سرویس جامعه جوان آنلاین: هر چند مشکلات اقتصادی منجر به طلاق میشود، اما مسائل اقتصادی تنها دلیل طلاق نیست. چرا که اگر دو نفر از لحاظ شخصیتی و فرهنگ زندگی با یکدیگر هماهنگ باشند و علاقه شدیدی بینشان وجود داشته باشد، از عهده پشت سرگذاشتن مشکلات مالی نیز برخواهند آمد.
امروز معاون وزیر کشور در دیدار با آیتالله سید محمد سعیدی تولیت آستان مقدس قم که در سالن محراب حرم مطهر انجام شد، ضمن ارائه گزارش از روند فعالیتهای معاونت امور اجتماعی وزارت کشور گفت: «متاسفانه آسیبهای اجتماعی درحال رشد است و عدهای بدون در نظر گرفتن ریشهها و علل اصلی این آسیبها آنها را با فقر و بیکاری مرتبط میدانند. این در حالی است که بیشترین طلاقها نیز در میان قشر ثروتمند است.»
طلاقهایی که در میان ثروتمندان جهان اتفاق افتاده نیز این مسئله را به خوبی نشان میدهد؛ سال گذشته بیل و ملیندا گیتس اعلام کردند که پس از حدود سه دهه زندگی مشترک، طلاق میگیرند و گفتهاند: «دیگر باور نداریم که میتوانیم به عنوان یک زن و شوهر با هم باشیم.» این زوج ثروتمند آمریکایی در پیامی توئیتری نوشتند: «پس از فکرکردنهای زیاد و کار در خصوص روابط، ما تصمیم گرفتهایم که به ازدواج خود پایان دهیم.» همچنین دیمیتری ریبولف، میلیاردر روس وصاحب تیم فوتبال آ اس موناکو پس از ۲۷ سال زندگی مشترک از همسرش النا جدا شد؛ مراحل اداری این طلاق شش سال طول کشید و بالاخره در سال ۲۰۱۶ اتفاق افتاد.
اینها برخی از طلاقهایی است که در اوج ثروتمندی افراد اتفاق افتاده است. همچنین بررسی علل طلاقهای رخ داده در کشورمان نیز نشان میدهد که مشکلات اقتصادی، «حرف اول» را برای طلاق افراد نمیزند.
علل مهم طلاق در کشور چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین علی اکبر شورورزی، مدیر مراکز مشاوره اسلامی سماح حوزههای علمیه و از کارشناسان مطرح حوزه خانواده درباره علل اصلی طلاق در کشور گفته: «طلاق، دلایل زیاد و متعددی دارد؛ دخالت خانوادهها، اولین عامل تأثیرگذار در زندگیِ زوجین است، به ویژه در خانوادههایی که سبک تربیتیِ درهم تنیده را انتخاب کردهاند. دوم اینکه با عرض تاسف باید اعلام کرد که یکی از علتهای از بین رفتن باورهای مذهبی، پذیرش سریع فرهنگ غربیست. در حقیقت باید گفت که بنیان فرهنگ ایرانی، پایبندی به اعتقادات دینی است؛ لذا وقتی بنیان ازدواج ضعیف شد، پذیرش اعتیاد، تحریک پذیری و بی وفایی خیلی راحتتر صورت میگیرد. عاملِ سوم در این زمینه، فشارهای اقتصادی است. همچنین استفاده بیش از حدّ و مخرّب از شبکههای مجازی و اعتیاد به شبکههای اجتماعی نیز چهارمین دلیل طلاق و جدایی همسران است. دلیل پنجمی که میتواند موجب طلاق زن و شوهر شود، عدم آشنایی با مهارتهای زندگیِ مشترک است. به نظر من، همسران باید با شرکت در جلسات مشاوره ازدواج و زوج درمانی، نسبت به بالا بردن سطح دانش خود اقدام کنند.»
او ادامه داده: عدم انتخابهای آگاهانه، هفتمین موردی است که فکر میکنم باعث طلاق میشود. معمولا ازدواجهایی به طلاق منجر شده است که زوجین، آموزشهای قبل ازدواج را فرا نگرفتهاند و مشاوره قبل از ازدواج را در مراکز مشاوره معتبر نداشتهاند. علت بعدی طلاق نیز اعتیاد در مردان و زنان است؛ سوء مصرف مواد مخدر به ویژه اعتیاد به کریستال (شیشه)، منجر به خشونت شدید در خانه میشود و باعث بیکاری مردان و مشکلات اقتصادی در میان خانوادهها میشود و تهدیدی جسمی و روانی برای اعضای خانواده محسوب میشود. یازدهمین دلیل طلاق، خیانت زناشویی است. آمارها نشان از آن دارند که بیشتر ازدواجهایی که در آن خیانت رُخ میدهد، متاسفانه به طلاق ختم میشوند. مشکلات با خانوادهی همسر یا به عبارتی عدم داشتن مهارت مدیریت رابطه با خانوادهی همسر، رفاهطلبی و فردگرایی، خونسردی عاطفی و آشنا نبودن با نیازهای همسران در رابطهی عاطفی و نهایتا بیماریهای روانی مانند: افسردگی، وسواس و دوقطبی، از دیگر علل شایعِ جدایی زن و شوهر در جامعهی امروزیِ ما به شمار میروند.
لزوم مهارتآموزی افراد برای تشکیل خانواده
ازدواج و تشکیل خانواده یکی از مراحل مهم زندگی هر انسان است. برای انتخاب فرد مناسب بهعنوان همسر، باید معیارهایمان را بشناسیم و تشخیص بدهیم که چه کسانی برای ما مناسب نیستند. بهعلاوه خودمان هم باید یاد بگیریم همسر خوبی باشیم. هرچند میتوان از راهنماییهای خانواده، دوستان و آشنایان در این مورد استفاده کرد، ولی مهارت انتخاب همسر، یکی از ضروریترین مهارتهای زندگی است که متاسفانه این مهارت در طول دوره زندگی، به افراد آموزش داده نمیشود. به همین دلیل نداشتن این مهارت و کورکورانه ارتباط برقرار کردن، گاهیاوقات افراد را در دام مشکلات زندگی مشترک گرفتار میکند. از همین رو ضروری است تا تمرکز بیشتری برای مهارت آموزی افراد برای تشکیل خانواده صورت گیرد تا جوانان پیش از تشکیل خانواده خودشان را بهتر بشناسند و مناسبترین فرد را برای زندگی شان انتخاب کنند. از طرفی مدیریت حل مسئله را نیز باید به آنها آموخت تا در بحرانها و چالشهای زندگی توانایی حل مسائل را داشته باشند و با کوچکترین مشکلاتی در زندگی ساز ناسازگاری را کوک نکنند.