کد خبر: 1240950
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۴۰۳ - ۰۴:۰۰
نگاهی به تاریخچه انتقاد سیاسی در مطبوعات دهه اول برقراری نظام اسلامی
کیومرث صابری: «آقای دعائی به امام گفت: ایشان فرهنگی هستند، زمانی مشاور آقای رجائی بودند، تا سال ۶۲ هم مشاور آقای خامنه‌ای بودند، الان در وزارت ارشاد هستند. امام سرش پایین بود و ذکر می‌گفت. بعد آقای دعائی گفت: آقا چرا خسته‌تان بکنم؟ شما هم که به ما نگاه نمی‌کنید، اصلاً ایشان گل آقاست. تا گفت گل آقاست، امام گفت: تویی؟ و شروع کرد به خندیدن. گفتم: برای من دعا کنید آقا که من از راه راست منحرف نشوم، کار طنز سخت است. ایشان گفت: من برای همه دعا می‌کنم که منحرف نشویم...».
انوشه میرمرعشی 

جوان آنلاین: مردم ایران از دیرباز، همیشه نسبت به مسائل و حوادث سیاسی حساس بوده و در برابر آن واکنش داشته‌اند. یکی از مصادیق بروز کنش مردم ایران در برابر مسائل و حوادث سیاسی، تبلور آن در طنزگویی و طنزنویسی بوده است. گرچه در ادبیات کهن ایران زمین به شکل مستقیم طنز سیاسی وجود نداشته، اما انتقاد به وضع موجود در قالب «هجو» و «هزل» سیاستمداران، حاکمان و مؤثرین عرصه سیاست، همیشه در تولیدات ادبی متبلور بوده است. با ورود به دوران مشروطه، اما «طنزنویسی سیاسی» رونق دوچندانی گرفت و با وجود افت و خیز‌های بسیار، در دوران پهلوی ادامه یافت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و به رغم سختی‌هایی که مردم و مسئولان نظام جمهوری اسلامی برای اداره کشور، ایجاد سازندگی و آبادانی، مقابله با ضدانقلاب و گروهک‌ها و جنگ با دشمن بعثی داشتند، از طنز سیاسی استقبال می‌کردند و موجب رونق بخشی آن بودند. در مقال پی آمده نگاهی داشته‌ایم به مقوله طنز سیاسی در مطبوعات تاریخ معاصر، از مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه طنز سیاسی دهه ۶۰. امید که مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد. 
 
 پیشینه طنز سیاسی در ایران
دوره مشروطه (از ۱۲۸۵ تا ۱۳۰۴. ش) را می‌توان دوره رشد و گسترش طنزنویسی ایرانیان دانست. با توسعه و ازدیاد چاپ انواع مطبوعه در این برهه از زمان، طنزنویسان با ورود به موضوعات مختلف اجتماعی و سیاسی، سعی در روشنگری برای مخاطب خود داشتند. گرچه باید اذعان کرد که در برخی از موارد، این طنزنویسی از دایره اخلاق و انصاف خارج می‌شد و با دروغگویی، تهمت زنی و حتی فحش نویسی همراه می‌شد. چنانچه می‌توان اوج این بی‌اخلاقی و تخریب‌ها به اسم طنز را در رفتار بعضی طنزنویسان آن دوره با آیت‌الله شهید «شیخ فضل‌الله نوری» دید. همچون شعر «میرزا ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی» که در آن از اعدام شیخ، چنین طنزسرایی (که در واقع هجوگویی) کرده است:
المنة لله که جوان شاه خجسته، 
 چون لاله رسته، بر تخت نشسته
هان!‌ای عقلا وقت گسیل وکلا شد! 
 به به چه به جا شد!
 ***
قاطرچی و الدنگ و دبوری به کجا رفت؟ 
 سوری به کجا رفت؟
یارو به درک رفت و دبوری کله پا شد
 به به چه به جا شد! 
 ***
یا شیخ نبینی تو دگر رنگ علو را!
 نه قیمه پلو را، نه قرمه چلو را!
دود دلت از داغ فسنجان به هوا شد 
 به به چه به جا شد! (۱)
البته در کنار این بی‌اخلاقی‌ها در همان دوره مشروطه طنزنویسانی بودند که با رعایت انصاف و اخلاق، انتقادات خود را از رفتار غلط سیاستمداران و دشمنان ایران در قالب طنز بیان می‌کردند و متعهدانه به دنبال اصلاح وضع موجود بودند. سید اشرف الدین گیلانی (قزوینی) و هفته‌نامه نسیم شمالش را می‌توان جزو آن طنزنویسان متعهد و وزن دار آن دوره دانست. 

 طنز سیاسی و پهلوی‌ها 
از اواخر مشروطه و سپس جنگ جهانی اول و اشغال ایران و وقوع قحطی و ناامنی، طنزنویسی در ایران کمرنگ شد و البته بعد از کودتای انگلیسی ۱۲۹۹. ش، کم رونق‌تر هم شد. گرچه هنوز مطبوعاتی بودند که افراد در آن‌ها طنز می‌نوشتند و به رفتار‌های قلدرمآبانه سردارسپه اعتراض می‌کردند. مانند شعر معروف «مظهر جمهور» میرزاده عشقی که در صفحه چهارم روزنامه قرن بیستم چاپ شد: 
من مظهر جمهورم، الدرم و بولدرم
از صدق و صفا دورم، الدرم و بولدرم
من قلدر پر زورم، الدرم و بولدرم
مأمورم و معذورم، الدرم و بولدرم
من قائد جمهورم، الدرم و بولدرم
و یا نشریه «توفیق» که در سال ۱۳۰۱. ش، انتشار آن از سوی حسین توفیق آغاز شد و با رویکری فکاهی و سیاسی، به نقد مسائل اجتماعی و سیاسی می‌پرداخت، اما واقعیت این است که عملاً پس از تاجگذاری رضاشاه، طنزنویسی سیاسی به محاق رفت و اگر هم طنزی در مطبوعات آن دوره یعنی تا شهریور ۱۳۲۰. ش، منتشر می‌شد، طنز‌هایی اجتماعی و اخلاقی، بعضاً بسیار خنثی و حتی گاهی با مضامین نازل بود، اما دوره دوم رشد طنزنویسی را می‌توان مربوط به دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت دانست. در این برهه از زمان، مطبوعات زیادی با استفاده از زبان طنز، انتقادات خود از وضع موجود، رفتار مستبدانه خاندان پهلوی، ظلم استعمار انگلیس در غارت منابع ایران و زیرسؤال بردن مشی گروه‌های سیاسی فعال در کشور بیان می‌کردند. گرچه در این دوره نیز برخی بی‌اخلاقی‌ها و فحش نویسی‌ها از سوی تعدادی از طنزنویسان وجود داشت که آفت طنز سیاسی آن دوره بود، اما واقعیت این است که حرف و مسائل مردم عادی جامعه را در آن دوره می‌توان در متون قلمی شده طنزنویسان مشاهده کرد. حتی شاید بتوان ادعا کرد اوج وطن دوستی و استقلال خواهی مردم ایران را نیز می‌توان در این دوره در اشعار ضداستعماری و به زبان طنز شاعران دید. همچون شعر معروف ابوالقاسم حالت: 
«شرکت نفت انگلیس امروز
 انگل این دیار ویران است
ورنه عنوان تلگرافی آن 
 به چه منظور انگل ایران است».
اما بعد از کودتای ۲۸ مرداد و سیطره دیکتاتوری محمدرضا پهلوی بر کشور، دوباره طنز سیاسی کمرنگ و حتی در مواردی کاملاً توقیف شد. چنانچه مجله «توفیق» در دوره دوم انتشار خود با مدیرمسئولی حسن توفیق (فرزند بنیانگذار این مجله) در زمان محمدرضا پهلوی، به دلیل چاپ مطالب طنز سیاسی با توقیف و تعطیلی‌های چندباره مواجه شد. این امر تا بدانجا پیش رفت که توفیق در تیر ۱۳۵۰. ش و در دوران نخست‌وزیری امیرعباس هویدا به دستور شخص نخست‌وزیر بسته شد و حتی در مهر ۱۳۵۱. ش، دولت با استناد به تبصره دو ماده پنج قانون مطبوعات که تصریح می‌کرد اگر روزنامه‌ای تا یک سال منتشر نشود، امتیازش لغو می‌شود، امتیاز توفیق را لغو و چاپخانه آن را نیز کاملاً تعطیل کرد! (۲) 

 انقلاب اسلامی و طنزنویسی سیاسی 
با پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد فضای باز سیاسی به یکباره انبوهی از روزنامه‌ها و مجلات، انتشار خود را با رویکرد‌های سیاسی و عقیدتی کاملاً مختلف و گاه متضاد آغاز کردند. البته همین رویکرد‌های مختلف به ویژه از سوی مطبوعاتی که با نظام جمهوری اسلامی زاویه داشتند، چند ماه پس از بهمن ۵۷ به جنگ قلمی و مطبوعاتی با حکومت اسلامی نوپای ایران انجامید. پرواضح است در آن میان مطبوعات طنز و طنزنویسان نیز همین وضعیت را داشتند، یعنی از آنجا که طنزنویسی بسیار پررونق شده بود، برخی از طنزنویسان ضدانقلاب هم با رویکردی معاندانه و بعضاً «شمشیر را از رو بسته» علیه نظام جمهوری اسلامی، رهبر کبیر انقلاب و انقلابیون مسلمان را در نوشته خود دنبال می‌کردند. 
اما اولین نشریه طنزی که بعد از انقلاب منتشر شد، «بهلول» بود که پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. ش نیز منتشر می‌شد و پس از آن تعطیل شد. به همین دلیل وقتی در آخرین روز از سال ۵۷ منتشر شد، روی جلدش نوشت: دوره جدید، سال ۲۹. 
در شش ماهه نخست سال ۵۷، نشریات طنز بسیاری منتشر شدند که از میان آن‌ها می‌توان به حاجی‌بابا، آهنگر (چلنگر)، دوره‌گرد، مش حسن، خوش‌خنده، بختک، جیغ و داد، ملانصرالدین و دخو اشاره کرد. ضمناً در بعضی از مجلات و روزنامه‌ها مثل فردوسی، بامداد و روزنامه‌های کیهان و جمهوری اسلامی هم صفحات یا ستون‌های طنز منتشر می‌شد. (۳) گاهی این مطالب طنز از سوی جریان انقلابی مسلمان نوشته می‌شد. مانند مقاله طنز «شهر فرنگ» به قلم «م. فنی» در روزنامه جمهوری اسلامی که در آن نویسنده با زبان طنز به بی‌حجابان و آرایش تند صورت برخی خانم‌ها و حرف‌های روشنفکران در زمینه اعتراض به احکام حجاب در اسلام، انتقاد کرده بود. (۴) با بالا گرفتن رویارویی جریان‌های ضدانقلاب با نظام جمهوری اسلامی در عرصه مطبوعات و به ویژه شروع اعتراضات عمومی مردم به رویکرد روزنامه‌ها و مجلاتی که رسماً به رهبری، حکومت اسلامی و انقلابیون مسلمان توهین‌های مستقیم و علنی می‌کردند، شورای انقلاب و دولت موقت به ماجرا ورود کردند. به این شکل که قرار شد با همکاری نمایندگان مطبوعات، وزارت ارشاد و شورای انقلاب، یک آیین نامه برای قانونمندی فضای مطبوعاتی کشور تنظیم شود، اما به دلیل وجود اختلافات زیاد و دعوا‌های سیاسی میان خود مطبوعاتی‌ها عملاً این آیین نامه تصویب نشد، اما دو ماه بعد از آن ماجرا و پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی از سوی نمایندگان مردم در مجلس خبرگان قانون اساسی و اشاره بند دوم اصل سوم این قانون درباره نشریات (۵)، در ۲۰ مرداد ۱۳۵۸، نخستین مجموعه مقررات مطبوعاتی در نظام جمهوری اسلامی به تصویب شورای انقلاب رسید. (۶) با تصویب «لایحه مطبوعاتی» شورای انقلاب، مطبوعاتی که نمی‌خواستند به قانون تمکین کنند، با برخورد دادستانی انقلاب اسلامی مواجه شدند و بعد از دادگاهی شدن تعدادی از مدیران مسئول چندین روزنامه و مجله به دلیل اصرار بر تخلف از قانون در دادگاه محکوم و مطبوعه ایشان توقیف و تعطیل شد. به طورمثال نشریه طنز «یاقوت» که انتشار خود را از تابستان ۱۳۵۸. ش به مدیرمسئولی مهندس یحیی خالقی (کاریکاتوریست) و سردبیری ابوالقاسم صادقی آغاز کرده بود، شامل این مورد شدند. مدیرمسئول و سردبیر این مجله که هردو از همکاران مجله طنز توفیق بودند، به دلیل رویکردی که نسبت به انقلاب اسلامی و به ویژه موضعی که علیه احکام اسلام داشتند، توسط دادستانی انقلاب اسلامی در دادگاه محکوم شده و مجله‌شان در مرداد ۱۳۵۹. ش توقیف شد. (۷) البته با شروع جنگ تحمیلی و فعالیت ضدانقلاب‌ها و سپس ترور‌های پی در پی منافقین در کشور، چاپ مطالب طنز اجتماعی و سیاسی در مطبوعات کم شد، اما قطع نشد. در طول سال‌های ۶۰ و ۶۱ با وجود وضعیت بحرانی کشور، همچنان مطالب طنز در لابه‌لای صفحات روزنامه‌ها و مجلات دیده می‌شد. یکی از مصادیق مهم این امر، انتشار مجله «فکاهیون» با مدیریت ابوالقاسم صادقی بود که از اسفند سال ۶۱ به روی دکه‌ها رفت و یکی از اتفاقات مبارک قلمداد می‌شد. در این مجله طنز افراد شاخص و طنزپردازی چون: محمد خرمشاهی، محمد حاجی حسینی، ناصر اجتهادی، سهراب اسدی، حسن زارع، خسروشاهانی، مرتضی فرجیان، محمد صالحی آرام، جواد علیزاده، محمد پورثانی، احمد عربانی، احمد عبداللهی‌نیا و بهمن عبدی که البته بعضی از آن‌ها از همکاران سابق مجله «توفیق» بودند، به فعالیت مشغول بودند. (۸)

 طنزنویسی سیاسی، بعد از آرام شدن فضای سیاسی کشور. 
