کد خبر: 1149471
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۴۰۲ - ۰۲:۰۰
هادی عسگری

مرگ کیومرث پوراحمد، کارگردانی که بعضی از خاطرات‌جمعی ایرانیان در دهه ۷۰ را رقم زده‌است، شوک روانی بود که جامعه هنری را تحت‌تأثیر خود قرار داد؛ کارگردانی که در بخش متقدم آثار تلویزیونی و سینمایی‌اش، بر فضای خانواده و ارزش‌های خانواده تأکید داشت و شور زندگی موج می‌زده‌است، به هر دلیلی که هنوز مشخص و اعلام نشده، تصمیم به پایان زندگی خود گرفت. در حالی که مردم از شنیدن خبر درگذشت این هنرمند باسابقه غمگین و شوک زده‌بودند، فضای مجازی پر شد از اظهارات عجیب و غریب افرادی که تا همین چند ماه پیش بر آتش آشوب‌ها می‌دمیدند.
افراد ناپخته و غرض‌دار افرادی که در ماه‌های اخیر تلاش می‌کردند از هر آب گل آلودی ماهی بگیرند و آن را دستاویزی برای تفرقه‌انگیزی در جامعه کنند، این‌بار مرگ غم‌انگیز پوراحمد را فرصت خوبی برای ایجاد فضای مسموم دانسته، اظهارات چند ماه گذشته وی درباره جشنواره فجر را به عنوان کنش سیاسی این هنرمند فقید و علت درگذشت وی عنوان می‌کنند. چه بسا از نظر این افراد مرگ پوراحمد بهترین فرصت برای دامن‌زدن به پروژه خودتحقیری باشد و آن‌ها برخلاف ظاهر مصیبت‌زده‌ای که به خود گرفته‌اند، در باطن از مرگ این هنرمند خوشحالند و به دنبال مصادره به مطلوب آن هستند.
گفته‌شده از پوراحمد یک دستنویس به جای مانده که هم‌اکنون در اختیار نهاد‌های ذی‌ربط است. چه آن دستنوشت به صورت مستقیم یا غیر‌مستقیم به علل پایان دادن به زندگی وی اشاره داشته‌باشد چه نه اینکه برخی از حاشیه‌سازان تلاش دارند از یک هنرمند بی‌آزار، یک شخصیت کنشگر سیاسی ضد نظام بسازند، البته چیز عجیب و جدیدی هم نیست. کسانی که شبکه‌های اجتماعی را محلی برای ایجاد جنگ روانی بر ضد جامعه ایرانی می‌بینند، از نخستین ساعات اعلام مرگ کارگردان قصه‌های مجید، به این موضوع دامن زدند.
در کنار اکانت‌های مجهول‌الهویه‌ای که این مطالب را منتشر می‌کنند، رسانه‌هایی مانند مجله فیلم امروز، که با مدیریت روزنامه‌نگاری، چون هوشنگ گلمکانی، مدیریت می‌شود هم در دامن زدن به این فضا با استخدام چنین ادبیاتی پیشرو بود: «کیومرث پور‌احمد از سر افسردگی و ناامیدی بی‌آیندگی و بیهودگی خودکشی کرده و به زندگی خود پایان داده‌است؛ همین‌قدر سهمگین و باورنکردنی، وحشتناک و تکان‌دهنده!» این نگاهی که از سوی برخی قلم به دستان سینمایی در حال تزریق به جامعه است، اگر دعوت به ناامیدی و انتحار نیست، چه چیزی می‌تواند باشد؟ این اگر شلیک به روحیه اطرافیان و خط دادن به آن‌ها برای انتخاب انتحار نیست، چه چیزی می‌تواند باشد؟! افرادی که حتی از مرگ یک هنرمند برای رسیدن به مقصود خود نمی‌گذرند و هر اتفاقی را در راه نیل به اهداف خود مصادره به مطلوب می‌کنند، مرگ یک هنرمند ۷۴ ساله را چنان با آسمان و ریسمان‌بافی به یک پدیده سیاسی و انقلاب تفسیر می‌کنند که گویا مرحوم پوراحمد هیچ‌گاه هنرمندی نبوده‌است که برای مردم کشورش از زندگی و از نشاط گفته باشد! متأسفانه لاشخور‌های سیاسی مرگ کارگردان «سر نخ» را فرصتی برای گرفتن یک سر نخ برای رساندن جامعه به یأس و انتحار تشخیص داده‌اند و معلوم نیست تا کی می‌خواهند این بازی نخ‌نمای قدیمی را ادامه دهند. درگذشت کارگردان با سابقه سینما و تلویزیون در روز‌های بهار و فرا رسیدن ماه رمضان که ماه نزدیکی به خداست، خبری غم‌انگیز بود، اما این ماجرا نمی‌تواند برای مروجان تباهی و سیاهی دستاویز خوبی باشد و دست و پا زدن‌های آن‌ها در این شرایط حاصلی نخواهد داشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار