
نيره ساري
فعاليت پاركبانان غيرقانوني است، اما اين افراد همچنان مشغول به فعاليت هستند؛ مؤسسات مالي و اعتباري مجوز ندارند، اما همچنان باز هستند؛ رستورانها نبايد ماليات بر ارزش افزوده اخذ كنند، اما همچنان ميگيرند، ثبتنام موتورسيكلتها براي طرح ترافيك غيرقانوني است، اما همه راكبان موتور ملزم به ثبتنام ميشوند، به حقوق زير 2 ميليون تومان ماليات تعلق نميگيرد، اما با كسر ماليات پرداخت ميشود، مدارس دولتي مجاز به دريافت شهريه نيستند، اما همچنان خانوادهها مجبور به پرداخت برخي هزينهها هستند و الی ماشاءالله بايدهايي كه اجرا نميشود و نبايدهايي كه اجرا ميشود! در نهايت اين مردم هستند كه بهرغم حجمي از مشكلات اقتصادي و خانوادگي، با يكديگر درگير ميشوند، مردم و پاركبانان با يكديگر، كارگر با كارفرما، ارباب رجوع با كارمندان، مدير مدرسه با والدين، دانشجو با راننده تاكسي، قصاب با مشتري و الی آخر و همه اين درگيريها كه منجر به تنش روحي و رواني در جامعه ميشود تنها به اين دليل است كه فقدان عمل به قوانين، بلاتكليفي را تنها و تنها براي مردم به ارمغان میآورد.
سؤال اصلي اين است، اگر قانون است چرا اجرا نميشود، اگر بايد اجرا شود، چرا با عاملان اجرا نشدن برخورد نميشود، اگر هم كه قانون نيست و جهت اجرايي شدن آن ضرورتي تعريف نشده است، پس چرا اين غيرقانونيها به صورت خبر اعلامي در جامعه درز پيدا ميكند؟! آيا هيچكس به اين فكر نميكند بلاتكليفي در اجرايي کردن اين قانونها تنها منجر به درگير كردن مردم با يكديگر در طول روز ميشود و همين دوگانگي اخبار اعلامي با سياستهاي اجرايي باعث كاهش آستانه تحمل و تنشهاي روحي و رواني ميشود؟!
بعد از سالها اعتراض و بهرغم كژدار و مريز عامه مردم با پديده نوظهور شهري به نام «پاركبان»ها، چند روز پيش فعاليت اين گروه بنا بر دلايلي غيرقانوني اعلام شد و مسئولان از مردم خواستند كه به آنها پول ندهند.
وقتي از قوانين، درگيري سهم مردم ميشود
آيا پيش از اعلام غيرقانوني بودن فعاليت پاركبانها سابقه درگير شدن با پاركبان را به دليل اخذ هزينه هنگفت براي دقايقي كوتاه را داشتهايد؟ اگر جواب شما مثبت باشد، بيشك در بسياري مواقع شاهد آسيبرساندن به خودروي خود بعد از مراجعه به محل پارك ماشين بودهايد يا در حداقلترين نوع خود درگيري لفظي و تنش روحي با پاركبان را تجربه كردهايد، حال اين را در نظر بگيريد كه فعاليت پاركبانها غيرقانوني تعريف ميشود و از مردم ميخواهند كه به پاركبانها پول ندهند، اما همچنان در نقاط مختلف شهري شاهد حضور اين افراد و اخذ وجه بابت پارك ماشين هستيد، اين يعني درگير کردن مستقيم مردم با پاركبانها!
اين در حالي است كه همين چند وقت قبل هم خبري تحت عنوان آغاز ثبتنام از راكبان موتورسيكلت براي تردد در محدوده طرح ترافيك منتشر و در آن تأكيد شد كساني كه موفق به ثبتنام نشوند در آينده براي ورود به محدوده قانوني طرح ترافيك با مشكل مواجه ميشوند، اما فرداي اعلام اين خبر، ثبتنام موتورسيكلتها براي طرح ترافيك غيرقانوني اعلام شد. اين يعني باز هم بلاتكليفي و درگيري سهم مردم ميشود!
