جوان آنلاین: در واقعه ۱۷ شهریور همانند واقعه قیام گوهرشاد، تعداد شهدا مشخص نیست. حکومت، مردم زخمی و مجروح و شهدا را در گورهای دستهجمعی دفن کرد. از اینرو تناقضهای زیادی از آمار کشته شدگان از سوی حکومت و مردم وجود دارد.
سیده عذرا موسوی، نویسنده کتاب «فصل توتهای سفید» در نشست نقد و بررسی این اثر که در انتشارات به نشر برگزار شد، گفت: انتخاب این کتاب در جایزه شهید اندرزگو توانسته تا حدودی به دیدهشدن اثر در میان علاقهمندان کتاب کمک کند. برای نگارش مطالعات فراوانی انجام دادم و حین انجام پژوهشها به کتاب سینمای مستند ایران اثر محمد تهامینژاد مراجعه کردم. این کتاب با تعریفی از سینمای مستند و محدوده هنری آن آغاز میشود، سپس تحولات این سینما در پیش از انقلاب و پس از آن بررسی میشود. این اثر مستند به جستوجوی گمشدگان جریانات انقلاب و جوانانی میرود که در بحبوحه انقلاب بین ١٧ شهریور ٥٧ تا پیروزی انقلاب از خانههایشان خارج شدند و دیگر بازنگشتند. در واقعه ۱۷ شهریور همانند واقعه قیام گوهرشاد تعداد شهدا مشخص نیست. حکومت، مردم زخمی و مجروح و شهدا را در گورهای دستهجمعی دفن میکند. از اینرو تناقضهای زیادی از آمار کشتهشدگان از سوی حکومت و مردم وجود دارد.
این نویسنده ادامه داد: نگارش اثر در سال ۱۳۹۳ شروع شد. به دلیل تحصیل در دانشگاه وقفهای در نگارش اثر به وجود آمد. این وقفه سبب شد که کتاب از منظر محتوایی و ساختاری عمق پیدا کند و نگاهی نو به اثر داشته باشم. بعد از اتمام نگارش نیز بیش از دو سال فرایند چاپ اثر طول کشید و بالاخره کتاب در بهمن سال ۱۴۰۱ منتشر شد.
ادبیات ابزار ارتباطات انسانی است
مصطفی حریری، کارشناس و منتقد ادبی در این نشست به پدیده بازار رمانهای انقلابی اشاره کرد و گفت: گاهی برخی نویسندهها فقط نگارش اثر و چاپ آن برایشان مهم است و در این میان مخاطب را نادیده میگیرند و از زاویه دید کارکردگرا به عرصه ادبیات وارد میشوند. در این صورت فرم و خیال در داستان اهمیت ندارد و مخاطب در داستان نمیتواند با شخصیت همراه شود و همذاتپنداری کند؛ در حالی که فرهنگ، ادبیات و هنر در قدم اول رابطه اشخاص با انسان است. در مقابل این جریان نیز نویسندگانی دلسوز هستند که انسانیتگرایی را در آثار خود مورد توجه قرار میدهند، چراکه ادبیات ابزار ارتباطات انسانی است.
نقطه اوج «فصل توتهای سفید»، خلق صحنهها است
حریری ادامه داد: نقطه اوج کتاب «فصل توتهای سفید»، خلق صحنهها است. اگر ما ادبیات را زبان ارتباطی بین انسانها در نظر بگیریم، زمانی یک اثر به اوج میرسد که توانایی توصیف صحنه را داشته باشد. صحنه داستان را زنده و زمینه حرکت کارکترها را ایجاد میکند و گذر زمان را نشان میدهد. این کتاب در میان آثاری که در سالهای اخیر منتشرشده از منظر صحنهسازی بسیار پر رنگ است. طراحی دقیق و توصیف خوب صحنهها از نقاط قوت اثر است. اکتها زنجیرهوار رخ میدهند و مقابل یکدیگر نیستند. حرکت در صحنه داریم که هم به نوعی سینمایی است و هم به لحاظ ادبیات صحیح است. نویسنده از حرکتها و مختصات کارکترها برای رفتن از بخشی به بخش دیگر استفاده میکند. انسان در این داستان جایگاه دارد و مخاطب میتواند در جاهایی با شخصیت قهرمان داستان همذاتپنداری کند و با او همراه شود.
این کارشناس ادبی با اشاره به اینکه در پرداخت شخصیت داستانی باید تحول شخصیتی قابل لمس باشد؛ اگر این تحول قابل لمس نباشد، ارکان داستان به لرزه میافتد، هر چند از عناصر داستانی قوی برخوردار باشد، یادآور شد: باید در ابتدا ضعف و نیازی به شخصیت بدهیم و کل داستان سیر خودآگاهی شخصیت باشد. از این منظر کتاب «فصل توتهای سفید» پلهای برای کارهای بزرگتر است. در این کتاب نوعی عطوفت خواهرانه و مادرانه در پرداخت شخصیت «فروغ» قهرمان داستان دیده و باعث میشود در برخی موارد شخصیت به سمت انفعال برود.