جوان آنلاین: چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، روز گذشته در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجتالاسلام دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری و با حضور غریبآبادی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) به صورت علنی برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری میزان، در این جلسه دادگاه دختر شهید غلامعلی حاجی هاشم، همسر شهید حجت الاسلام سید احمد آقامیری، خواهر شهید زینب کمایی، برادر شهید موسی علیزاده، همسر شهید مهدی ابراهیمی، جانباز محمدمهدی چیذری و خواهر و برادر شهید سید رسول موسوی ابرکوه حضور داشتند. در جلسات گذشته کیفرخواست ۳۳ نفر از متهمان پرونده قرائت شده است.
حجت الاسلام دهقانی، رئیس دادگاه با اعلام آغاز ادامه روند رسیدگی به پرونده منافقین، دادگاه را رسمی اعلام کرده و از نماینده دادستان خواست برای قرائت کیفرخواست در جایگاه حضور یابد.
نماینده دادستان پیش از شروع قرائت کیفرخواست متهمان اظهار کرد: گروهک تروریستی منافقین پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۲۸ ماه مشغول جمعآوری سلاح بوده است. این گروهک ادعا میکرد که مبارزه با امپریالیسم نیاز به اسلحه و شاخه نظامی دارد. اما این گروهک در ابتدای سال ۶۰ در خیابان رژه میرفت و با مردم در خیابان درگیر میشد. این شاخه نظامی باعث توهم منافقین شد و گمان میکرد با چند حرکت سریع میتواند قدرت را دست بگیرد. این توهم باعث شورش مسلحانه تروریستیها در ۳۰ خرداد بود که در آن منافقین یک جنایت بزرگ را رقم زد. نماینده دادستان ادامه داد: گروهک تروریستی منافقین در ۳۰ خرداد ۶۰ مدعی بود که در واکنش به درگیری با نظام مسلح شده است. این ادعا در حالی مطرح شده بود که منافقین ۲۸ ماه بعد از پیروزی انقلاب در حال جمعآوری سلاح بوده است. وی بیان کرد:، اما در اسناد اطلاعاتی امریکا آمده است که حکومت ایران در مقابل جنایت منافقین تا مدتها عکسالعمل نداشته و تنها ناظر جنایت بودند. جنایتهای سازماندهی شده منافقین باعث شد تا دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی با منافقین برخورد قانونی کنند.
ناگفتهای از شب خونین در سرچشمه
نماینده دادستان پیش از آغاز قرائت کیفرخواست متهمان گفت: مسعود رجوی قبل از ۳۰ خرداد و ورود به فاز نظامی سفری به پاریس داشته و با مسئولان سرویس اطلاعات فرانسه (عامل نیابتی سازمان سیا) در پاریس دیدار داشته است؛ پس از این دیدار دفتر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کردند. وی ادامه داد: مأموریت توجیه کلاهی به موسی خیابانی سپرده شده بود. رجوی پس از این جنایت همراه بنیصدر به فرانسه متواری شد. نماینده دادستان افزود: پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از یاران امام (ره) کشورهای مدعی حقوق بشر این جنایت را محکوم نکردند!
مردم عادی را در خیابان کشتیم
نماینده دادستان با بیان اینکه در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ منافقین بار دیگر شاخه پاره وقت نظامی خود را دوباره به خیابان آورد، گفت:در این روز منافقین به صورت علنی سلاح به خیابان آورده و هر کسی را که سد راهشان بود به شهادت رساندند. در این روز تلخ از کودک ۳ ساله تا پیرمردی ۹۰ ساله شهید شدند. وی افزود: نکته جالب توجه آنکه اسناد و تصاویر این جنایت از شبکه تروریستی منافقین نیز پخش شده است. مسعود رجوی سرکرده منافقین درباره این جنایت گفته است که اول مردم را در میدان شهدا تشویق کردیم با ما همراه شوند؛ اما مشاهده کردیم که تعادل به هم ریخته و مردم حاضر به همکاری نشدند. نماینده دادستان با بیان اینکه رجوی اعتراف کرده است که به دلیل اینکه مردم به میلشیای نفاق بیتوجهی کردند گروهک به سمت مردم عادی و کسبه آتش گشود، افزود: پس از جنایت پنجم مهر سال ۶۰ برخی از اعضای منافقین از کشور فراری و برخی دیگر در هستههای عملیاتی و تروریستی در خانههای تیمی مخفی شدند. وی بیان کرد: بخشی از گروهک که در داخل کشور پنهان شده بود توسط رجوی آموزش دوباره دید؛ رجوی از پاریس به این افراد آموزش ترور و بمبگذاری میداد. رجوی کتابچههای ترور را از پاریس به تهران میفرستاد.