ميگويند در مدارس دولتي هيچ پولي پرداخت نشود، اما هنوز چند روز از شروع مدارس نگذشته كه به بهانه كلاس فوق برنامه، غذا و... اقدام به پول گرفتن از والدين ميكنند. ميگويند ماليات بر ارزش افزوده حذف شود، اما يك رستوران و فستفود اقدام به اخذ ماليات ميكند و ديگري نميكند و در نهايت هم ذيل ماده و تبصرهاي كه مردم توان درگير شدن با آن را ندارند، اقدام خود را قانوني تعريف ميكنند، ميگويند ايرلاينها بايد براي تأخير بيش از چهار ساعت غرامت پرداخت كنند، اما وقتي مردم به ايرلاين مراجعه ميكنند، ذيل هزاران ماده و تبصره از پرداخت خسارت سرباز ميزنند، ميگويند اگر حين حمل ماشين در محوطه پارك ممنوع سر رسيديد بايد خودرو تحويل مالك شود، اما بعيد ميدانم تا به حال كسي قادر به پسگيري خودروي خود شده باشد.
و اين قصه همچنان سر دراز دارد. قانون را مصوب و سياست خود را اعلام ميكنند، اما به بهانه تبصره و ماده، مردم را با يكديگر درگير میکنند و در پايان هم اگر شخصي بخواهد حق سلب شده خود را باز پس گيرد در چنان پروسه طولانيمدت و فرسايشي قرار ميگيرد كه عطاي حق خود را به لقايش ميبخشد!
مسئولان نوع درگيري مردم با يكديگر را تعريف ميكنند
اين مردم هستند كه بايد قانون را اجرايي كنند، گويي مسئولان فقط وظيفه تصميم گرفتن براي نوع درگيري مردم با يكديگر را دارند تا در نهايت بعد از اعلام قانون نوشته شده در كناري بايستند، شاهد دعوا و درگيري مردم با يكديگر باشند؛ چراكه ارادهاي براي اجرايي شدن وجود ندارد و اين مردم هستند كه ظرفيت روحي و رواني خود را بايد بالا ببرند تا مسئولان را در اداره مملكت ياري كنند.
اگر پاركبان نبايد پول بگيرد پس به طور حتم فارغ از هر بند و تبصرهاي نبايد فردي را با لباس متحدالشكل تحت عنوان پاركبان در نقاط شهري را ببينيم، اگر رستورانها نبايد ماليات بر ارزش افزوده اخذ كنند پس مردم نبايد در صورتحساب خود شاهد اين دريافت باشند، اگر ثبتنام موتورسواران براي دريافت طرح ترافيك غيرقانوني شناخته ميشود پس چه دليلي براي ثبتنام راكبان موتورسوار در سامانه ثبتنامي وجود دارد، اگر حقوق زير 2 ميليون مشمول دريافت ماليات نميشود پس ذيل هيچ بند و تبصرهاي نبايد كارگر شاهد كسر مالياتي در فيش حقوقي خود باشد، اگر مدارس دولتي مشمول دريافت هزينه و شهريه يا هر عنوان ديگري تحت عنوان «پول گرفتن» را دارند، پس والدين نبايد در طول سال به بهانههاي مختلف مجبور به دادن هزينهاي شوند و هزاران اگر ديگري که در فقدان نظارت درست و اجرايي كردن قوانين بلاتكليفي را بر دوش مردم ميگذارد.
به راستي وضع چنين قوانيني براي نفع رساندن به چه كساني يا مقابله با منافع ناحق چه كساني است كه نظارت بر اجراي آنها هميشه فراموش ميشود و جز تنشافزايي در جامعه، كاركرد ديگري از آنها ديده نميشود؟!