جمله معروفی به شهید بهشتی منسوب است که «دانشجو مؤذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا میشود.» این جمله به خوبی توصیف اهمیت جریان دانشجویی در سعادت یا شقاوت کشور است. جنبش دانشجویی در ایران در همان اولین دهههای آغاز تحصیلات آکادمیک در این کشور به بهترین وجه هویت و نقش خود را نشان داد؛ وقتی که دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به سفر ریچارد نیکسون، معاون وقت رئیسجمهور امریکا دقیقاً چند ماه بعد از کودتای ننگین امریکایی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به پا خاستند. سفری که با هدف تثبیت سلطه دولت مستکبر امریکا در امور ایران و دفاع از کودتایی که چند ماه قبل انجام داده بودند انجام شد و ثمره آن قربانی شدن سه دانشجوی استکبارستیزی بود که تنها جرمشان این بود که به این سفر و به دخالتهای مستکبرانه و سلطهگرانه دولت امریکا در امور داخلی ایران و تلاش آنها برای تداوم استیلای رژیمی مستبد و وابسته اعتراض داشتند و این اقدام دانشجویان، آغازی بود بر جنبش دانشجویی در ایران که هویت اصلیاش بر اساس استکبارستیزی و نفی سلطه، استبدادستیزی و استقلالطلبی شکل گرفته است.
این هویت که ریشه در اسلامخواهی دانشجویان مسلمان داشت بعدها خود را در پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز نشان داد. دانشجویان مهمترین بدنه مؤثر در شکلگیری انقلاب اسلامی بودند و بعد از پیروزی انقلاب نیز همین دانشجویان، بدنه اصلی نیروهای مدافع کشور و انقلاب در برابر جنگ تحمیلی دشمنان بودند و نهادهای انقلابی، چون جهادسازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین سازمان ضد نظام سلطه در دوران معاصر از دل همین جنبش دانشجویی و دانشجویان انقلابی به وجود آمدند. علاوه بر آن در صحنههای مهم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همچون تسخیر لانه جاسوسی امریکا نیز جنبش دانشجویی، هویت ضداستکباری و استقلالطلبانه خود را نشان داد و کانون توطئه علیه انقلاب نوپای اسلامی را از کشور برچید.
نگاه به تولد جنبش دانشجویی و کارنامه آن، به روشنی نشان دهنده هویت و جهتگیری اساسی آن است و همین واقعیتها در کنار اهمیت دانشجویان به عنوان قشر جوان و نخبه جامعه در جهتگیریهای کشور باعث شده که در سالهای اخیر، تلاش زیادی برای به انحراف کشاندن آن و قرار دادن آن در نقطه مقابل هویت تاریخی خود انجام شود. به تعبیر شهید بهشتی دانشجو، بخشی از جامعه است که نقش مستقیمی در سعادت یا شقاوت جامعه بر عهده دارد. اگر بیدار باشد و مسیر درست را فریاد بزند، جامعه را به سمت سعادت هدایت خواهد کرد و اگر خواب بماند، جامعه به بیراهه خواهد رفت.
جنبش دانشجویی اصیل در ایران ویژگیهایی دارد که با شناخت آن میتوان جریانات اصیل را از جریانات تقلبی تشخیص داد. این جنبش، استکبارستیز، استقلالطلب و عدالتطلب است و در کنار اینها صاحب تحلیل کلان از تحولات است و به تحولات جامعه خود در ذیل یک تحلیل کلان از تحولات جهانی مینگرد. استکبارستیزی وجه اصلی هویتی جنبش دانشجویی است و این استکبارستیزی در همه صورتهای آن و در همه عرصهها مورد توجه و پذیرش جنبش دانشجویی است. جنبش دانشجویی اصیل استقلالطلب است و رسیدن کشور به استقلال و قویتر شدن ایران را وجهه همت خود قرار میدهد. جنبش دانشجویی اصیل خود را ابزار جریانات سیاسی از هر طیفی که باشند قرار نمیدهد و میداند که رسالتش فراتر از بازیچه قرار گرفتن به دست جریانات سیاسی و احزابی است که سودای رسیدن به قدرت یا تداوم آن را دارند. جنبش دانشجویی اصیل، وطندوست است و هر آنچه را که باعث اعتلای ایران و ایرانی است حمایت میکند و تمام تلاش خود را برای اعتلای ایران و همه آن چیزهایی که باعث این اعتلا است به کار میبندد. این جنبش، عدالتطلب است و تمام توان خود را برای برقراری عدالت در جامعه و در ارکان حاکمیت به کار میبندد و در این زمینه مطالبهگری و پیگیری میکند ولی در عین حال مراقب است که در این مطالبهگری، ابزار دست جریانات سوءاستفادهگر و دشمنان انقلاب قرار نگیرد. جنبش اصیل دانشجویی واجد همه ویژگیهایی است که اعتلای جامعه، قطع دست عوامل بیگانه و نفوذیها و تضمین استقلال کشور و حرکت ایران به سمت قویتر شدن را در پی دارد و هر جریان دانشجویی که فاقد این ویژگیها باشد، جنبش اصیل و باهویت دانشجویی با این عقبهای که برشمرده شد نیست و تنها میتوان آن را ابزار دست جریانات نفوذی و دشمنان ایران به شمار آورد. شهادت سه دانشجو در صحنه دانشگاه و در ۷۰ سال قبل به مناسبت حضور معاون رئیسجمهور وقت مستکبرترین دولت دنیا و شیطان بزرگ، امضای ضداستکباری بودن و ضدسلطه بودن و استقلالطلب بودن جنبش دانشجویی است و همچنان همین خصایص جداکننده جنبش دانشجوی اصیل و باهویت و جریانات دانشجویی نفوذی و بیهویت در ایران است.