ترور کن، نفت و اقامت بگیر
نماینده دادستان با تشریح اینکه چهار ضربه اطلاعاتی سازمان اطلاعات سپاه به هستههای تروریستی در سالهای ۶۱ و نیز سال ۶۲ و متلاشی شدن باندهای ترور باعث به ریختگی گروهک منافقین شد، گفت:پس از زیر ضربه رفتن خانههای تیمی منافقین این گروهک متوهم برای ایجاد وحشت عملیات مهندسی معکوس را راه انداخت.
وی تصریح کرد: منافقین گمان میکرد که مردم عادی و کسبه خانههای تیمی را لو دادهاند؛ از این رو مردم را ربوده و در مکانهای پنهان شکنجه و سپس شهید میکرد.
نماینده دادستان بیان کرد: پس از آنکه رجوی گروهک تروریستی منافقین را به عراق برد، منافقین با همکاری سازمان استخبارات عراق از مرز عبور کرده و برای عملیات تروریستی شهری وارد ایران میشدند. در آن زمان رجوی معتقد بود که عملیات مرزی برای منافقین ارزش افزوده نداشته و برای باقی ماندن نام سازمان مجاهدین خلق لازم است که ترورهای بزرگ انجام شود. منافقین از ستاد داخله خود خواسته بود با عملیاتهای راهگشا دست به ترور مردم در شهرها بزنند. منافقین این اقدامات را به نیابت رژیم بعث انجام داده و به جای آن تضمین ماندن در عراق و گرفتن ۵ میلیون بشکه نفت را گرفته بود! منافقین آن زمان خون مردم را با نفت تاخت زده بود.
ماجرای شنود منافقین توسط سازمان سیا
نماینده دادستان بیان کرد: در یکی از اسناد اطلاعاتی امریکا درباره شنود منافقین در پاریس آمده است که منافقین به اقدامات تروریستی اعتراف کرده است. در این سند آمده است که سازمان سیا در لسآنجلس چندین تلفن هماهنگ را شنود کرده که در آن رهبران گروهک تروریستی مجاهدین خلق در فرانسه و آلمان اعلام میکردند که اقدامات تروریستی و بمبگذاری کار آنها بوده است!
نمای نزدیک
سازمان منافقین ارتش صدام بود
از نکات قابل توجه جلسه چهارم، اظهارات تأملبرانگیز یکی از اعضای سابق مجاهدین خلق در جلسه دادگاه بود. این عضو بریده از منافقین در اظهاراتی افشاگرانه گفت:این سازمان همان ارتش صدام است! آنچه در پی میآید گفت و شنود رئیس دادگاه با این عنصر جدا شده از منافقین است.
شما از اعضای جدا شده سازمان هستید؟
بله من سال ۷۱ از سازمان فرار کردم. یکی دو نفر از مرز اردن رفتند اسرائیل، من اسیر شدم من را فرستادند ابوغریب سه، چهار سال ابوغریب بودم. بعد هم برگرداندند سازمان. باید فیلم را ببینید تا حرف من را باور کنید.
چه فیلمی شما دیدید؟
فیلمی که پخش کردند که فلانی از ما جدا و اعدام شد توسط ایران.
یعنی ادعا میکردند که جدا شدههای سازمان اعدام شدند؟
بله.
اما شما در ایران دیدید که زنده بودند؟
بله. مجاهدین قویترین سازمان از نظر فریب است. طوری فیلم درست میکنند، حرف میزنند و فیلم مستند پخش میکنند که عالم دنیا هم باشی فریب حرف اینها را میخورید. اینها در جمعهای چند هزار نفری یک کاری میکنند که زن شوهر خود را خائن قلمداد میکند. کاری میکنند که بچه مادر خود را خائن خطاب کند. این سازمان همان ارتش صدام است. همانی که امریکا به آن میگفت تروریست. پس چرا امریکا صدام را نابود کرد؟ چرا امریکا صدام را بمباران کرد مگر نیروهایی که الان آنجا هستند نیروهای صدام نیستند. چرا جنایتهای منافقین فراموش میشود، چرا کشتار کردها فراموش میشود، من بارها میرفتم و خودم را معرفی میکردم، اما باور نمیکردند میگفتند من را اعدام کردهاند و این ساختگی است. میگفتند دروغ میگویید، این سازمان یک سازمان حرفهای در فریب دادن است.