جوان آنلاین: مردی که سه سال قبل در جریان اختلاف مالی مرتکب قتل شدهبود، در آستانه سال جدید و رضایت دختر مقتول بخشیده شد. متهم به زودی از جنبه عمومی جرم در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشود.
عصر روز سه شنبه، شانزدهم شهریور ماه سال ۱۴۰۰ مردی در تهران به اداره پلیس رفت و از گمشدن ناگهانی برادرش به نام اکبر شکایت کرد.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: «برادرم ۶۱ سال دارد و در آپارتمانی در یکی از محلههای تهران زندگی میکند. دخترش چند روزی به مسافرت رفتهبود و ساعتی قبل با من تماس گرفت و گفت پدرش به تلفنهای او جواب نمیدهد و نگرانش است. پس از این تماس، من هم با برادرم تماس گرفتم، اما تلفن همراهش خاموش بود و تصمیم گرفتم به خانهاش بروم و سری به او بزنم. هر چقدر زنگ خانهاش را زدم، کسی جواب نداد و در را باز نکرد تا اینکه از طریق همسایههایش متوجه شدم برادرم صبح با خودرویش از خانهاش بیرون رفته و دیگر برنگشتهاست. نگرانیام بیشتر شد و به بیمارستانها و حتی پزشکی قانونی هم رفتم، اما ردی از برادر میانسالم پیدا نکردم و الان احتمال میدهم برای او اتفاقی رخ داده باشد و درخواست کمک دارم.»
اختلاف مالی
با شکایت مرد جوان، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران تحقیقات خود را درباره این حادثه آغاز کردند.
مأموران در بررسیهای فنی دریافتند مرد گمشده صبح روز حادثه برای ملاقات با یکی از دوستانش به نام صفدر از خانهاش بیرون آمده و به طرز مرموزی همراه با خودرویش ناپدید شدهاست.
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران از صفدر تحقیق کردند و وی مدعی شد از سرنوشت مرد گمشده بیخبر است. در ادامه تحقیقات مشخص شد اکبر و صفدر مدتی قبل با هم اختلاف مالی پیدا میکنند و چند باری هم درگیری و مشاجره لفظی داشتهاند. گفتههای دوستان و بستگان مرد گمشده نشان میداد صفدر در یکی از درگیریها اکبر را تهدید به مرگ هم کردهبود.
بدین ترتیب، مأموران تحقیقات خود را روی صفدر متمرکز کردند و دریافتند مرد گمشده برای آخرینبار با صفدر دیده شده و دو نفری سوار خودرو بودهاند. بنابراین مأموران صفدر را به عنوان مظنون بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
اعتراف
متهم پس از انتقال به اداره پلیس مدعی شد با مرد گمشده اختلاف مالی داشته و روز حادثه هم او را دیده است، اما پس از آن خبری از او ندارد. متهم در ادامه تلاش زیادی کرد با تناقضگویی مأموران را فریب دهد، اما وقتی با دلایل و مدارک روبهرو شد ناچار به قتل اکبر اعتراف کرد.
وی در ادعایی گفت: «چند سالی با اکبر مراوده کاری داشتم و هیچ مشکلی هم نداشتیم، اما از مدتی قبل با هم اختلاف مالی پیدا کردیم. در این مدت خیلی تلاش کردم اختلافمان حل و فصل شود، اما نتیجهای نگرفتیم و همین موضوع باعث شد چند باری ما با هم مشاجره و درگیری داشته باشیم. روز حادثه با مقتول قرار داشتم تا درباره اختلافمان با هم صحبت کنیم.»
قرار خونین
متهم ادامه داد: «وقتی با خودرویش سر قرار آمد، تصور میکردم اختلافمان به خوبی و خوشی حل شود، اما در نهایت رنگ خون گرفت و الان هم پشیمان هستم. آن روز خیلی با هم صحبت کردیم و بعد هم مثل همیشه درگیر شدیم. عصبانی شدم و او را هل دادم که سرش به میله آهنی داخل خودرو برخورد کرد و بیهوش شد. فکر کردم لحظاتی بعد به هوش میآید و حالش خوب میشود، اما او فوت کردهبود و نفس نمیکشید. خیلی ترسیدم و نمیدانستم جسد را کجا منتقل کنم. دقایقی بعد جسد را داخل خودرو گذاشتم و به بیابانهای اطراف بزرگراه ساوه رفتم. در آنجا برای اینکه ردی از خودم بهجای نگذارم، جسد را آتش زدم و بعد جسد سوخته شده را دفن کردم و به خانهام برگشتم. در این مدت عذاب وجدان رهایم نمیکرد و دو، سه باری تصمیم گرفتم خودم را به پلیس معرفی کنم، اما ترسیدم تا اینکه دستگیر شدم.»
پس از اعتراف متهم، مأموران راهی محل حادثه شدند و جسد اکبر را کشف و به پزشکی قانونی منتقل کردند. پس از شناسایی جسد و بازسازی صحنه جرم متهم راهی زندان شد.
حکم قصاص
متهم پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست در یکی از شعبههای دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد. در جلسه دادگاه، دختر مقتول به عنوان تنها اولیایدم برای قاتل درخواست قصاص کرد. قاتل در دادگاه از خودش دفاع و ادعا کرد قصد قتل نداشته و حادثه اتفاقی رخ دادهاست، اما قضات دادگاه او را مجرم شناختند و به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم روی میز خانم صادقی، قاضی شعبه یک اجرای احکام دادسرای امور جنایی قرار گرفت.
بخشش
پس از ارسال پرونده متهم به شعبه اجرای احکام، تیم صلح و سازش دادسرا به سرپرستی قاضی محمد شهریاری، سرپرست دادسرای امور جنایی تهران جلسات صلح و سازش با حضور اولیایدم و خانواده متهم برگزار کردند.
در حالی که متهم در یک قدمی چوبهدار قرار داشت، تلاشهای تیم صلح و سازش نتیجه داد و دختر مقتول به شعبه یکم اجرای احکام رفت و اعلام کرد با گرفتن دیه قاتل پدرش را در آستانه سال جدید میبخشد.
وی گفت: «پس از حادثه تصمیم داشتم قاتل پدرم را قصاص کنم، اما چند روز قبل به خاطر خانوادهاش تصمیم گرفتم در آستانه سال نو او را ببخشم.»
با اقدام خداپسندانه زن جوان متهم به زندگی دوباره بازگشت و وی به زودی از جنبه عمومی جرم در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشود.