کد خبر: 1217831
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
وحید جلیلوند در سومین فیلمش اگرچه با همان عناصر ظاهری دغدغه‌مندی اجتماعی ساخته شده، اما او در فیلم «شب داخلی دیوار» بیشتر از آنکه اثری اجتماعی و نقادانه بسازد دست به شخصی‌سازی زده است
افشین علیار

جوان آنلاین: وحید جلیلوند در سومین فیلمش اگرچه با همان عناصر ظاهری دغدغه‌مندی اجتماعی ساخته شده، اما او در فیلم «شب داخلی دیوار» بیشتر از آنکه اثری اجتماعی و نقادانه بسازد دست به شخصی‌سازی زده است، این تعریف در شکل هنری نمی‌تواند ضعف تلقی شود، اما زمانی که در فیلم متمرکز می‌شویم انگار جلیلوند به نوعی با ساز و کار امنیتی کشور مشکل داشته، بی‌آنکه متوجه مخاطب باشد. به نظر می‌رسد ایده مرکزی فیلم براساس یک پایان است، چراکه نکته مهم فیلم جلیلوند در پایان اثر خود را نشان می‌دهد، زیرا در مسیر روایت نمی‌تواند برگ برنده‌ای داشته باشد.
 آنچه در این فیلم رخ می‌دهد فارغ از بستر‌سازی ژانری، نه می‌تواند منطق روایی داشته باشد و نه نیروی متحرکی رو به جلو دارد. می‌توان اینگونه توضیح داد که با اثری مواجه هستیم که قصد دارد در پرده ابتدایی قصه‌گویی کند، اما این قصه‌گویی صرفاً یک خیال‌پردازی از سوی علی است. تمامی سیال ذهن علی که کم‌بینا هم هست، تبدیل به روایت اصلی می‌شود و اوست که قصد روایت فیلم را دارد، اما تلاشش بی‌فایده می‌ماند، چراکه جهان اثر در یک ایستایی عجیب قرار گرفته که نه توان جلو رفتن دارد و نه می‌تواند در لحظه قصه‌گویی کند. 
کارگردان به جای اینکه موقعیت بسازد بیشتر سعی دارد در پرده نخست مخاطب را با علی آشنا کند، اما هیچ کنش‌مندی شکل نمی‌گیرد، به این دلیل که کارگردان فکر کرده کش دادن قصه می‌تواند مخاطب را به علی نزدیک و ساختاری هنری ارائه کند. در پرده اول سؤال‌هایی ایجاد می‌شود که کارگردان جواب آن را به پایان فیلم انتقال داده است. به این فکر کنیم که این فیلم می‌توانست در حد یک اثر نیمه‌بلند یا کوتاه باشد، آنگاه هیچ خللی در جزئیات یا کلیات اثر رخ نمی‌داد، اما حالا با فیلمی ۱۲۶ دقیقه‌ای مواجهیم که نمی‌تواند جهان متظاهر انتقادی‌اش را به‌مخاطب انتقال بدهد. به همین جهت تصور می‌شود با فیلمی طرف هستیم که کشدار شده است. حقیقت این است که محتوا چنین ظرفیتی ندارد. بنابراین نه علی به عنوان یک راننده ماشین پلیس امنیت به شخصیت می‌رسد و نه لیلا موحد با آن گریه‌ها و فریاد‌های بی‌منطق می‌تواند شخصیت باشد. همه چیز در سطح می‌ماند، کارگردان جرئت نزدیک شدن بیشتر به سوژه را ندارد، چراکه سوژه‌اش امنیتی است و کمبود پژوهش باعث ضعف در کارگردان شده است. جلیلوند مرزی میان ذهنیت و عینیت قائل نیست، بنابراین مشکل اصلی در کارگردانی اینجاست که علی به چه دلیل باید زندانی شود؛ به دلیل واژگون شدن ماشین یا به جرم فراری دادن لیلا؟ به میزانسن داخل ماشین دقت کنید؛ علی حتی چهره لیلا را هم نمی‌بیند که بخواهد در ذهنیت خود او را به یاد بیاورد، لیلا چگونه برای او نامه می‌نویسد. اینکه او از محل تصادف دور شد و تمام؟ اینجاست که احساس می‌شود جلیلوند به شدت در گنده‌گویی و بزرگ‌نمایی یک رخداد تلاش کرده، اما تلاشی که واقع‌بینانه از کار درنیامده است. اساساً چنین ایده‌ای باید با بستر و چارچوب‌های رئالیستی پیوند بخورد، اما جلیلوند بنا به هر دلیلی سعی داشته خیال‌پردازی را در فیلمش گسترش بدهد. 
از جایی که مخاطب می‌فهمد علی در زندان است شاید کمی غافلگیر شود، اما قطعاً همچنان جهان فیلم باورپذیر نیست و فقط یک پایان دارد که آن پایان هم به شدت شوخی است. معلوم نیست جلیلوند کنار لیلا و جامعه کارگری ایستاده یا کنار علی! این تناقض‌گویی‌ها باعث شده «شب داخلی دیوار» تبدیل به یک اثر شبه‌روشنفکرانه ملال‌آور شود که فقط در لایه‌ای از پز روشنفکری پیچیده شده و این البته برای مخاطب امروز فریبنده نخواهد بود. فیلم سعی کرده سیاهی یأس و ناامیدی را در جامعه به شکلی فانتزی نشان دهد که باورناپذیر از کار درآمده است. معلوم است که جلیلوند فیلم را برای جشنواره‌های خارجی ساخته و در اکران عمومی داخلی نمی‌توانست فیلم مهمی برای مخاطب باشد. تمام تمهیدات فیلم در خدمت بازی نوید محمدزاده است و اگرچه ایفای چنین نقشی سخت و چالشی است، اما بازی محمدزاده نمی‌تواند باورپذیر باشد به‌طوری‌که نوع اکت و بیانش تصنعی از آب درآمده است.

برچسب ها: وحید جلیلوند ، فیلم ، ژانر
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۵ - ۱۴۰۳/۰۴/۲۳
0
1
فکر کنم شما فیلم را ندیده اید چون هیچ نقطه ابهامی ندارد و کاملا منطقی میتوان متوجه فیلم شد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار