خیانت، موضوع پروندههایی است که در شکلگیری پروندههای قضایی نقش دارد. زوجین وقتی متوجه خیانت شریک زندگی خود میشوند، چند رفتار در پیش میگیرند. گاهی دست به حذف شریک زندگی خود میزنند، گاه علیه وی طرح شکایت میکنند که امکان دارد به ندامت فرد خیانتکار و بازگشت وی به زندگی یا به طلاق منجر شود و گاه فرد چشم به روی خیانتهای همسرش ببندد و خود هم راه خیانت در پیش بگیرد و همه اینها به دلیل عدم پایبندی به اخلاق و بیتوجهی به ساختار قانونی صورت میگیرد.
اختلاف خانوادگی در بسیاری از زندگیهای مشترک با برملا شدن خیانت یکی از طرفین آغاز و به تنش منجر میشود. زنان عمدتاً به دلیل بیتوجهی همسر، کمبود محبت، تنگنای معیشتی، اعتیاد شوهر، بداخلاقی، اختلالهای جنسی و ارتباطهای کاری وارد ارتباط با مردان غریبه میشوند. آنها وقتی متوجه میشوند از سوی مردی غریبه یا فرد مورد دلخواهشان مورد توجه قرار میگیرند، ممکن است نسبت به آن توجه نشان ندهند، اما گذشت زمان، این بیتوجهی شدت خود را از دست میدهد. ارسال اشعار با مفاهیم معناگرا و به دنبال آن ارسال تصاویر گل و بعد استیکرهای عاشقانه میتواند زمینه ورود به زندگی شخصی فرد مقابل باشد که با قرارهای گاه و بیگاه به شکلگیری روابط عاطفی منجر میشود.
رفتارهای پرخطر از زمانی شکل میگردد که مرد متوجه محتواهای مورد نظر در تلفن همراه همسرش میشود. براساس پروندههایی که گزارشهای آن را منتشر کردهایم، شکلگیری روابط عاطفی بین زن و مرد بیگانه منجر به وابستگیهای عاطفی و تلاش برای وارد شدن به زندگی مشترک میشود. زن و مرد خیانتکار شوهر را مانع بزرگ برای رسیدن به این وصلت میدانند، بنابراین برای عبور از وی سه راه پیش روی آنها قرار دارد؛ اول اینکه در سایه زندگی مشترک به روابط پنهانی خود ادامه دهند، دوم طلاق از همسر و راه سوم قتل شوهر است. بسیاری از زنانی که در این شرایط قرار میگیرند، به دلیل پیوندهای خانوادگی و در میان بودن فرزند یا فرزندان مشترک نمیتوانند به راحتی از زندگیهای خود خارج شوند، اما شرایط برای کسانی که وابستگیهای مورد اشاره برایشان مطرح نباشد، امکان بروز دارد، از همینرو با متلاشیشدن یک زندگی، زندگی دیگری که بر اساس خیانت شکل گرفته تشکیل میشود، اما افرادی که سومین راه را در پیش میگیرند، تصمیم میگیرند زندگی مشترک را روی کابین خون شوهرانشان برقرار کنند، ولی آنها هرگز به خواستهشان نمیرسند.
براساس گزارشهایی که منتشر میکنیم، زنان در جریان اجرای این نقشهها همواره در نقش معاونت در قتل وارد میشوند و مسیر را برای ارتکاب عمل مجرمانه توسط مرد مورد علاقهشان فراهم میکنند. مثلاً گاه شوهرانشان را با غذای مسموم بیهوش میکنند تا سناریوی قتل به راحتی انجام شود، یا نیمهشب و هنگام خواب شوهر، راه را برای وارد شدن همدست خود و ارتکاب قتل باز میگذارند.
در جریان این پروندهها، زنان با ادعای ناپدید شدن ناگهانی شوهرانشان از پلیس درخواست کمک میکنند و خود هم همراه خانواده برای پیدا کردن وی تلاش میکنند، اما پلیس در جریان بررسی تماسهای زنان به ماجرا پی میبرند، بنابراین زن و مرد خیانتکار بازداشت میشوند و به جای زندگی زیر یک سقف محاکمه و مجازات میشوند.
گاه در جریان این پروندهها مردانی که متوجه خیانت همسرانشان میشوند با تهدید همسرانشان، مردان خیانتکار را به خانه میکشانند. آنها باوری به سپردن آنها به دستگاه قضایی ندارند، چراکه میدانند ساختار قانونی زمانبر است و احتمال فرار وی از مجازات وجود دارد برای همین خودشان حکم را در مورد آنها اجرا میکنند و مرتکب قتل میشوند.
عکس این موضوع هم مصداق دارد، مردانی که در جریان زندگی مشترک خود دست به خیانت میزنند و در جریان رابطهای پنهانی گرفتار وابستگیهای عاطفی میشوند برای وارد شدن به زندگی تازه دست به دسیسه میزنند و در جریان آن یا همسرانشان را طلاق میدهند یا با طراحی یک سناریوی خونین آنها را به قتل میرسانند.
خیانت به زندگی مشترک مرز ندارد و هر جایی که کانون زندگی مشترک شکل گیرد، امکان بروز دارد. این امر در همه باورها امری ناپسند و افراد خیانتکار مورد نکوهش و سرزنش قرار میگیرد. با اینکه آموزههای دینی و اخلاقی بر پایبندی کانون خانواده و وفاداری به همدیگر تأکید دارد، اما وارد شدن پدیدههای نوظهور به زندگیهای اجتماعی منجر به شدت گرفتن شکل گیری روابط غیراخلاقی و سست شدن کانونهای خانواده شدهاست، به گونهای که بسیاری افراد به دلیل داشتن تمکن مالی یا موقعیتهای کاری دست به تشکیل زندگیهای دوگانه میزنند. این روابط تأثیری مخرب روی روان کودکان دارد، از همینرو کودکانی که شاهد روابط پنهانی والدین خود هستند تا پایان زندگی نمیتوانند مشاهدات خود را از ذهن دور کنند، از همینرو این امکان تشدید میشود که در زندگیهای مشترک خود با معضلات بسیاری مواجه شوند.