اما نقطه عطف طنزنویسی سیاسی در مطبوعات و در طول سال‌های دفاع مقدس را باید در روزنامه «اطلاعات» دانست، آن هم برای چاپ ستون «دو کلمه حرف حساب» به قلم کیومرث صابری فومنی معروف به گل آقا. شروع چاپ ستون طنز دو کلمه حرف حساب به ۲۴ دی ۱۳۶۳. ش برمی‌گشت. (۹) در ماه‌های اول بیشتر موضوعات ستون «دو کلمه حرف حساب» درباره مواضع دشمنان خارجی و ضدانقلابیون داخلی علیه ایران اسلامی بود. مانند دو کلمه حرف حساب شماره ۱۷۵۰۰ روزنامه اطلاعات: «والری سوخین سخنگوی وزارت خارجه شورای شوروی، طی مصاحبه‌ای با یک روزنامه کویتی، ایران را در جنگ تحمیلی مقصر دانسته و گفته: ایران همه تلاش‌های صلح را رد کرده است. سال‌ها پیش از این یک شاعر آسیایی گفته بود: «کسی که به ما نپریده بود/ سوخین ورپریده بود». پس از پنج سال مقاومت در برابر متجاوز، امروز «تاواریش» همان را به ما می‌گوید که «عموسام» می‌گفت. همنشینی با امریکا که رفقا سال‌هاست عملش را انجام می‌دهند ولی حرفش را نمی‌زنند؛ علی القاعده باید هم چنین عواقبی داشته باشد...». 
اما بعد از چند ماه، بیشتر موضوعات ستون دو کلمه حرف حساب «گل آقا» به مسائل داخلی و به ویژه دغدغه‌های اقتصادی مردم اختصاص پیدا کرد. مانند مطلب طنز «برخورد ریشه‌ای» در دو کلمه حرف حساب شماره ۱۷۸۷۶ روزنامه اطلاعات: «از همان روز‌هایی که مسئله وصول مالیات‌ها سر زبان‌ها افتاد، هرکس برای خودش حرفی زد و طرح و پیشنهادی داد... راستش حرف بنده هم این است که اگر مسئولان مالیاتی به آن توجه کنند، خیلی خوب است. اینکه مبادا گمان کنند که مالیات‌ها را باید از صاحبان درآمد و ثروت گرفت، ابداً! امروزه دیگر ثابت شده که در قانون نباید تبعیض وجود داشته باشد، یعنی اگر قرار است مالیات بگیرند، باید از آدم‌های بی‌درآمد و بی‌ثروت شروع کنند، آن هم به صورت تصاعدی! حالا دیگر تصمیم با خودشان است. اگر می‌خواهند «برخورد ریشه‌ای» بکنند، راهش همین است که من گفتم...» (۱۰)
البته چند سال بعد از روزنامه اطلاعات، روزنامه‌های دیگر هم شروع به چاپ مطالبی طنز آن هم از نوع سیاسی کردند. مانند مطلب «طنز سیاسی» درباره مواضع بلوک غرب و شرق نسبت به فاجعه حلبچه در روزنامه «رسالت». (۱۱) گرچه باید این را در نظر داشت که بار طنز و حجم مطالب طنز روزنامه‌های دیگر، اصلاً قابل مقایسه با ستون «دو کلمه حرف حساب» روزنامه اطلاعات نبود. 

 امام خمینی (ره) و طنز سیاسی 
جالب است که امام خمینی به ستون دو کلمه حرف حساب علاقه داشتند و آن را مطالعه می‌کردند. مرحوم کیومرث صابری فومنی در سال آخر حیات امام همراه با حجت‌الاسلام سیدمحمود دعائی به دیدار ایشان می‌روند و خاطره آن دیدار را اینگونه شرح می‌دهند: «آقای دعائی گفت: ایشان فرهنگی هستند، معلم بودند، یک زمانی مشاور آقای رجائی بودند، تا سال ۶۲ مشاور آقای خامنه‌ای بودند، الان مشاور فرهنگی هستند در وزارت ارشاد. امام سرش پایین بود و ذکر می‌گفت... بعد آقای دعائی گفت: آقا چرا خسته تان بکنم؟ شما هم که به ما نگاه نمی‌کنید، اصلاً ایشان گل آقاست. تا گفت گل آقا است، امام گفت: تویی؟ و شروع کرد به خندیدن... گفتم: برای من دعا کنید آقا که من از راه راست منحرف نشوم، کار طنز سخت است. ایشان گفت: من برای همه دعا می‌کنم که منحرف نشویم. آقای دعائی گفت: آقا شما به گل آقای ما سکه نمی‌دهید؟ گفت: چرا. گویا آقای رسولی یا توسلی بودند (یادم نیست). یک کیسه فریزر پلاستیکی آوردند. توی آن سکه‌های یک قرانی بود. آن موقع با یک قرانی، فقط می‌توانستی با تلفن عمومی سکه‌ای حرف بزنی. امام دست کردند و یک مشت سکه به من دادند. ایشان بعد درِ کیسه را بستند. امام زد پشت دستش و تا سه دفعه، هر بار یک مشت سکه یک قرانی گرفتم. آن آقا که یادم نیست آقای توسلی بود یا رسولی گفت: امام به کسی سه بار سکه نمی‌دهد. من دیدم همه‌اش یک ریالی است، گفتم: قربان امام مان بروم، ماشاءالله آنقدر ولخرج هستند که ورشکسته نشوند خوب است. که ایشان به شدت خندیدند...». (۱۲)

 منابع: 
۱- بروان، ادوارد، «تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت»، ترجمه محمد عباسی، نشر علم، ۱۳۸۶. ش، ص ۱۵۰، 
۲- مدخل «حسن توفیق»، دایرة المعارف اسلامی، چاپ بنیاد فرهنگی دایرة المعارف اسلامی، تهران، چاپ ۱۳۸۱. ش 
۳- ماهنامه خردنامه همشهری، شماره ۲۰، مورخ آبان ۱۳۸۶. ش، مقاله «ستون پنجم؛ طنز مطبوعاتی بعد از انقلاب اسلامی»، نوشته محمود فرجامی 
۴- روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۳۲، مورخ شنبه ۱۶ تیر ۱۳۵۸. ش، ص ۶،
۵- در این بند آمده: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر اینکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد.» همچنین در بخش دیگری از این اصل آمده: «رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیئت منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیئت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون براساس موازین اسلامی معین می‌کند.»
۶- سیر تحول قوانین مطبوعات در ایران، محمدرضا معین فرد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۸. ش، صص ۱۳۴ و ۱۳۵، 
۷- مجله «یاقوت» در شماره ۱۱، مورخ پنج‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۵۹. ش، در صفحه روی جلد با درج کاریکاتوری به احکام اسلام درباره موسیقی‌های حرام و لهوی و ممنوعیت پخش این نوع موسیقی‌ها از صداوسیما توهین کرد. 
۸- فرجامی، محمود، خردنامه همشهری
۹- روزنامه اطلاعات، شماره ۱۷۴۹۹، مورخ دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۶۳. ش، ص ۳،
۱۰- روزنامه اطلاعات، شماره ۱۷۸۷۶، مورخ سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۵. ش، ص ۳،
۱۱- روزنامه رسالت، شماره ۹۲۶، مورخ چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۶۷. ش، ص ۸،
۱۲- خاطرات «کیومرث صابری» - گل آقا-، یادها، شماره ۱۷، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، صص ۱۵ و ۱۶

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
Mohieddin
|
France
|
۱۲:۲۹ - ۱۴۰۳/۰۵/۰۱
0
0
هرگزام یاد تو از لوح دل و جان نرود // هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود . دورود خداوند بزرک به روح مطهر شهیدان و امام شهیدان حضرت آقا روح الله خمینی رضوان الله تعالی علیه باد .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها