جوان آنلاین: ناکامی رقمخورده در لیگ ملتها، رابطه مستقیمی با اتفاقات گذشته دارد. در واقع والیبال ایران دو سالی میشود که وضعیت خوبی ندارد و این تنها به جامملتهایی که پشت سرگذاشتیم، برنـمیگــردد. دلیل ناکامیهای اخیر این است که در تمام این سالها نتوانستیم زیرساختهای خوبی بسازیم، بازیکنسازی نکردیم و همیشه با یک تیم و چند نفر خاص به مسابقات رفتیم، چون دنبال کسب نتیجه بودیم نه سازندگی و پشتوانهسازی، درست برخلاف ژاپن، به همین دلیل هم ما با ایستادن در رده پانزدهم به کار خود پایان دادیم و آنها با نایب قهرمانی.
ما فرصتهای زیادی را از دست دادیم، چه در زمان داورزنی و چه در دوره سرپرستی. هرکس به شکلی کملطفی کرد و داورزنی بیشتر. باید خیلی زودتر با یک مربی خوب صحبت میکردیم، اما این اتفاق رخ نداد و خیلی زود به پائز رسیدیم؛ مربیای که نه رزومه و شرایط خوبی داشت و نه شناختی از بازیکنان و چند جلسه بیشتر فرصت کار کردن با تیم را نداشت و در آن چند جلسه هم بدون شک نمیتوانست تواناییها و ظرفیت بازیکنان را شناسایی کند و این کار را خیلی برایش سخت کرده بود، خصوصاً که بنا به گفتههای اکبری، مشورتی هم با مشاور ایرانی خود نمیکرد و همین مسئله باعث شده بود نتواند به شناخت خوبی از تیم جهت کسب نتیجه برسد، به طوری که در هفته اول و دوم به چشم دیدیم که در تعویضها مماشات میکند و سخت تعویض میکرد چراکه شناخت کافی روی تیم و بازیکنان نداشت و همین مسئله باعث رقمخوردن هفت باخت متوالی شد؛ نتایجی که باعث از دست رفتن اعتمادبهنفس بازیکنان شده و تیم را به هم ریخته بود، حال آنکه با نشستن پیمان اکبری روی نیمکت ورق برگشت چراکه او شناخت خوبی از بازیکنان داشت و توانست از ظرفیت بازیکنان استفاده کند و چه بسا اگر بعد از دو بازی سخت و نفسگیر به فرانسه نمیخوردیم، تعداد بردهای ایران در این دوره بیشتر هم میشد، اما پرواضح است که کسب نتیجه با پیمان اکبری تنها یک مسکن بود؛ مسکنی که در آن زمان خاص خوب نتیجه داد و برای آینده باید اصولیتر تصمیمگیری کرد و گام برداشت.
خوب میدانستیم که تیم برای صعود به المپیک شانسی ندارد، خصوصاً که سرمربی هم دیر آمده بود، حال آنکه اگر قدر زمان را میدانستیم، حداقل این بود که با این حجم از باخت لیگ ملتها را به پایان نمیبردیم. صربستان با پنجشش برد به المپیک صعود کرد و ما جا ماندیم، فقط به دلیل سهلانگاریهایی که انجام شد، اما اتفاقی است که افتاده و این ناکامی میتواند تلنگری باشد برایمان تا دیگر مرتکب اشتباهات گذشته نشویم. والیبال ایران میتواند بار دیگر همانند چند سال قبل که خود را به عنوان یک پدیده در بین تیمهای مدعی مطرح کرده بود، در مسیر موفقیت گام بردارد، به شرط آنکه نخست قبول کنیم تغییر نسل تاوانها و افتوخیزهایی را به همراه دارد و باید به بازیکنان جدید جهت کسب تجربه زمان داد و دوم اینکه با یک برنامهریزی و زمانبندی اصولی پیش برویم.
تقوی یک رئیس فدراسیون جوان است با ایدههایی خوب که قولهایی در خصوص تشکیل تیمب و حضور آن در تورنمنتهای مختلف جهت کسب تجربه دارد که جای امیدواری دارد، اما نباید فراموش کنیم که در کنار این کارها باید دنبال یک مربی خوب و تراز اول و تاپلول هم باشیم تا بتوانیم چهار سال آینده یکی از مسافران المپیک باشیم. متأسفانه به دلیل نتیجهگرابودن، فرصتهای زیادی را از دست دادیم و نتوانستیم بازیکنسازی کنیم و در عوض بازیکنسالاری کردیم که نتیجه آن ناکامی رقمخورده در لیگملتها، سقوط در رنکینگ و عدمکسب سهمیه المپیک بود. نگاه اشتباهی که به بدنه تیم ما آسیب زد و کار را سخت کرد، به طوری که به عقب برگشتیم، اما تمام این ناکامیها تجربه شد و حالا باید با تفکرات درست برگردیم به موضوع و با برنامهریزی دست و اصولی، شرایط والیبال ایران را تغییر دهیم که در آن صورت میتوانیم مثل قبل حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشیم.
قطعاً میتوانیم به شرایط ایدهآلی که داشتیم برگردیم، فقط باید بتوانیم توانمندیهایی را که در سطح نوجوانان و جوانان داریم به بزرگسالان انتقال دهیم؛ اتفاقی که نیازمند یک کار زیربنایی و اصولی با تفکراتی عمیق و کارشناسانه است. باید از پیشکسوتان استخوان خردکرده در این مسیر استفاده کنیم که مشاوره درست میتواند بار دیگر والیبال ایران را به سطح اول جهان نزدیک کند، به شرط اینکه در کنار کسب نتیجه، نیمنگاهی هم به سازندگی و بازیکنسازی داشته باشیم؛ نگاهی که در فدراسیون داورزنی نبود که امروز اینچنین گرفتار شدیم!