدا خلوت نکرده که واویلا، یا این کار را انجام داده ولی تحت تاثیر خانواده و اطرافیان است و از ترس اینکه طرد شود، به اشتباهش اعتراف نمیکند."
مصاحبه و گفتوگوی موسوی با مجله «تایم» یک روز قبل از انتخابات نیز ذهنیت وی در ارتباط با تجمعات خیابانی و استفاده از این روشها حتی در صورت پیروزی، برای به کرسی نشاندن حرفش در برابر نظام و رهبری را آشکارتر میسازد:
" تجمعات خیابانی چشمگیر هفتههای گذشته احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد."
وی در این مصاحبه در پاسخ به این سؤال که چنانچه انتخابات را ببازید، چه اتفاقی خواهد افتاد، اینگونه پاسخ میدهد: "تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط میشود و بخشهای دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود."
بیانیه اول موسوی تنها یک روز بعد از انتخابات که ضمن اعلام قطعیت تقلب در انتخابات از هواداران خود میخواهد تا رسیدن به نتیجه دلخواه به حضور و تلاش آنها نیاز است، آمادگی ذهنی و رفتاری وی را برای تجمعات خیابانی بعد از انتخابات تایید میکند «جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند... و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجهای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.»
اظهارات عفت مرعشی (همسر هاشمی رفسنجانی) در روز رایگیری مبنی بر اینکه اگر موسوی رای نیاورد، تقلب شده و مردم به خیابانها بریزند، نشان میدهد، مسئله تجمعات خیابانی بعد از انتخابات از چه وزنی در استراتژی جریان مذکور برخوردار بوده است که تا بیوت آنها نیز نفوذ داشته است.
"...اگر تقلب شود از مردم میخواهم با حضور در خیابانها واکنش نشان دهند.
اما در صورتی که تقلب انجام نشود مطمئن هستم که میرحسین موسوی رای خواهد آورد."
اظهارات عبدالله جاسبی از نزدیکان این جریان در گفتوگو با یکی از چهرههای سیاسی (دکتر شهابالدین صدر) نیز از جمله شواهدی است که نشان میدهد، استراتژی تجمعات و اردوکشیهای خیابانی، یک استراتژی از پیش اندیشیده شده و فکر شده و بر اساس طراحی و برنامهریزی است. جاسبی در این گفتوگو که چند روز پیش از روز انتخابات انجام شده است، خطاب به فرد مورد نظر میگوید: «یا موسوی برنده انتخابات میشود یا نافرمانی مدنی انجام میگردد» که اتفاقا بر روی نافرمانی تاکید داشته و سه بار این واژه را بیان میدارد.
تجمع روز دوشنبه ۲۵ خرداد و تداون آن به صورت روزانه در میدان هفت تیر و ولیعصر و ... تا روز جمعه و ایراد سخنان تحریکآمیز موسوی، کروبی و عناصری مانند فائزه هاشمی را باید در بستر این طراحیها تحلیل کرد که در واقع تکرار سناریوی انقلاب رنگی در جمهوریهای استقلال یافته شوروی بود که بعدها در راهپیمایی روز قدس، راهپیمایی ۱۳ آبان و روز عاشورا نیز ادامه یافت و به مرور ماهیت ساختارشکن خود را نشان داد.
گزارشهای تکمیلی متعاقباً طی روزهای آتی منتشر میشود.
انتهای پیام/