کد خبر: 1210464
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۱
علیرضا پورجعفری

موضوع برنامه شیوه ۲۳ دی ماه بررسی آرا و اندیشه‌های سیاسی مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی بود. به همین دلیل در یادداشت پیش رو به نقد و بررسی مطالب ارائه شده از سوی احمد زیدآبادی که در کسوت پژوهشگر اندیشه سیاسی در این برنامه حضور داشت، خواهم پرداخت.
البته باید اشاره کنم که در این یادداشت بنا ندارم به طور مشخص تمام یا بخشی از ادعا‌های آقای زیدآبادی را پاسخ دهم، چراکه فرد مقابل ایشان یعنی حجت‌الاسلام الهی‌راد به میزانی در مقام پاسخ به ادعا‌های آقای زیدآبادی برآمد. در متن پیش رو در پی آن هستم مطالب آقای زیدآبادی و به طور کلی منظومه فکری ایشان و همفکران ایشان را مورد بحث و بررسی قرار دهم.
وقوع انقلاب سال ۵۷ در ایران و استقرار نظام جمهوری اسلامی از آن سال تا به حال، در شرایطی رخ داد که پیش از آن نظامی در ایران فعالیت می‌کرد که به لحاظ ایدئولوژیک، کاملاً منطبق بر مدار اندیشه غرب قرار داشت و ارزش‌های تفکر و تمدن غرب در آن برجسته بود. وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷ این بازی را برهم زد و می‌توان گفت که از سال ۵۷ انقلاب اسلامی یک نبرد تمدنی را با غرب آغاز کرد. دال مرکزی تمدنی که انقلاب اسلامی از آن صحبت می‌کند، توحید محوری و حاکمیت خدا در همه شئون و دال مرکزی تمدن غرب انسان محوری است.
در غرب، انسان و تمام لذایذ آن ارزش ذاتی دارد، به همین دلیل هم است که عمده مکاتب فلسفی غربی مانند لیبرالیسم و سوسیالیسم بر مدار انسان می‌گردد. در نقطه مقابل این نگاه، نگاهی است که خداباور است و توحید را اصل می‌داند. در نگاه اسلام و منطق دین، حاکمیت مطلق از آن خداست و هرآنچه هست زیر مجموعه و وامدار اوست و برای اداره جامعه اسلامی و توحیدی می‌بایست این نگاه جاری و ساری باشد.
به تعبیر شهید بزرگوار علامه مرتضی مطهری (ره) در جلد دوم کتاب یادداشت‌ها صفحه ۲۰۳، یک فرق مکتب انبیا با سایر مکاتب فلسفی در این است که مکاتب فلسفی کلاس خصوصی است و منطقی یکنواخت دارد، برخلاف منطق انبیا. در مکتب انبیا این اصل هست که «امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم‏» [ما امر شده‌ایم که به اندازه فهم و درک مردم با آن‌ها صحبت کنیم]، اما در مکاتب فلسفی این اصل نیست، زیرا درِ مکاتب انبیا به روی همه باز است به خلاف مکاتب فلسفی که این در فقط به روی عده معین که در حد معین هستند باز است. بهترین شاگردان فلاسفه آن‌ها هستند که از لحاظ زمان به آن‌ها نزدیک‌ترند، اما انبیا برعکس. این خود یک اصل از اصول اجتهاد و استنباط است که توجه به آن در کیفیت استنباط تأثیر دارد.
عدم فهم آقای زیدآبادی و همفکران ایشان از منظومه فکری و عقیدتی متفکران انقلاب اسلامی به ویژه مرحوم آقای مصباح نیز دقیقاً در همینجاست؛ آقای زیدآبادی در مباحث خودشان از نگاهی توحیدی و به تبع آن نگاهی مبتنی بر شرع مقدس بهره نمی‌برند.
به همین علت در استدلال‌ها مباحثی را مطرح می‌کنند که کاملاً استاندارد‌های تفکر غربی را نمایندگی می‌کند. مباحثی مثل اینکه چرا مرحوم امام خمینی (ره) در مواردی حکم اسلام را به دلیل مصلحت زمان اجرا نمی‌کردند یا مثلاً چرا به تعبیر مرحوم آقای مصباح احکام اسلامی می‌بایست طبق آن چیزی که از ابتدای اسلام وضع شده، رعایت بشود و نکاتی مثل این، مؤید همین ادعاست که در بحث با امثال آقای زیدآبادی ما با یک اندیشه غیرتوحیدی طرف هستیم. اندیشه‌ای که همه امور، حتی امر مقدسی مانند دین و متفکران دینی را با محور انسان می‌بیند و تحلیل می‌کند. به همین دلیل هم خیلی ناشیانه تلاش دارد که یا در آرای متفکران دینی جعل کند مانند نمونه‌ای که جناب زیدآبادی از علامه ابن ادریس حلی آورد یا آن‌ها را در تقابل با یکدیگر قرار دهد. حال اینکه اندیشه همه متفکران اسلامی با هر تفاوتی که با یکدیگر دارد، نشئت گرفته از یک نگاه توحیدی است
در پایان باید اشاره کنم که حقانیت دین و اندیشه‌های دینی در این گونه جلسات مناظره بهتر و بیشتر خود را نمایان می‌کند. هرچند که برای نقد و بررسی اندیشه‌های سیاسی مرحوم آیت‌الله مصباح باید فردی صاحب فکر و صاحب اندیشه به برنامه شیوه دعوت می‌شد، اما حضور فردی مانند آقای زیدآبادی نشان داد که تفکر غیرتوحیدی در کشور را چه افرادی و با چه استدلال‌هایی نمایندگی و طرفداری می‌کنند و در این نمایندگی خود چه چیز در چنته‌ای برای ارائه کردن دارند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار