جوان آنلاین: پالایشگاه با نام قبلی گلهای باوارده این روزها اکران آنلاین شده است. اثری که مضمون اصلی آن درباره مهندسی جنگ است. مهرداد خوشبخت، کارگردان دغدغهمندی در ساخت آثار جنگی است و این را میشود در فیلمها یا سریالهایی که فیلمنامهنویسی و کارگردانی کرده، مشاهده کرد. فیلم قبلی او با عنوان آبادان یازده ۶۰ با استقبال خوبی مواجه شد و پالایشگاه مانند آبادان یازده ۶۰ به روزهای اول جنگ میپردازد. شخصیت اول آن به عنوان مهندس نفت تلاش میکند پالایشگاه به کار خود ادامه بدهد تا آبادان و کشور سوخت کافی داشته باشند. کیان و همکارانش در دفاعند تا پالایشگاه مورد تصاحب عراق قرار نگیرد. در وهله نخست، خوشبخت موضوع بکری انتخاب کرده است. بحث دفاع از نفت و پالایشگاه آبادان اگرچه گاهی در آثار دیگری دیده شده، اما خوشبخت از جنگ به عنوان عنصر اصلی فاصله گرفته و بیشتر به بخش دفاع از هویت ملی پرداخته است. این به عنوان نکته نخست میتواند انتخاب خوبی باشد. خوشبخت در انتخاب موضوع توانسته درست عمل کند، اما در وهله بعدی انگار فیلمنامهای در کار نیست. در پالایشگاه ما با داستانکهایی مواجهیم که رها میشوند. ماجرای اصلی در میان خردهپیرنگها گم شده است. این ضعف اساسی فیلم محسوب میشود، تا جایی که میتوان به صراحت گفت خط روایی اثر ظرفیت لازم را برای ادامه دادن ندارد، مسیرش را گم میکند و از جنگ و موضوع اصلیاش دور میشود و قادر به بسترسازی درام نیست. بیشتر از اینکه درامش را به راه بیندازد تا مخاطب را همراه خود کند، سعی دارد از موقعیتهای اکشن استفاده کند تا مخاطب هیجان موقعیتها را دریافت کند. بخش زیادی از پلانها میتواند به راحتی حذف شود تا فیلم سر و شکل بگیرد، اما در ساختار سینمایی یا ساختمان کلی اثر ما با یک رویکرد منفعل مواجهیم. بنابراین نه کیان، نه سیدداوود و نه دیگر آدمهای فیلم تبدیل به شخصیت نمیشوند. با اینکه خوشبخت قصد داشته از این آدمها، بهخصوص کیان قهرمان بسازد، اما موفق نبوده است. اینکه کاراکتر برای دفاع از همراهی همسر و کودکش میگذرد، قهرمان پدید نمیآید. قهرمان باید در فیلمنامه حاصل شود، از سوی دیگر حتی پالایشگاه هم که عنصر اصلی اثر است، نمیتواند شخصیت پیدا کند. این آسیبها به دلیل وجود خردهپیرنگهایی است که اثر را از قابلیت سینمایی دور کند تا جایی که میتوانیم پالایشگاه را یک تلهفیلم بدانیم یا اینکه اگر این فیلم به سریال تبدیل میشد، میتوانست اثرگذاری بهتری داشته باشد، اما در شکل کنونی کارگردان یک موضوع مهم داشته که تصور کرده میتواند با قصهای لاغر و کمجان آن را گسترش دهد. حتی چالشهایی که ایجاد میشود و ترکیب آن با جلوههای ویژه هیجان نمیسازد، چراکه چالشها کار نمیکنند تا جایی که حتی مخاطب را آزار میدهد. این حجم از چالشهای بیکارکرد فیلم را منفعل و خستهکننده کرده است. به نظر میرسد خوشبخت در اثر قبلی توجه بیشتری به کارگردانی و فیلمنامه و حتی هدایت بازیگرانش داشته، اما در این فیلم کناری ایستاده تا ببیند مسیر فیلم به کدام سمت میرود، حتی موسیقی یا جلوههای ویژه و میزانسنهای استفاده شده هم برای کارگردانی مثل مهرداد خوشبخت غیرقابل قبول است، اگر پالایشگاه با یک فیلمنامه منسجم سینمایی ساخته میشد جلوه دیگری داشت و میتوانستیم از آن به عنوان یک اثر مهم تاریخی در بستر دفاع مقدس یاد کنیم.