جوان آنلاین: زیباترین سپاه به میدان رسیده بود/ وقت شکوه بزم دلیران رسیده بود
آنان که لاف پیش شه لافتی زدند/ تا چشمشان به هیبتش افتاد جا زدند
یک خشم مرتضی علی و ختم غائله/ اینگونه شد خلاصه روز مباهله
(قاسم صرافان)
کتاب «مباهات» گزیده اشعار سه دوره «جشنواره ادبی مباهله» است که به همت حوزه هنری انقلاب اسلامی و با دبیری علمی استاد «علی انسانی» برگزار شد. به گفته «محمود حبیبی کسبی» (گردآورنده و تدوینگر کتاب) تعداد آثار ارسالی به این جشنواره در دو بخش شعر و نثر ادبی بسیار بیشتر از حجم کتاب بود، ولی فقط آثار حاضر برای انتشار انتخاب شد. در کنار آثار منتخب جشنواره اشعار ارزشمندی از چند تن از شاعران شعر آیینی با موضوع مباهله به کتاب اضافه شده که بر ارزش ادبی کتاب افزوده است.
ماجرای مباهله
استاد «علی انسانی» در مقدمه کتاب ماجرای مباهله را اینطور تعریف میکند: «بعد از سالها دعوت رسول خدا به اسلام، مسیحیان نجران همچنان در نپذیرفتن حق و حقیقت مصرند و بر مرکب لجاج سوار با آنکه در همسایگی مدینه و در امنیت اسلام مقتدر زندگی میکنند و بر همان دیوار تخیلی آب و ابن و روحالقدس تکیه دادهاند، مسیح را فرزند خدا میدانند و به لمیلدولمیولد اعتقادی ندارند و صلیبهای طلا بر گردن آویزان کرده و تثلیث را نماد آن میدانند و قدم پس نمیگذارند، اگرچه نه یارایستیز دارند نه پای گریز. بالاخره خداوند سبحان دستور بر مباهله میدهد تا راستگو حمایت و دروغگو نفرین شود. بار اول که نصرانیان به آستان رسول خدا مشرف میشوند پیامبر روی خوش نشان نمیدهد گلهمندانه از امیر کلام علی (ع)، علت این روی گردانی را جویا میشوند و مولا میفرماید: با لباس زرین و حالت تفاخرآمیز نیایید تا شما را بپذیرند؛ بنابراین تمام اسقفهای منطقه نجران به نامهای منذر، ابو حارثه عاقب عالی جناب سید و... با همراهان خود حاضر میشوند تا ختم غائله کنند. از آن سوی، مردم مدینه اعم از اصحاب و انصار از قصه آگاه شدهاند و با خود میگویند: امروز همراه رسول خدا خواهیم بود و ناظر ماجرا خواهیم شد. به خود وعده حضور در صحنه را میدادند، غافل از آنکه روز روزی بزرگ و تاریخساز است. وقتی همراهی دلایل خلقت و حمایت خدای عالم و تمامی هستی هست نیازی به لشکرکشی نیست.
پنج تن پنج تن از نور خدا آکنده/ آفتابان ازل تا به ابد تابنده
دفترم غرق نفسهای مسیحایی شد/ گوش کن گوش کن این قصه تماشایی شد
با طمأنینه خود راه میآمد/ آرام دست در دست یدالله میآمد
آرام دست در دست یدالله چه در سر دارد؟ / حرفی انگار از این جنگ فراتر دارد
(حمیدرضا برقعی)
روز روز تقابل اسلام با مسیحیت است. روز تقابل کلیسا با مسجد و تقابل ناقوس با مأذنه؛ روزی که مسیح از آن خبر داده، روز عزت و اعتباراسلام و افتخار حضرات اهل بیت (ع) خاصه امیرالمؤمنان و مولای متقیان است و فقط ویژه معصومین است ولاغیر! اسقف اعظم و اسقفهای دیگر با تحیر میبینند که پیامبر اعظم فقط با چهار تن میآید؛ یک بانو، دو طفل و یک مرد همراه خود آورده است.
تارفت دستشان برود سوی آسمان/ لرزید جان اسقف اعظم در آن میان
میدید مرگ خویش به نفرینشان عیان/ فریاد زد کهای تمام مسیحیان
اینان اگر به شکوه لب خویش واکنند/ ما را به قعر آتش دوزخ رها کنند
(غلامرضا سازگار)
ناگاه، اسقفی که از نخبگان و عاقلانه ناظر است شتابان به سوی اسقفهای دیگر میرود و زنهار میدهد به هوش باشید که اینان نفرین نکنند و دستی به آسمان بلند نشود که در این کارزار، کارزار خواهد شد اگر در او ذرهای تردید بود خاندان خود را به مهلکه نمیآورد. او به جای لشکرش تمام باورش را به میدان آورده و داورش او را به رسالت برگزیده. بهتر است بر او سر تسلیم و تعظیم فرود آوریم. در آن نبرد و پیروزی لشکرکشی، شمشیری از نیام بیرون نیامد تیری از کمانی به نشانه نرفت. کوس جنگی نواخته نشد و خونی به زمین نریخت، اما از تمام غزوات و سرایا پیروزیاش چشمگیرتر بود.
دیگر اصلاً چه نیازی ست به طوفان به عذاب؟ / زهره معرکه را اخم علی میکند آب
الغرض مهر رسولانه او طوفان کرد/ راهبان را به سر سفره خود میهمان کرد
(حمیدرضا برقعی)
کتاب مباهات انتشارات «سوره مهر» راهی بازار نشر کرده است. شعرهای این کتاب به سه بخش شعر سنتی، شعر نو و سرود تقسیم میشود که قسمت اعظم آن شامل شعرهای سنتی است.
مباهله/ نه عصای موسی
دم مسی/ نه تبر ابراهیم
وقتی تو فرزندانت را سر قرار میآوری
(الهام عمومی)
مباهله مایه مباهات
اگرچه از این رخداد عظیم قرنها میگذرد معالأسف این واقعه مانند خورشیدی پشت ابر غفلت و تغافل مانده و ما متهم بلکه محکوم به کمکاری هستیم. با امید آنکه در این راستا و در مسیر عظمت مباهله فعال شویم و بر تبیین و تبلیغ آن کوشا باشیم، زیرا پیروان مکتب سقیفه نمیتوانند آیهای از قرآن را جدا کنند یا مصداق دیگری غیر از مولا در لفظ «أَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُم» بیابند؛ الحق که مباهله مایه مباهات است.