سرویس جامعه جوان آنلاین: دکتر نعمت الله فاضلی در کانال تلگرامی خود نوشته است: شبکههای اجتماعی بویژه تلگرام باعث رونق حوزه عمومی و گرمی بازار بحث و گفتگو شدهاند. در این بازار گاهی سَر میشکنند و گاه دل! سه گروه در این بازار حضور فعال دارند: «منتقدان»، «مدافعان»، و «میانجیان». روزهای اخیر در برخی گروههای تلگرامی شاهد گفتگوی این سه گروه بودهام. فکر کنم قدر این سه گروه و بازار گرم بحث و گفتگویی را که خلق کردهاند باید پاس بداریم. میپرسید چرا؟ اجازه دهید برای تان بگویم!
این روزها که سیل آمده است مثل روزهایی که زلزله میآید، برخی تلاش میکنند تا سیاستها و حکومت را نقد کنند و نشان دهند که چه سیاستهایی احتمالا باعث پیامدهای تلخ فجایع طبیعی شدهاند. فارغ از این که نقدهای این منتقدان را بخواهم روایت کنم، میتوان منطق آنها برای نقد کردن را توضیح داد.
استدلال و منطق منتقدان این است که اولا سیاستهای نادرست یکی از علل خسارتها و پیامدهای زیانبار حوادث طبیعی است. از این دیدگاه حوادث، طبیعی هستند، اما خسارتهای آن طبیعی نیستند. از اینرو، منتقدان معتقدند مسوولیت اجتماعی آنها ایجاب میکند که سیاستها و حکومت و حاکمان را نقد کنند.
دوم این که این منتقدان معتقدند در زمان وقوع حوادث، جامعه هوشیار و حساس است و افکار عمومی آمادگی بیشتری دارد تا درباره حوادث و سیاستها بشنود. خدا را چه دیدی شاید اهل سیاست هم گوش شنوایی در این میانه پیدا کرد! در نتیجه، منتقدان معتدند نباید «فضای اجتماعی حوادث» را از دست داد.
سوم این که به نظر این منتقدان، حوادث با تخریبها و ویرانیهای شان «پرسش طرح میکنند»، فجایع ما را استیضاح میکنند، و نوعی عاملیتِ طبیعت را ممکن میسازند. در موقع سیل و زلزله و حوادث طبیعی، همه ما از شهروندان تا مدیران و سیاستمداران، از مردم عادی تا متخصصان و دانشمندان، همه در معرض این پرسش قرار میگیریم که چرا پیشگیریهای لازم را نکردیم؟ چرا در مدیریت بحران موفق نبودیم؟ کجای کار میلنگد که با هر حادثهای طبیعی چنین آسیب پذیر میشویم؟
منتقدان معتقدند اینها پرسشهایی است که حوادث میآفرینند و البته از زبان مسوولانه آنها جاری میشود و به سخن در میآید!
خب، تا اینجا موضع منتقدان را گفتم. حال برویم به سراغ «مدافعان»، همانهایی که مخاطب منتقدان هستند، یا این که به هر دلیلی خود را در برابر منتقدان ساکت نمییابند و نمیتوانند سکوت کنند!
برخی مدافعان کار منتقدان را بیهوده، غیراخلاقی و گاهی نیز نومیدکننده و نادرست میدانند. اینها میگویند زلزله و سیل امر طبیعی است و اجتناب ناپذیر؛ بنابراین، جای نقد و گلایه نیست!
برخی هم معتقدند همه مردم مقصرند و نباید حکومت و سیاست را محاکمه کرد. از دیدگاه اینها خود کرده را تدبیر نیست! برخی دیگر از مدافعان هم به تلاشهای حکومت اشاره میکنند و معتقدند حکومت خوب عمل کرده و منتقدان یا بی انصافی میکنند یا مغرضاند.
برخی هم میگویند نیمه پر لیوان را ببینید و به کارهای سازنده و خوب حکومت هم توجه کنیم. از دیدگاه این گروه آدم نجیب و شریف به کسی میگویند که بجای نقد کردن برود به کمک آسیب دیدگان؛ اگر کسی کاری از دستش بر نمیآید لااقل زبان درازی هم نکند!
در این درگیریها و دعواها طبیعتا گروهی به میانجی گری و مصالحه میپردازند. آنها را میانجیان مینامیم. خب، طبیعی است که برخی بخواهند کخدا منشانه میانجی گری کنند! اینها موضع «موعظه گرایانهای» دارند و همه را به دوستی و محبت با یکدیگر دعوت میکنند.
به منتقدان نصیحت میکنند که منصف و متین باشید و با زبانی آرام بدون رنجاندن دیگران سخن بگویید. به طرف دیگر هم نصیحت میکنند که به منتقدان انگ و برچسب سیاسی نزنید و اجازه دهید همه با هم در این فضا زندگی و گفتگو کنیم! گاهی هم حق را به هر دو طرف میدهند! خلاصه، خود را به هر آب و آتش میزنند تا بحث با مسالمت ادامه یابد.
از نظر من هر سه گروه (منتقدان؛ مدافعان؛ و میانجیان) حق دارند که سخن بگویند و هر سه گروه هم کمک میکنند تا فضای گفتگوی جمعی در حوزهی عمومی شکل بگیرد و جامعه سخن بگوید. هیچ یک کاری عبث نمیکنند، زیرا اگر اینها نباشند اساسا گفتگویی نخواهد بود. کار عبث را آنهایی میکنند که احتمالا میخواهند صرفا «تماشاگر» باشند و هیچگونه احساس مسوولیتی در این فضا نمیکنند و نمیپذیرند. اگر قرار بر سرزنش باشد، باید کسانی را سرزنش کنیم که بیرون گود ایستادهاند و ظاهرا تلاش میکنند تنها گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند! باری، بیاییم انتقاد کنیم، ولی نه از خودمان بلکه از این جمعیت تماشاچی!