سرخابیها هر دو بازی اول خود را بردهاند و برای انتقاد از شرایط تیمهایشان هیچکس جلودارشان نیست. پرسپولیس بعد از آلومینیوم اراک، تراکتور را نیز شکست داد. استقلال هم بعد از برد پرگل برابر صنعت نفت در اولین بازی خانگی خود، ملوان را مغلوب کرد. شروع پرقدرت فصل بهترین فرصت است تا اعضای دو تیم برای دریافت مطالبات و رسیدن به خواستههای خود آسمان و ریسمان ببافند و همه کشور را مسئول برطرف کردن مشکلات خود بدانند.
کلاه گذاشتن سر هواداران
اوضاع استقلال را همه میدانند و روزی نیست که دستاندرکارانش از بازیکنان، مربی و سرپرست گرفته تا اعضای هیئت مدیرهاش مصاحبه نکنند و از بیپولی و نداشتن بازیکن ننالند. ولی همانطور که اشاره شد جواد نکونام هرگز از فرصت حضور در نشستهای خبری قبل و بعد بازی غافل نمیشود و با ادبیات مخصوص خودش همه را مورد خطاب قرار میدهد. آبیها در این فصل به خاطر هزار و یک مشکل داخلی نتوانستند در بازار نقلوانتقالات به اهدافشان برسند و جنگ خرید ستارهها را به رقبا باختند. با اینکه مدیریت فعلی و جدید هیچکدام تقصیر را گردن نمیگیرند، اما هوادار این تیم به خوبی واقعیتها را میداند. سرمربی باز هم تأکید کرده اعضای تیم به عشق و علاقه هواداران کار میکنند. منتها با کوچکترین سؤال و انتقادی در خصوص بازی تدافعی تیمش و شباهتش به تاکتیکهای کیروش خونش به جوش میآید و مدعی میشود برخی با مطرح کردن چنین نقدهایی سر استقلال را کلاه میگذارند!
اینکه چه کسی یا کسانی سر این باشگاه ریشهدار کلاه گذاشته یا خواهند گذاشت را باید خود نکونام پاسخ دهد، اما باید به سرمربی آبیها تأکید کرد که اگرچه وضعیت این تیم بحرانی است، اما همان زمان که نکو پس از سالها انتظار به سرمربیگری استقلال رسید هم اوضاع چندان خوب نبود و او بسیاری از مشکلات تیم را میدانست. حال چه شده که نکونام بعد از دبل پیروزی یادش افتاده عدهای قصد کلاه گذاشتن سر او و تیمش را دارند!
ضمن اینکه نسل آنهایی که از عشق و علاقه به پیراهن و هوادار حرف میزدند، واقعاً منقرض شده و این مسئله را میتوان از ارقام بسیار سنگین بازیکنان استقلال و همخوانی نداشتن مجموع آنها با سقف بودجه تعیین شده درک کرد. از طرفی دیگر کسی نیست که نداند پیشنهادهای نجومیتر رقبا چطور مقصد بازیکنان مثلاً متعصب را تغییر میدهد.
تعیین تکلیف برای مسئولان
سرپرست استقلال هم کم نیاورده و در کارزار جنجالهای لیگ برای مسئولان مملکت تعیین تکلیف کرده است. علی سامره گفته که مسئولان مملکت ما موظفند به خواسته هواداران و باشگاه توجه کنند. چیز اضافهای نمیخواهند، حق و حقوقشان را میخواهند و باشگاه باید یک اسپانسر درست و حسابی داشته باشد که این مشکل حل شود.
حق و حقوق؟ منظورتان از حق و حقوق، قراردادهای چندین میلیاردی است که از بودجه دولتی و از جیب مردم پرداخت میشود؟ در این وانفسای اقتصادی، اقشار مختلف مردم برای تأمین معیشت خود با مشکلات زیادی مواجه هستند، آنوقت جماعت فوتبالی پرداخت حقوحقوق میلیاردی، آپشنهای میلیاردی و پاداشهای میلیاردی را وظیفه مسئولان مملکت میدانند!
پاداشهای هنگفت
پرسپولیس هم مثل چند فصل اخیر برای تکرار قهرمانی خیز برداشته است. دو برد متوالی شروع خوبی برای نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیاست، ولی قرمزها هم بعد از پیروزی دوم از بیپولی و پرداخت نشدن مطالبات گلایه داشتند. یحیی گلمحمدی، مرد اول نیمکت پرسپولیس تأکید کرد در این هفت سال، شش قهرمانی آوردهاند، اما هزار تومان هم پاداش نگرفتهاند! ادعایی عجیب که باورش حتی برای هواداران دوآتشه قرمزهای پایتخت هم سخت است. رقم قراردادها هر فصل نجومیتر از قبل میشود و ۷، ۸ میلیارد تومان پول خرد فوتبالیستها هم نیست. علاوه بر این آپشنهای مندرآوردی و بندهای عجیب و غریب، پولهای هنگفتی را به جیب فوتبالیستها، مربیان و البته واسطهها سرازیر میکند.ای کاش گلمحمدی از اصل رقم قراردادها و پولیهایی که در این سالها به حسابش واریزی شده نیز صحبت میکرد.
این ادعا با اظهارات سروش رفیعی تناقض زیادی دارد. هافبک پرسپولیس گفته «منکر نمیشویم که صددرصد پول خود را در بخش قراردادی گرفتهایم و مدیرعامل و هیئت مدیره زحمت کشیدهاند، اما آپشنها درصد قابل توجهی به شمار میرود که آن هم جزو قراردادهاست و چند ماه است که دریافتی نداشتهایم و این باعث میشود که تمرکز کافی وجود نداشته نباشد و عملکردها ضعیف شود، درحالیکه هوادار فقط از ما نتیجه میخواهد.»
ارقام همان آپشنهای مندرآوردی که منشأ حرفهای و قانونی ندارند برای هر بازیکن و مربی آنقدر نجومی است که عدم دریافتشان تمرکز کافی تیم را بههم میریزد! صددرصد رقم قرارداد هر بازیکن پرسپولیس حداقل چند میلیارد تومان است که بنا به گفته رفیعی، تمام و کمال تسویه شده، ولی ببینید در هر قرارداد چه آپشنهایی گنجانده شده که اینگونه برای نقد کردنش دست وپا میزنند.
فرار از پاسخگویی
سایر تیمها هم همین وضعیت را دارند و همیشه مسائلی برای بهانه گرفتن و انتقاد کردن برایشان در دسترس است. همین تیم سپاهان که فعلاً طعم شکست را نچشیده در هفتههای پایانی فصل گذشته بیانیههای زیادی علیه داوری صادر کرد و مدعی اشتباهات داوران به سود یک تیم خاص بود، تا جایی که همه فهمیدند مورایس هم تنهاش به مربیان وطنی خورده و فهمیده برای فرار از پاسخگویی چطور باید تئوری دشمن فرضی را مطرح و همان را عامل ناکامی تیمش در کسب عنوان قهرمانی معرفی کند. باز جای شکرش باقیست که دیگر ساپینتو در لیگ ایران نیست و نمیتواند با هوچیگری کارش را پیش ببرد.
آماتور محض!
این همه دم از حرفهایگری میزنید و بابتش پولهای هنگفت دریافت میکنید، اما انصافاً در کدام یک از لیگهای حرفهای مربی، بازیکن، سرپرست و سایرین تا این اندازه حرف از پول، ناداوری، سوتهای جهتدار و هزار و یک مشکل دیگر میزنند؟! کنفرانسهای مطبوعاتی قبل و بعد از بازیها به کارزاری تبدیل شده برای زدن حرفهای پوچ، آماتوری و اختلافات داخلی، درحالیکه حرفهایها فقط از فوتبال، تاکتیکهای تیمی و بازیکنانشان صحبت میکنند و هیچ ادعایی هم ندارند. در فوتبال ایران، اما پول حرفهای را به آماتورهایی میدهند که بویی از حرفهای بودن نبردهاند.